انسان موجودى اجتماعى است و به تنهائى و دور از جامعه نمىتواند به کمال وجودیش برسد و بدین جهت در طول زندگى نیازمند دوستانى صمیمى و دلسوز است. در حقیقت عاجز کسى است که نتواند در طول زندگى براى خود دوستى با وفا و رفیقى همراه پیدا نماید، و عاجزتر از این شخص کسى است که دوست مهربانى داشته باشد و به واسطۀ رفتار نامناسب خود او را از خویش جدا کرده باشد. قابل ذکر است که لازمۀ زندگى اجتماعى وجود دوستى امین، مهربان، دلسوز و با وفاست، نه این که انسان با هر فردى دست رفاقت داده و پس از گذشت مدتى وى چندین ضربۀ زیانآور به آدمى وارد سازد. وه که چه بسیار کم هستند دوستان واقعى! آنها همچون مروارید کمیاب و نایابند.
|
در حقیقت یار یکدل کیمیاست
|
|
چون صدف کمیاب و چون دُر پربهاست
|
حضرت على علیه السلام مىفرماید: «از رفاقت با افراد بد بپرهیز که تو را به واسطۀ او مىشناسند».
|
تو اول بگو با چه کس زیستى
|
|
که تا من بگویم که تو کیستى
|
|
همان قیمت آشنایان تو
|
|
بُوَد ارزش و قیمت جان تو
|
یک قطعه پارچه به خودى خود ارزشى ندارد که مردم آن را ببوسند، اما وقتى آن را به دور خانۀ خدا آویزان مىکنند، به خاطر همنشینى با آن خانۀ با عظمت آن پارچه هم عزیز و گرانبها مىگردد. سعدى مىگوید:
|
جامۀ کعبه را که مىبوسند
|
|
او نه از کِرم پیله «1» نامى شد
|
|
با عزیزى نشست روزى چند
|
|
لاجَرَم «2» همچون او گرامى شد
|
و همو مىفرماید:
|
گِلى خوشبوى در حمام روزى
|
|
رسید از دست محبوبى به دستم
|
|
بدو گفتم که مشگى یا عبیرى «3»
|
|
که از بوى دل آویز «4» تو مستم
|
|
بگفتا من گِلى ناچیز بودم
|
|
و لیکن مدتى با گُل نشستم
|
|
کمال همنشین در من اثر کرد
|
|
وگرنه من همان خاکم که هستم
|
و بر عکس اگر آن فرد انسانى خلافکار و بدکردار باشد دوستش نیز به رنگ او درآمده، کم کم به بدى و فساد متمایل مىگردد.
|
پسر نوح با بدان بنشست
|
|
خاندان نبوّتش گم شد
|
|
سگ اصحاب کهف روزى چند
|
|
پى نیکان گرفت و مردم شد
|
حال هر کدام از برادران مطلبى را آماده نمودهاند بیان بفرمایند.
على: خداوند در قرآن از قول عدهاى که دچار عذاب جهنم مىشوند نقل مىفرماید که آنها مىگویند: «اى کاش با فلان شخص دست دوستى نداده بودم، او مرا از پیروى قرآن و رسول حق گمراه نمود» «5».
______________________________
(1)- کرم پیله: کرم ابریشم. (2)- لاجَرَمَ: بناچار. (3)- مشگ و عبیر: دو مادۀ خوشبوى ارزشمند.
(4)- دل آویز: دلپسند. (5)- سورۀ فرقان (25): آیۀ 28 و قسمتى از آیۀ 29.
معارف و احکام نوجوانان، ص: 153