کشتن مختار به وسیله فرزند زبیر، به تضعیف روحیه انقلابى نزد شیعیان نینجامید؛ زیرا قیامهاى دیگرى وجود داشت که نوادگان امام حسین علیه السّلام و نوادگان برادرش امام حسن علیه السّلام آنها را رهبرى کردند؛ چون انقلابى عظیم، «زید بن على» که براى نبرد با ظلم و ستم بپاخاست و آتش انقلاب را پس از او، فرزندش «یحیى»، شعلهور ساخت، آنان، اصول حضرت حسین علیه السّلام را شعار خود قرار داده و انتقام خون وى را طالب بودهاند.
انقلابها، همچنان ادامه یافت تا اینکه پرچمهاى سیاه همراه با طلیعههاى سپاه مسلمین به فرماندهى ابو مسلم خراسانى سرازیر گشتند و تاج و تخت اموى را سرنگون ساختند و غرور و جبروتش را در هم کوبیدند.
(1) در اینجا سخن ما به اختصار در مورد رهاوردهاى انقلاب که در زمینههاى فکرى و اجتماعى محقق شدهاند، پایان مىیابد و بدین گونه صفحات پایانى این کتاب را نیز به آخر مىبریم. و آنچه را بارها گفتهام، تکرار مىکنم که این تلاش با گستردگى و شمول و دربرگیرندگى خود، جز صفحهاى از زندگانى این امام بزرگ را نمایان نمىسازد که احساسات مردم و عواطف آنان را تسخیر نموده و در دلها و اندیشههایشان جاى گرفته است. من یقین دارم که آنچه در مورد آن حضرت، تألیف یافته و آنچه تألیف خواهد یافت، تمامى جنبههاى شخصیت حضرتش را دربرنمىگیرد و واقعیت زندگى آن حضرت را شامل نمىشود؛ حیاتى که ادامه زندگى جدش، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و ارشادى که به نفع انسانیّت در نظر داشت، مىباشد.
(2) وفادارى صادقانه اقتضا مىکند که از دوستى و معرفت انسان نیکوکار بزرگوار، «حاج محمد رشاد عجینه» که در راه نشر این کتاب اقدام کرد یادى کنم، او که در نشر آثار اهل بیت و ابراز فضایلشان کوشش مىکند، با ایمان به اینکه از گرانقدرترین خدمتهایى که به امت تقدیم مىشود و از لازمترین و ماندنىترین آنان، این خدمت است. وى براى چاپ آن از ارثى که پدر مرحومش «حاج محمد جواد عجینه» وصیت کرده بود، مبالغى را منظور نمود که از خداوند آرزومندم عمل وى بهره قبولى یابد و از سوى خداوند، مغفرت عایدش گردد همچنانکه این را هم براى خود آرزو دارم و هم براى برادرم «هادى» که در مراجعه بسیارى از منابع و اشراف بر مباحث این کتاب تفضّل نمود که خداوند، وى را از سوى من پاداش دهد؛ بهترین پاداشى که برادرى به برادرش مىدهد «2».
زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام ،ج3،ص:547
______________________________
(1) جواهر المطالب 2/ 278. (2) خداوند را شکر مىگذارم که ترجمه جلد سوم این مجموعه نیز در مورخه 4/ ماه مبارک/ 1417 ه ق. برابر با 25/ 10/ 1375 ه. ش به پایان آمد و به خامه طبع سپرده شد. الحمد للّه اولا و آخرا و صلى اللّه على سیّدنا محمد و آله الطاهرین.