یکى دیگر از علائم حتمى که در روایات آمده، قیام و نهضت سید حسنى مىباشد و ایشان در روایات به جوانى خوش سیما توصیف شده که از ناحیه دیلم و قزوین خروج مىکند و از شیعیان اهلبیت و پیرو حق است هیچ انگیزهاى براى خروجش ندارد، جز اصلاح و نجات مردم از دست ظلم و فسق و فجور و احیاى دین مبین اسلام و هرگز ادّعاى امامت و مهدویت ندارد، عدّهاى شجاع و قوى دل، اطراف او جمع مىشوند و کارش بالا مىگیرد، و سید حسنى همچون یک سلطان عادل در میان آنها حکمفرمائى مىکند، کم کم بر عدّهاى از ستمگران و طاغیان غلبه پیدا مىکند و از قزوین تا کوفه را از لوث وجود ظالمان پاک مىسازد و در کوفه خبردار مىشود که حضرت مهدى ظهور نموده و از مدینه به کوفه آمده، سید حسنى با اصحاب خود بهخدمت حضرت مشرف مىشوند و او کاملًا به حقانیت و صداقت امام مهدى علیه السلام یقین پیدا مىکند و لکن براى اطمینان اصحاب خود از حضرت مطالبه دلائل امامت و مواریث انبیا مىکند و حضرت آنها را ارائه مىکند و پیروان سیّد که تا حدود صد هزار نقل شده به حضرت ایمان مىآورند، فقط گروه قلیلى که حدود چهار هزار نفر مىباشند ایمان نمىآورند حضرت به آنها سه روز مهلت مىدهد و آنها را موعظه و ارشاد مىکند و حجت بر آنها تمام مىگردد، ولى متأسفانه آنها یا از روى لجاج و یا همانند خوارج نهروان از روى جهل و خودخواهى ایمان نمىآورند که بهدستور حضرت به هلاک مىرسند.
دوازده گفتار درباره دوازدهمین حجت خدا ، ص: 262