| تعدد زوجات در اسلام و دیگر امتها |
| ساعت ۱۱:۱۸ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: تعدد زوجات در اسلام و دیگر امتها ،«عظمة الرسول» ،استاد محمد عطیه ابرشى ،زن در نزد یهودیان، |
|
حال که سخن به همسران پیامبر و داستان ازدواج او با زینب رسید، مختصرا به تعدد زوجات، که دشمنان اسلام مىکوشند براى عیبگیرى از اسلام و آشفتن ذهنها علیه آن از آن راهى بیابند، اشاره مىکنم. ناچارم براى آمادگى ذهنها نخست به چند همسرى در نزد عرب و دیگر امتهاى پیشین و رفتارهاى بیدادگرانه آنان نسبت به زن، تا حدود قرن نوزدهم میلادى بپردازم. (2) استاد محمد عطیه ابرشى در کتاب خود «عظمة الرسول» گفته است: در زمان قدیم، یونان از همه کشورها در تمدن و ترقى پیشتر و آتن شهر حکمت و فلسفه و پزشکى بود، با این حال زن یونانى همچون کالاى تجارى خریدوفروش مىشد. بلکه به نظر آنان زن موجودى پلید و شیطانى بود. به او اجازه نمىدادند جز کارهاى خانه و رسیدگى به کودکان به کار دیگرى بپردازد. مرد حق داشت بىهیچ قید و شرط شمار بسیارى زن بگیرد. در شهر اسپارت یونان به مرد اجازه داده نمىشد بیش از یک زن بگیرد، درحالىکه به زن اجازه داده مىشد دو شوهر یا بیشتر داشته باشد و بیشتر زنان اسپارت به این کار خو گرفته بودند. (3) رومیان، با آنکه قانون به آنان اجازه تعدد زوجات نداده بود، ولى ______________________________ این کار میان آنان رواج داشت. زن رومى از این شیوه رنج مىبرد تا آنکه ژوستینین به امپراطورى رسید و قوانینى وضع کرد که از چند همسرى بازمىداشت، ولى بیشتر رومیان به آن قوانین اعتنا نمىکردند. مردم، حتى فرمانروایان، هوس جنسى خود را با چند همسرى پاسخ مىگفتند و علماى دین این مطلب را ساده مىگرفتند. با هر که مىخواست بیش از یک زن بگیرد مدارا مىکردند و به او اجازه مىدادند. این شیوه در میان رومیان تا روزگارى دراز پس از ظهور اسلام ادامه داشت. (1) اما در نزد یهودیان، زن مانند خدمتکار بود و پدر مىتوانست دختر کوچک خود را به بهائى که با مشترى توافق مىنمود بفروشد. دختر از مال پدر ارث نمىبرد مگر آنکه وى هیچ فرزند مذکرى از خود بجاى نگذاشته باشد. وى افزوده است: تاریخ روزگار باستان تصریح مىکند که مشرکان پیش از اسلام بىهیچ محدودیت یا قانونى زنان متعدد مىگرفتند. یک مرد گاهى با بیست یا سى زن ازدواج مىنمود و این رسم همچنان تا ظهور اسلام در میان عرب باقى بود. (2) استاد ابرشى مىگوید: بنى اسرائیل چند همسرى را روا مىشمردند و پیش از روزگار موسى (ع) در میان آنان رواج داشت. چون موسى به سوى آنان فرستاده شد به این رسم ادامه دادند. موسى خود بیش از یک زن گرفت. همچنانکه داود پیامبر با شمار بسیارى از زنان ازدواج نمود. وى ادامه مىدهد تلمود کتاب تشریعى یهودیان چند همسرى را مخصوص کسانى قرار داد که توانائى پرداخت گشاده دستانه هزینه همسرانشان را داشته باشند. دانشمندان یهود تصریح نمودند که مرد با بیش از چهار زن ازدواج نمىکند، در حالى که فرقهاى از یهودیان که به طایفه «قرائین» مشهور بودند محدود بودن شمار همسران را شرعى نمىدانستند. زیرا دین بنى اسرائیل براى مرد روا مىشمرد که بىحد و اندازه با شمار زیادى از زنان ازدواج کند. دین ایرانیان باستان به کسانى که با بیش از یک زن ازدواج مىکردند و کسانى که شمار بسیارى زن داشتند جایزه تشویقى مىداد. وى ادامه مىدهد: پس از آنکه مسیحیت در جهان رومى گسترده شد، چند همسرى در آنجا رواج داشت و پذیرفته بود. حتى در روزگار عیسى بن مریم (ع) نیز چنین بود و چند همسرى ممنوع نبود، تا آنکه قوانین مدنى که ژوستینیان بعنوان قوانین دینى وضع نمود آن را منع نمود. ولى با این حال چند همسرى ادامه یافت و همچنان رایج بود و بیشتر رومیان مسیحى آن را انجام مىدادند تا آنکه جامعه نوین قانونى وضع نمود و هر که را بیش از یک زن بگیرد مجازات نمود. (1) وى ادامه مىدهد: زن عرب بخشى از ثروت مرد بشمار مىآمد و همین که پسر وى جامهاى به روى او مىافکند او را به ارث مىبرد. اگر مىخواست با وى ازدواج