براى آگاهى از ماهیت حکومتى که مورد نظر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و مورد توجه و خواسته تمامى ائمه بوده و هست، کافى است به محتواى مکتب اسلام و بایدها و نبایدهاى آن و بهویژه بهمسائل اخلاقى اسلام که بشریت را از ظلماتِ وهم و صفات زشت به عالم نور و تزکیه نفس مىرساند و او را یک فرد ایثارگر و خداىجو قرار مىدهد، نگاهى بیفکنیم، خواهیم دید که آن حکومت عادلانه و عدلپرور چیزى غیر از پیاده نمودن احکام اسلام نیست.
با نگاهى به فقه اسلام در بخش معاملات و سیاسات درمىیابیم که تا چه اندازه دقّت بهعمل آمده تا جلو ظلمها و اجحافها گرفته شود خودکامگىها و خودخواهى را بگیرد آیا با رعایت نمودن احکام قضا و شهادات و شرائط قاضى و قواعد فقهى عدالت اجتماعى برقرار نمىگردد؟
حتّى احکام عبادات از قبیل اباحه مکان و لباس و قربانى و احرامى ووو که مورد ابتلاى اهل ایمان است بر مبناى ظلمستیزى مقرّر شده و از تصرّف به مال و ملک و حق مردم بهطور عدوانى جلوگیرى مىکند.
همچنین با نگاهى به مسائل حقوقى اسلام از قبیل حق والدین بر فرزند وبالعکس حق زوج بر زوجه وبالعکس، حق راعى بر رعیت وبالعکس، حق کارفرما بر کارگر وبالعکس، حق همسایگان بر یکدیگر و حتّى حقوق حیوانات بر انسانها. «1» و با توجّه به این مسائل حیاتى و بهکار بستن آنها واقعاً زندگى بشرى رنگ و بوى دیگرى پیدا مىکند اگر بر این دو یعنى فقه و حقوق اسلامى، دستورات اخلاقى را ضمیمه کنید و محبّت و ایثار و نوع دوستى و گذشت و عفو بر جامعه حاکم گردد آیا جایى براى تعدّى و تجاوز باقى مىماند؟ آیا بوى بهشت و بهشتیان از چنین جامعهاى به مشام نمىرسد؟
مسؤولیت همه مکلّفین از پیر و جوان، زن و مرد، در آشکارا و نهان، در شهر و بیابان، امر بهمعروف و نهى از منکر است که تارک آن، مرده متحرک معرفى شده و انجام آن از بزرگترین تکالیف دانسته شده و در اهمیت آن همین بس که على علیه السلام مىفرماید:
وَما أعمالُ البرِّ کُلُّها وَالْجَهادُ فی سبیلِ اللهِ عِنْدَ الأمر بِالْمَعروفِ وَالنَّهیِ عَنِ الْمُنْکرِ إلّاکَنَفَثةٍ فی بَحرٍ لُجّىٍ. «2»
تمامى کارهاى نیک حتى جهاد در راه خدا در مقابل امر بهمعروف و نهى از منکر مانند قطرهاى از آب دهان در برابر دریاى موّاج مىباشد.
اگر امر بمعروف و نهى از منکر با این شدّت بر همگان واجب شد براى این است که عدالت و حق در همه جا پیاده شود و پلیس و ناظر آنهم خود مردم باشند و این نظارت عمومى باعث شود که کسى از خط سیر عدل و حق پا فراتر نگذارد. و همچنین اسلام به همگان دستور مىدهد که به یکدیگر توصیه حق و توصیه صبر داشته باشید «تَواصَوا بِالْحَقِّ وَتَواصَوا بِالْصَّبرِ» و نیز یکدیگر را نصیحت کنید.
قرآن به پیروان خود دستور مىدهد که با دشمن خود بر اساس عدالت رفتار کنید، مبادا بغض و عداوت، باعث شود که افراد را از عدالت و رعایت آن، حتى در مورد دشمنان خود دور گرداند «3»؛ زیرا یکى از عوامل ظلم و حقکشىها همین بغض و کینهتوزى نسبت به یکدیگر است.
دوازده گفتار درباره دوازدهمین حجت خدا ، ص:233 - 234