| ریشه احترام آزادى: |
| ساعت ۱۱:۳٠ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: ریشه احترام آزادی ،فلسفه اروپا ،اعلامیه جهانی حقوق بشر ،بت پرست و جاهل |
|
. به نظر ما مسأله لازم الاحترام همان مفهوم «باید» است. این تکلیف است، ریشه این تکلیف کجاست؟ این فرمان را بشر از چه مقامى مىپذیرد؟ از خدا یا از عقل یا از وجدان؟ یا از خلقت؟ (البته مبدأ خلقت و مبدأ خالق از این نظر یکى است.). . در فلسفه اروپا هر وقت که سخن از حقوق الهى به میان مىآید، آن را با حقوق طبیعى و فطرى دو تا مىدانند، آنها حقوق الهى جز به نحو تشریعى تصور نمىکنند، درصورتى که حقوق طبیعى خود بر دو قسم است: حقوق طبیعى بىهدف و حقوق طبیعى ذى هدف. اگر پاى هدف و مسیر طبیعى و غائى به میان نیاید حقوق معنى ندارد و تا اصل توحید به میان نیاید، تکامل و تعقیب هدف بىمعنى است. . در اعلامیه جهانى حقوق بشر آزادى را بر اصل حیثیت ذاتى انسانى مبتنى مىکنند، درصورتى که لازمه حیثیت ذاتى انسانى این است که آن حیثیت را محترم بشماریم به اینکه آن را تکمیل [کنیم] و دور از آلودگى نگه داریم، نه اینکه آن را به حال خود بگذاریم، هرطور مىشود بشود. بلى آزادى از آن جهت که بشر را وارد صحنه تنازع بقا مىکند (1) و گوهر انسان در محیط آزاد بهتر و بیشتر رشد مىکند خوب است، اما این به معنى این نیست که هیچ گونه محیط اجبارى براى بشر به وجود نیاوریم. . ریشه آزادى، حقوق طبیعى است و ریشه حقوق طبیعى استعداد طبیعى و امکان استعدادى است و به همین دلیل آزادى یک مسأله فلسفى است زیرا امکان استعدادى، پدیده طبیعى و قابل مطالعه حسى و تجربى نیست. __________________________________________________ (1). به عبارت دیگر تفکر بشر و اظهار فکر به صورت منطقى باید آزاد باشد و این غیر این است که خرافه باید آزاد باشد، تعصب باید آزاد باشد و عقیده باید آزاد باشد. عقیدهها اغلب دلبستگیهاست و مانع آزادى تفکر است.
. آزادى دادن به بت پرست و جاهل و مشرک، احترام به حیثیت ذاتى انسانى نیست، پس عقیده باید آزاد باشد یعنى چه؟. یادداشتها، ج1، ص: 76 |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

