امام صادق علیه السلام می فرمایند : ای مفضَل ،تأمل کن: در آب دهان و منفعتى که در آن هست زیرا که حق تعالى چنین مقرر گردانیده که همیشه جارى باشد در دهان که تر کند کام و گلو را. اگر این رطوبت نمىبود آنها فاسد و بىطراوت مىشدند، اگر این رطوبت با غذا هضم نمىشد، در گلو گوارا نمىشد و این رطوبتمرکبى است از براى غذا که آن را به معده مىرساند.
و ایضا این رطوبت به زهره مىرسد و موجب صلاح حال انسان است زیرا که اگر زهره خشک شود آدمى هلاک مىشود. و به تحقیق که گفتهاند گروهى از جاهلان متکلمان و ضعفاء العقول فلاسفه به جهت قلّت تمیز و قصور علم که: اگر شکم آدمى به هیئت قبا مىبود که هر گاه طبیب خواهد بگشاید و اندرون آن را مشاهده نماید و دست داخل کند و معالجه کند آنچه را که خواهد، هر آینه اصلح بود از آن که بستهاند و از دیده پنهان است و دست به آن نمىرسد و دردهاى اندرون را نمىتوان شناخت مگر به دلیلهاى غامض و علامتهاى مشتبه مانند نظر کردن به قاروره و بوئیدن عرق و اشباه اینها از علاماتى که غلط و اشتباه در آنها بسیار مىشود، و بسا باشد که اشتباه باعث کشتن مریض گردد.
و جواب این شبهه آن است که جاهلان باید بدانند که اگر چنین مىبود و اطّلاع بر امراض و معالجه آنها به این آسانى مىبود، هر آینه مردم را ترس از مرگ و بیمارى نبود و علم به بقاى خود به هم مىرسانیدند و به سلامت و صحت خود مغرور مىگردیدند و موجب طغیان و فساد ایشان مىشد.
و مفسده دیگر این که پیوسته رطوبات شکم مترشح مىبود و هر جایى که مىنشست و مىخوابید ملوّث مىگردانید و جامهاش همیشه تر و کثیف مىشد و عیش بر او فاسد مىگردید.
و مفسده دیگر این که معده و جگر و دل افعالى که از اینها صادر مىشود به حرارت غریزى مىشود که حق تعالى در جوف آدم محتبس گردانیده اگر در شکم فرجها و رخنهها مىبود که توان گشود و اندرون شکم را دید و دست را داخل جوف توان کرد، هر آینه برودت هوا به جوف مىرسید و با حرارت غریزى مخلوط مىشد و عمل احشاى جوف باطل مىگردید و آدمى هلاک مىشد. پس بدان که هر چه اوهام به سوى آن مىرود به غیر نحوى که خالق حکیم اشیاء را بر آن طریقه آفریده خطا و باطل است.
ترجمه توحید المفضل، ص:87 - 88