| قیام مختار |
| ساعت ٩:۱٩ ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: قیام مختار ،مشهورترین شخصیتهاى عرب ،پریشان شدن آدمکشان جنایتکار ،عبد الملک بن حجاج تغلبین |
|
«مختار»، از مشهورترین شخصیتهاى عربى است که تاریخ اسلامى آن را شناخته و نقش مهمّى در حوادث سیاسى و اجتماعى آن روزگار، ایفا نمود. و نیز از برجستهترین سیاستمداران در طرح برنامهها و ارائه شیوهها و چیرگى بر موقعیتها بوده است. وى شایستگى خود را به عنوان مرد اندیشه و عمل، به اثبات رساند. (1) یکى از نویسندگان درباره او مىگوید: «وى، اطلاعات وسیعى در علم روانشناسى و آگاهى از وسایل تبلیغ و اطلاعرسانى داشته و با احساسات مردم همانند خردهاى آنان سخن مىگفت و به وسایل تبلیغ معروف همچون خطابه و شعر، اکتفا نمىنموده، بلکه به وسایل دیگرى براى تبلیغ دست زده بود، همچون نمایش، تظاهرات و شایعهپراکنى. و نیز آنچه امروزه با آن را کودتاى نظامى مىنامیم دست زد و کوفه را از فرزند زبیر گرفت» «1». (2) وى، یکى از بزرگان شیعه و شمشیرى از شمشیرهاى خاندان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بود. و به شدت در آتش درد و بىتابى به خاطر عترت پاک، مىسوخت. کسانى که شمشیرهاى باطل، آنان را از بین برده بودند. وى براى رسیدن به حکومت تلاش کرد، نه به خاطر اینکه رغبتى بدان داشت، بلکه براى اینکه به خونخواهى اهل بیت بپردازد و از قاتلانشان انتقام بگیرد. (3) به این قهرمان عظیم، تهمتهاى ناروایى زده شد، مانند متهم نمودن وى به ادعاى نبوّت و دیگر نسبتهاى باطلى که از او بعید بوده و وى از آنها مبرّا بوده است؛ زیرا او به خونخواهى امام بزرگوار برخاست، وجود دولت اموى را لرزانده و شکوه حکومت آن را ساقط گردانید و میان عرب و غیر عرب، مساوات را اجرا نمود، کسى را بر دیگرى برتر نشمرد و در روزگار حکومتش، مىخواست که در پرتو شیوه سیاست حضرت امام امیر المؤمنین علیه السّلام و پیروى از عملکرد آن حضرت در سیاست اقتصادى و اجتماعى، رفتار نماید. (1) وى، بسیار باتقوا و در دین، پرهیزگار بود. مورخان مىگویند: او در ایام حکومت کوتاه مدتش، براى سپاس به درگاه خداى تعالى، بسیار روزهدارى مىکرد که خداوند وى را به گرفتن انتقام عترت پاک و نابودى آدمکشان پلید جنایتکار، موفق فرموده بود. (2) آنان تهمتهاى بىاساسى به این قهرمان بزرگ چسباندند تا مقام وى را ناچیز سازند و از اهمیتش بکاهند، ما پس از مطالعه کارهاى وى، او را یکى از افراد کمنظیر تاریخ و از نامداران امّت اسلامى یافتیم، با شایستگیهاى فراوانى که در فضل و تقوا، اصالت اندیشه، عمق نظر و حسن تدبیر داشت که کمتر کسى از مردان و بزرگان روزگار چنین اوصافى را دارا بودهاند ...، دوست داشتم که درباره نشانههاى شخصیت ارجمندش، بیشتر سخن بگویم و درباره قیام وى و چگونگى دستیابىاش به حکومت، مطالب بیشترى را بیان نمایم ولى این کار خود مستلزم کتابى خاص مىباشد که شاید به خواست خدا، موفق به این کار گردم و پیش از آنکه سخن درباره وى را پایان دهم، به صورتى مختصر به بعضى موارد مربوط به موضوع، اشارهاى مىنمایم: پریشان شدن آدمکشان جنایتکار ترس و وحشت بر جان آدمکشان جنایتکار و قاتلان ریحانه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مستولى شد؛ زیرا آنان یقین داشتند که قیام مختار براى انتقام گرفتن از آنان برپا شده است، لذا بعضى از آنان از ترس وى، سر به بیابان نهاده و دیگر خبرى از آنان به دست نیامد. عدهاى دیگر نزد عبد الملک گریختند تا آنان را از حمله و خشم مختار حمایت کند که یکى از آنان خطاب به وى گفته بود:
«به تو نزدیک مىشوم تا مرا رحم کنى و گرفتاریم را رفع نمایى، اما مىبینم که مرا دور مىسازى، پس کجا باید رفت؟». (1) «عبد الملک بن حجاج تغلبین» نیز به وى پناهنده شد و به او گفت: «من به سوى تو از عراق گریختهام». (2) «عبد الملک بن مروان» بر وى فریاد کشید: «دروغ گفتى، به سوى ما فرار نکردهاى، ولى تو از خون حسین گریختى و بر جان خود ترسیدى و به ما پناه آوردى» «3». (3) همچنانکه بعضى از آنان به سوى فرزند زبیر گریخته و به سپاه وى پیوسته و همراه وى جنگیده بودند، نه به عنوان ایمان به مسلک وى بلکه به خاطر ترس از مختار که او خانههایشان را ویران ساخت و بر همه اموالشان دست یافت. وى، خانه «محمد بن اشعث» را ویران ساخت و مصالح آن را گرفت و خانه شهید «حجر بن عدى» را با آن بنا کرد که زیاد بن أبیه، آن را ویران ساخته بود «4». (4) اما پلید ناپاک، «عمر بن سعد»، در خانه خود پریشان و هراسان، پنهان شد و شخصیتها را براى واسطه شدن نزد مختار براى گرفتن اماننامه و عفو کردن وى، مىفرستاد. مختار او را به شرطى امان داد که دست به هیچ اقدامى نزند، ولى وى در این مورد، اقدام به وارونهگویى و توریه نمود به این معنا که وارد بیت الخلاء نشود. مختار، دل مجرمان و قاتلان امام را پریشان ساخت، به طورى که زمین در زیر پایشان لرزید و امواج خروشانى از ترس و وحشت، آنان را در کام خود فرو برد و هیچیک از آنان زندگى آسودهاى نیافتند؛ زیرا شبح مرگ بر آنان سایه افکنده بود. زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام ،ج3،ص:545
______________________________ (2) المختار، ص 43. (3) ابن قتیبه، عیون الاخبار 1/ 179- 180. (4) ابن اثیر، تاریخ 4/ 244.
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

