پایان زندگى بو على 428 ه- 1036 م
زیادهروى در شهوات سرانجام جسم نیرومند شیخ را فرسوده کرد. به هنگامى که علاء الدوله با «تاش فراش» مىجنگید- و ابن سینا همراه وى بود- بیمارى قولنج گریبان شیخ را گرفت. شیخ از ترس آنکه مبادا در هنگامه کارزار و فرار امیر، زمینگیر شود و از همگامى با او بازماند، در یک روز هشت نوبت دستور تنقیه داد. بر اثر این زیادهروى، رودههایش زخم شد. چون در کار درمان ورزیده بود، خویشتن را با داروهاى مناسب اندکى بهبود بخشید. اما علیل گشت. زیرا از غذا پرهیز نمىکرد، و از صحبت زن- دستبردار نبود. در نتیجه بیمارى قولنج وى گاهى زورآور مىشد و زمانى تسکین مىیافت، تا آن هنگام که در رکاب علاء الدوله به سوى همدان رهسپار گردید.
در این سفر بیمارى شیخ به شدت گرایید، چون به همدان رسید دانست که نیروى جسمانى خود را چنان از دست داده که دیگر از غذا و دارو کارى ساخته نیست. بنا بر این از درمان خویش دست کشید و گفت: «مدبر تن من از تدبیر فرومانده و درمان بیفایده است». چند روزى بر این حال بود تا دیده از جهان فرو بست. جسمش را در همدان به خاک سپردند. در آن هنگام پنجاه و هشت ساله بود.
ترجمه رساله اضحویه، ص: 25