براءبن عازب که یکى از صحابه معروف پیغمبر است ، گفت : روزى ما در خدمت حضرت رسول (ص) بودیم که چشم حضرت به گروهى که در محلى جمع شده بودند افتاد. حضرت پرسیدند: براى چه این مردم اجتماع کرده اند.
گفتند: جمع شده اند و قبر مى کَنَند. براء گفت : چون حضرت اسم قبر را شنید، شتابان و با سرعت بطرف قبر حرکت کرد و خود را به قبر رسانید پس به زانو کنار قبر نشست .
من رفتم بطرف مقابل حضرت تا ایشان را مشاهده کنم و ببینم حضرت چکار مى خواهد انجام دهد. دیدم حضرت شروع بگریه نمود آنقدر گریست به حدّیکه از اشک چشم خود را تر نمود.
سپس رو به ما نمود و فرمود اِخوانى لِمِثْلِ هَذا فَاَعِدُّوا یعنى برادران من براى مثل این مکان تهیّه ببینید و آماده شوید.
نرم افزار بوستان حکایت