عن محمد بن یحیى، عن محمد بن احمد، عن یعقوب بْنِ یزیدَ، عن یحیى بن مبارک، عن عبد اللَّه بْنِ جِبلّة، عن ابى جمیلة، عن اسحاقِ ابن عمارِ، عنْ أبِی عَبْد اللَّه (ع) قال قالَ امیرُ المُؤمنین، صَلَواتُ اللَّه عَلَیْهِ، لِشُرَیْحٍ: یا شُرَیْحُ قَدْ جَلَسْتَ مَجْلِساً لا یَجْلِسُهُ (ما جلسه) الّا نَبىّ أَوْ وَصِىُّ نَبِىٍّ أوْ شَقىّ 1.
حضرت امیر المؤمنین (ع) خطاب به شریح مىفرماید: «تو بر مقام و منصبى قرار گرفتهاى که جز نبى یا وصى نبى و یا شقى کسى بر آن قرار نمىگیرد».
و شریح چون نبى و وصى نبى نیست، شقى بوده است که بر مسند قضاوت نشسته است. شریح کسى است که در حدود پنجاه- شصت سال منصب قضاوت را در کوفه عهدهدار بود، و از آن آخوندهایى که به واسطه تقرب به دستگاه معاویه حرفهایى زده و فتواهایى صادر کرده، و بر خلاف حکومت اسلامى قیام کرده است. حضرت امیر المؤمنین (ع) در دوران حکومت خود هم نتوانست او را عزل کند. رجاله نگذاشتند، و به عنوان اینکه «شیخین» او را نصب کردهاند و شما بر خلاف آنان عمل نکنید، او را بر حکومت عدل آن حضرت تحمیل کردند. منتها حضرت نمىگذاشتند بر خلاف قانون دادرسى کند.
______________________________
(1). وسائل الشیعه؛ ج 18، ص 6- 7، «کتاب القضاء» باب 3، حدیث 2.