به روایت اعلام الوراى طبرسى/ 133 و مناقب ابن مغازلى/ 19 پس از انجام مراسم تعیین جانشین و امام مسلمین پیک وحى فرود آمد و آیه سه مائده را «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً» براى پیامبر آورد. با نزول این آیه دین مقدس اسلام تکمیل گشت و مهر کمال بر آن خورد. در این وقت حضرت بىدرنگ بانگ زد: «اللّه اکبر! سپاس خداى را بر کامل شدن دین و اتمام نعمت و رضاى خدا بر رسالتم و ولایت على پس از من».
نکتهاى که در اینجا توضیح آن بسیار حائز اهمیت بوده این است که نگرانى و ترس پیامبر از چه بود؟ چون صریح قرآن این است که خدا به رسول خود مىفرماید ما تو را از شر مردم نگه خواهیم داشت. سؤال این است که چرا رسول خدا از تبلیغ این امر خوف داشت؟ آیا از به خطر افتادن جان على نگران بود یا بیم آن داشت که سخنش را نپذیرند و بر حضرتش خرده بگیرند که چرا پسر عمو و داماد خود را به جانشینى برمىگزیند، یا اینکه ترس از منافقان فرصتطلب داشت که مبادا فرصت را مغتنم شمرده و یکباره بر وى بشورند و آشوبى برپا سازند که مهار آن ممکن نباشد. تمامى این امور را محتمل دانستهاند. اما به احتمال زیاد نگرانى حضرت بیشتر از شورش و آشوب بوده است، چرا که خود ایشان به روایت علامه مجلسى در بحار الانوار 37/ 165 درباره علت تأخیر ابلاغ به جبرئیل فرمود:
«همانا مردم تازه مسلماناند مىترسم نپذیرند و شورش کنند». بدین لحاظ بود که به روایت ابن مغازلى/ 25 و ابن بطریق/ 107 وقتى از آنان خواست گرد هم آیند تا امر مهمى را با آنها در میان بگذارد، ابتدا نپذیرفتند و کنارهگیرى کردند حضرت بسیار ناراحت شد و پس از آنکه على علیه السلام مردم را جمع کرد پیامبر از آنان گله نمود. مسلمانان نیز گریستند و عذرخواهى نمودند و حتى ابوبکر از حضرت خواست تا براى آنان طلب مغفرت کند.
پیام آور رحمت ،ص:236