خزیم بن بشر اسدى گوید: آن روز که زینب دختر على (ع) خطاب به مردم کوفه سخن مىگفت بر وى نگریستم. به خدا سوگند هرگز در خطابه و سخن زنى را بالاتر از او ندیده بودم. گویى همان سخنان امیر المؤمنین على (ع) است، که از زبان او شنیده مىشود. پس به سوى مردم اشاره کرد که خاموش باشید.
نفسها به سینهها بازگشت و زنگهاى شتران از صدا بیفتاد. آنگاه سخن را آغاز کرد و گفت: سپاس و ستایش بر خداوند و درود بر محمد و خاندان پاکش باد. اما بعد، اى مردم کوفه و اى فریبکاران مکار، و اى بىوفایان پیمانشکن آیا بر ما اشک مىریزید؟ و به خاطر ما ناله مىکنید؟ اشک بریزید که اى کاش هرگز چشمتان از اشک بازنایستد و ناله شما آرام نگیرد. شما به آن زنى مىمانید که رشته خود را محکم مىتابد و سپس مىگشاید. شما نیز رشته ایمان را بستید و عهد و پیمان بستید اما سرانجام عهد و پیمان خود را شکستید و رشته ایمان را از هم گسستید. در میان شما هیچ خصلتى جز لافزنى و خودستایى و دشمنى و دروغگویى وجود ندارد. به سان کنیزان تملق مىگویید و همانند دشمنان غمازى مىکنید و فریب مىدهید. شما همانند آن گیاهى هستید که در مزبله روییده باشد و یا به سان آن نقرهاى هستید که آرایش قبرى شده باشد. چه بد توشهاى براى خود ذخیره کردید. خشم خدا را به جان خریدید و آتش جاودان را براى خویشتن مهیا ساختید. اکنون بر ما اشک مىریزید و ناله مىکنید؟! سوگند به خدا که سزاوار گریستن باشید. پس بسیار بگریید و کم بخندید، که ننگى ابدى بر دامن خود فرو انداختید. ننگ و عارى که به هیچ آبى شسته نگردد. آیا مىدانید چه کسى را کشتید و با چه چیزى جبران خواهید کرد؟ او جگرگوشه خاتم پیمبران و معدن رسالت و سرور جوانان اهل بهشت و کسى بود که در جنگ و گرفتاریها ملجأ و پناه شما به حساب مىآمد. دین را از او مىآموختید و احکام شریعت را از او تعلیم مىگرفتید. آگاه باشید که گناه عظیمى مرتکب شدید. وزر و وبال بزرگى براى خود ذخیره کردید. از رحمت خدا به دور باشید و هلاکت بر شما باد. حسرت زده و نومید بمانید که دستهاى شما زیانکار شد و معامله شما موجب خسران و زیان شما گردید. در خشم و غضب خدا غوطهور شدید و پرده ذلت و فلاکت شما را در برگرفت. واى بر شما اى اهل کوفه، آیا مىدانید که چه جگرى از پیمبر خدا را شکافتید؟ و چه پردهنشینانى را از پرده بیرون افکندید؟ و چه خونى از او ریختید و چه حرمتى را از او شکستید؟ شما با این عمل ناپسند خود حادثهاى عظیم و فاجعهاى بزرگ و درآور و پست و ظلم و ستمى جانفرسا و کارى زشت و ناشایسته انجام دادید.
فاجعهاى که عظمت آن نزدیک است. زمین و آسمانها را به هم ریزد. آیا تعجب مىکنید که اگر در اثر این گناه خون از آسمان ببارد؟ بدون شک عذاب آخرت سختتر و خوارکنندهتر است، و در آن روز شما را یاورى نخواهد بود. از این دو روزه مهلت خوشدل و مغرور نشوید زیرا که خداوند در مکافات بندگان عجله نمىکند. بیم آن ندارد که هنگام انتقام بگذرد و گناهکارى بدون کیفر بماند. آرى پروردگار شما در کمین گناهکاران است.
خزیم بن بشر گوید: به خدا سوگند مردم را دیدم با شنیدن این خطبه در بهت و حیرت فرو رفته مىگریستند و دستها به دهان مىگزیدند. پیرمردى را دیدم که در کنار من ایستاده و از اشک محاسنش تر شده بود. مىگفت: پدر و مادرم فداى شما باد. پیران شما از بهترین افراد و جوانان شما بهترین جوانها و زنان شما بهترین زنها و خاندان شما بهترین خاندانها هستند که هرگز خوار و مغلوب نخواهند شد.
سیره معصومان ،ج5،ص:188