| چاوش خوانی از آیینهاى دینى و مراسم مذهبى سفر به اماکن مقدس |
| ساعت ۱٠:۱٦ ق.ظ روز جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چاوش خوانی ،از آیینهاى دینى و مراسم مذهبى ،فریدن کمران از توابع اصفهان |
|
یکى از آیینهاى دینى و مراسم مذهبى سفر به اماکن مقدس مىباشد که زیارت نامیده شده است. زیارت حرکتى است ظاهراً در مکان و به حقیقت در دل و جان. زیارت حضور جسم و روح است در برابر اولیاى الهى. زیارت برقرار کردن ارتباط قلبى با حجت خداست. آنچه در زیارت بسیار چشمگیر است، اهمیت آن و ثوابهاى بسیارى مىباشد که در روایات ائمه اطهار بیان شده است. سفرهاى زیارتى که با عشق و آرزومندى و با پسانداز مختصر انجام مىشد، در هر شهر و دیارى از ایران قدیم آداب و رسوم خاصى داشت. مانند تهیه توشه راه، طلب حلالیت، پرداخت خمس یا زکات مال، نوشتن وصیّتنامه، پرداخت بدهى به طلبکاران، رفع کدورت و آشتى با افراد قهر، تعیین وکیل در غیاب خود، چاووشىخوانى و بوسیدن قرآن هنگام خروج از منزل، وداع با خانواده و بستگان. و نیز هنگام بازگشت همراه با مراسمى بود. مانند آوردن سوغات، استقبال اهالى و فامیل همراه چاووشىخوانى از زایر، قربانى کردن، برپایى سفره ولیمه. در فریدن کمران از توابع اصفهان، اشعار یک چاووشى که با صلوات همراه اول سلام بر احمد، دوم به ساقى کوثر سوم به فاطمه، چهارم به سبزپوش پیمبرسلام پنجم ما باد به کشته نیزه خنجر ز بعد پنج تن حق، سلام بر همه یک س همین کلام بود امر واجب ما که بر حبیب خدا ختم انبیا صلوات به یازده پسران على ابوطالب به ماه عارض هر یک جدا جدا صلوات در کرب و بلا به شمر ملعون لعنت در طوس غریبالغربا را صلوات چاووشى دیگرى که براى اهالى این روستا آشنا بود، این ابیات است: اى کعبه به خود مناز، هر که جایى دارد بین شاه رضا چه بارگاهى دارد خاک در او سجدهگه شاه و گدا با ورد زبان حمد و ثنایى دارد |
|
| چاوش خوانی |
| ساعت ٩:٢٦ ق.ظ روز جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: چاوش خوانی ،شمع و فانوس و فنر ،کوس زد بانگ ،اى محب على و آل |
|
چاوش خوانی جهت آماده کردن اسباب و لوازم سفر زیارت در گذشتههاى نه چندان دور، چاوشىها علاوه بر خواندن اشعار در تهییج مردم به سفرهاى زیارتى، اشعارى را در مورد تهیه اسباب و لوازم سفر مىخواندند که در گنجینه فرهنگ مردم، اشعار زیبایى از آنها موجود است که نشاندهنده وسایل و اثاثیه سفر حجاج و مسافران حج در زمانهاى قدیم بوده است که باید یک زایر با خود همراه داشته باشد: اى محب على و آل، همه خُرد و کِبار خواب تا کى، همه گردید به یک دم بیدار هرکه شب راه رود، روز رسد بر منزل هرکه شب خواب کند، هست خجل آخر کارچشم بگشا و نما جمع ز اسباب سفر تا نمانى عقب از قافلههاى زوّار پاکش خویش بیاور ز برش توبره فکن بر سر مال بزن، یا دهنه یا افسار کوس زد بانگ رحیل به یاد از قُر و زنگ زود بر کَن ز دل خاک در این دم بسمار آنچه دارى بُنه همراه فراموش نکن شمع و فانوس و فنر، سیخ فنر را یاد آر کُپه را با دبه و تنگ و دیگر آفتابه چنته و چاپُق و قلیان، زچوب سیگار قورى و کتر و سماور، سینى و نعلبکى استکان و دگر آن قندشکن را بردار تنگ روى و دیگر آن قوطى چایى برگیر کیسه قند مکرر به کنارى مگذار از کماجدان و دیگر دیگ بَر و از کفگیر بلکه بشقاب و دگر دورىخود را بشمار کاسه و جام و دیگر قابلمه و طاسِ کباب بنما یاد که گم مىشود اندر شب تار سفره نان و دیگر قاشق و از کیسه نمک با توجه همه را در نظرت یاد بیار کیسهات گر ز توتون است یا تنباکو جعبه و قوطى گوگرد که شد مایه نار آنچه اسباب ز جیب است بکن کم تو عبث ذرهبین و دیگر از آینه و قبله نما مهر و تسبیح و ز انگشتر و قفل و منقاش «1» چاقو و قطب،ز زنجیر مسلسل رفتار جعبه سوزن خود را تو به غیرى مسپار شال و پاتابه «3» به پا پیچ و به سر نِه دستار موزه در پا، عصا در کف و بر دوش ردا رو به ره آر، به توفیق خداى غفّار نِه بر خورجین همه اسباب و بزن قفل بر او بار بنما و به مرکب بشو این لحظه سوار چتر بردار و نما هیکل خود قرآن را تا که محفوظ بمانى تو به هر لیل و نهار کن نصیب از کرم خویش «رجا» را یارب کربلا و نجف و مشهد شاه ابرار مجموعه مقالات هماندیشى زیارت، ج2، ص:1100 - 1102
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