کند بدون آنکه مهرى برایش بپردازد زن از آن وى مىگشت، و اگر مىخواست او را به ازدواج دیگرى در مىآورد و مهرش را مىگرفت، و اگر مىخواست او را از ازدواج بازمىداشت تا آنکه خود تنها وارث وى باشد. و گونههاى دیگر آزار و خوارى که زن در همه ملتها دچارش بود. (2) غالبا زن را انسان نمىشمردند و او را سزاوار رفتار انسانى نمىدانستند. تا آنکه در سال 958 میلادى، مجمعى از رهبران فکرى براى بحث درباره ماهیت زن در فرانسه تشکیل گردید. پس از بحث و جدلهاى تند، مجمع تائید نمود که زن انسان است ولى تنها براى خدمت به مرد آفریده شده است. (3) اسلام در همان زمان که همه ملتها اینچنین با سنگدلى با زن رفتار مىکردند تمام حقوق انسانى را به وى بخشید و او را در همه حقوق و وظایف در ردیف مرد قرار داد، البته در محدوده پرواپیشگى و پاکدامنى و پاکیزگى و اخلاق بزرگوارانه و فرمود: «زنان همانند وظایفى که بر عهده دارند از حقوق شایسته نیز برخوردارند» (بقره/ 228) و به هر یک از زن و مرد حق داد که بیاموزند و بیاموزانند، پیامبر (ص) فرمود: «پىجوئى دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب است»، و فرمود: «بهترین شما نزد خدا کسى است که براى خانوادهاش بهتر باشد» و بر مرد واجب نمود که هزینه و لوازم مناسب با شأن زن را بپردازد، اگر چه زن خود میلیونها دارائى داشته باشد. و اگر خواست طلاقش دهد باید مهرش را بطور کامل بپردازد، هر اندازه که باشد، و آیه زیر بر این نکته تصریح دارد: «وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَکانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً» (نساء/ 20) (و اگر خواستید زنى بجاى زنى بگیرید و به یکى از ایشان قنطارى زر دادهاید چیزى از آن را بازنگیرید، آیا از روى تهمت و گناه آشکار آن را بازمىگیرید؟) و احکام بسیار دیگر که حقوق زن را حفظ مىکند و کرامت و بزرگى و پاکدامنى او را نگه مىدارد. (1) در مورد تعدد زوجات نیز اسلام تنها دینى نیست که چند همسرى را روا شمرده است، آنچنان که دشمنان اسلام مىکوشند به هر وسیلهاى به دروغ این نسبت را به آن بدهند، بلکه تنها دینى است که به امور ازدواج سامان داده و شمار همسران را معین نموده، آن هم هنگامى که براى چند زنى دلیلى وجود داشته باشد و میان همسران عدالت رعایت شود. ولى اگر مرد بترسد که به زنان ستم شود و توان پرداخت هزینه آنان را نداشته باشد یا به یکى بیش از دیگران گرایش داشته باشد بگونهاى که به دادگرى میان آنان زیان برساند، روا نیست چند همسر انتخاب کند. همچنانکه آیهاى که شمار زنان را محدود نموده به آن دلالت دارد و این کار را با قیود و شرایطى احاطه نموده که غالبا براى انسان دشوار است که بطور صحیح مطابق آن رفتار نماید. خداوند در سوره نساء مىفرماید: «وَ آتُوا الْیَتامى أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ، وَ لا تَأْکُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِکُمْ إِنَّهُ کانَ حُوباً کَبِیراً وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ، فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً، أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنى أَلَّا تَعُولُوا» (نساء/ 3 و 2) (اموال یتیمان را به ایشان بدهید، و پاکیزه را با پلید جایگزین نکنید و اموال آنان را به همراه اموال خود نخورید که گناهى بزرگ است. و اگر ترسیدید که درباره یتیمان داد نورزید، پس با زنانى که براى شما پاکیزه باشد دو تا و سه تا و چهار تا ازدواج کنید. و اگر ترسیدید که به عدالت رفتار نکنید، پس یکى، یا کنیزکانى که مالکشان هستید. این به ستم نکردن نزدیکتر است.) (1) و در آیه دیگر مىفرماید: «وَ لَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوها کَالْمُعَلَّقَةِ» (نساء/ 129) (و هرگز نمىتوانید میان زنان عدالت را رعایت کنید، اگر چه بسیار بخواهید. پس همه میل را به یکى متوجه نکنید تا دیگرى را مانند زن بىشوهر واگذارید.) در تفسیر آیه آمده است که گاهگاه جنگها و یورشهایى