حکایت بسیار آموزنده :

اعرابى در موقع مجامعت بازن اجنبیه نشست و چون اراده جماع  ( نزدیکی )کرد به فکر معاد ( قیامت ) افتاد و برخاست.

زن گفت کجا روى؟

گفت: هر که بهشتى را که عرض آن ما بین آسمانها و زمین‏ها است به مقدار عرض چهار انگشت از میان پاى تو بفروشد در علم مساحت احمق خواهد بود.

                        خزائن، ص: 395

/ 0 نظر / 4 بازدید