میان اعراب برپا مىشد و در میان ایشان کشتار بسیار مىگشت. در این هنگام آنان دختران یتیم و اموال آنان را در اختیار گرفته با آنان ازدواج مىنمودند و اموالشان را مىخوردند، آنگاه آنان را بدون مال و سرپرست رها مىساختند. خداوند آنان را از این کار نهى نمود و برایشان مباح فرمود که دو و سه و چهار زن بگیرند و اگر در مورد یتیمان عدالت نمىورزند آنان را به حال خودشان بگذارند. خداوند در چند آیه تأکید نمود که از اموال یتیمان دورى کنند و حرمت تصرف در اموال یتیمان آنگونه که سودى به آنان بازنگرداند را یادآورى فرمود، و سپس در پى آیهاى که دو و سه و چهار زن گرفتن را روا شمرد به حفظ حق زن و نگهداشت کرامت وى اشاره کرد، که: «اگر مىترسید داد نورزید پس یک زن، یا آنچه مالک آن هستید» یعنى اگر مىترسید درباره زنان آزاد عدالت را رعایت نکنید و مصلحت شما در چند زن داشتن است، پس به کنیز روى آورید، زیرا رعایت حقوق آنان سادهتر از زنان آزاد است. و مطالب دیگرى نیز در تفسیر آیه گفتهاند. (1) اما در مسئله پیامبر و زنان متعدد او ما در آغاز این فصل یادآور شدیم که هدف پیامبر از ازدواج، آنچنان که بسیارى از مردم و افراد نادانى از مسلمانان پنداشتهاند، تنها سیر کردن هوس جنسى نبوده است. بر این نظر دلیلى بهتر از این وجود ندارد که وى در روزگار جوانى که از حادّترین دورههاى زندگى انسان است از ازدواج و خوشیها و امور دنیوى بطور کلى روىگردان بوده و سختترین دشمنان او نتوانستند او را به امرى از اینگونه متهم سازند. و او در حالى با خدیجه ازدواج نمود که او چهلساله بود و این زن گرانمایه در طى بیش از بیست و پنج سال تنها زن وى بود و او جز وى زن دیگرى را نمىشناخت- و پس از مرگ خدیجه، پیامبر که پنجاه و هفتساله بود، چندین زن گرفت که بزرگسال بودند و بیشترشان اداره کنندهاى نداشتند و بر پیامبر بىسرپرست ماندن آنان و اینکه آنان را در معرض خوارى و کوچک شدن باقى گذارد سخت آمد و خواست آنان را از گرفتارى و تنگدستى که دچارش بودند رهایى بخشد. ما نمىخواهیم ادعا کنیم که هدف وى از ازدواجهایش تنها همین یک سبب بوده است، بلکه ممکن است علل دیگرى نیز داشته که مصلحت برتر اسلام آنها را پیش آورده باشد. (2) علاوه بر آنکه پیامبر (ص) روزش را در مبارزه و جهاد براى بالا بردن کلمه خدا و استوار ساختن پایههاى اسلام مىگذراند و شبش را در بندگى و تلاوت کتاب خدا. خداوند در کتاب خود او را اینگونه توصیف فرمود: «یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلًا أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا» (مزمل/ 4- 1) (اى گلیم به خود پیچیده، شب را برخیز، مگر اندکى از آن را. نیمشب را برخیز، یا کمى از آن بکاه، یا بر آن بیفزا، و قرآن را بگونهاى خاص ترتیل کن). «إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنى مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَکَ وَ اللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَیْکُمْ.» (مزمل/ 20) (پروردگار تو مىداند که تو نزدیک به دو سوم شب و نیمى از آن را به عبادت برمىخیزى، و گروهى از آنان که با تواند نیز چنینند. و خداوند شب و روز را اندازه مىکند، دانست که هرگز آن را شماره نمىکنید، پس به شما برگشت.) (1) اگر به این زمینه با چشم درسآموزى بنگریم، شکى نخواهیم داشت که آن حضرت از خوشیهاى جسمانى به سوى سرزمینهاى روحانى روى گردانده بود که هیچ چیز از بهرهها و خوشیهاى دنیا با آنها برابرى نمىکند. بویژه نزد آنان که خدا را شناخته و پردهها برایشان برداشته شده و به پاداشهاى نزدیک و نعمت همیشگى که نزد خداست یقین کردهاند. مانند پیامبران هدایتگر و امامان گرانقدر. بعلاوه در ذهن من نسبت به شمار زنان پیامبر (ص) که در کتابهاى سیره و تاریخ آمده است تردید وجود دارد، و تنها همداستانى تاریخنگاران در چیزى، یقین به آن و عدم تحقیق را براى انسان الزامى نمىکند. ترجمه سیرة المصطفى ،ج2،ص: 126 - 133
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

