| دین چیست ؟ |
| ساعت ٩:٤۸ ب.ظ روز دوشنبه ٩ آبان ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: دین ،فکر و عقیده ،ترساندن مجسمه ،بت پرستان |
|
: دین چیست؟ دین به معناى فکر و عقیده و راه و روش است؛ خواه راه حق باشد یا راه باطل. قرآن به بتپرستان مىگوید: [لَکُمْ دینُکُمْ وَ لِىَ دین] «1»، براى شما دینتان و براى من دینم. بنابراین هر کس، راه و روش و آداب و رسوم او، دین اوست. آنچه مهم است، این است که به سراغ راه حق و دین حق برویم. نشانههاى دین حق: 1- دین حق، دینى است که با عقل سازگار باشد. بتپرستان مجسمه هایى را از سنگ و چوب مىتراشیدند و در برابر آن عبادت مىکردند. قرآن مىفرماید: این کار شما بر خلاف عقل است. [قالَ أَتَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُون] «2» آیا چیزى را مىپرستید که خود ساختهاید؟ ممکن است که این راه کج و انحرافى را نیاکان ما نیز رفته باشند، ولى ما نباید آن راه را برویم. ______________________________ (2). سوره صافّات، آیه 95. چنانکه بتپرستان در توجیه کار خود مىگفتند: [إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّهٍ] «1» یعنى ما نیاکان خود را در راه بتپرستى دیدهایم. 2- دین حق آن است که از طرف آفریدگار باشد نه دیگران. به این مثال توجه کنید: هر دستگاه و وسیلهى مهمى که تولید و به بازار وارد مىشود، معمولًا یک دفترچهى راهنما دارد که روش استفاده از آن محصول را بیان کرده است. انسان هم که آفریده خداست، دفترچهى راهنمایى دارد که خداوند آن را به صورت کتاب آسمانى فرستاده است. همانگونه که دفترچهى راهنماى محصولات را کسى مىنویسد که آن محصول را طراحى کرده و ساخته است، برنامهى زندگى ما را هم باید خدایى بدهد که ما را آفریده و از نیازهاى ما آگاه است و توانایى رفع مشکلات ما را دارد. 3- دین حق آن است که در مورد تمام نیازهاى انسان برنامه داشته باشد؛ نسبت به جسم و روح، دنیا و آخرت، فرد و جامعه. 4- دین حق دینى است که عمل به آن سبب رشد و برترى انسان باشد و گذشت زمان آن را کهنه نکند و دستوراتش همیشه تازه و جذّاب باشد. دستورات دینى نظیر بندگى خدا، اطاعت از افراد پاک، توجه به حق مردم، تغذیه سالم، نظافت، تحصیل و کار، احترام به دیگران و کمک به ______________________________ مستمندان که هیچ یک از این دستورات براى زمان ومکان مخصوصى نیست، بلکه همیشه و در هر زمان و مکان زنده است. کلام همیشه زنده امام حسین (علیه السلام) که فرمود: «هیهات منّا الذله»، هرگز زیر بار ذلّت نمىروم، گرچه خود و فرزندانم شهید شویم. این شعار در همه مکانها و زمانها و براى همه انسانها زیبایى دارد و کهنه نمیشود. آرى، تشکر از خدا که در نماز است، چشیدن گرسنگى و یاد گرسنگان که در روزه است، دفاع از مال و جان و دین که در جهاد است، کمک به محرومان که در خمس و زکات است، دعوت مردم به نیکىها و تلاش براى نجات دیگران از آلودگىها و زشتىها که در امر به معروف و نهى از منکر است، سفارش به نظافت که در وضو و غسل و گرفتن ناخن و آراستن سر و صورت است، سفارش به رعایت ادب و سلام کردن و بدون دعوت جایى نرفتن و احترام به پدر و مادر و بستگان و معلمان و وفاى به عهد که در برنامههاى دینى است، و هزاران برنامه دیگر دینى، هیچگاه کهنه نمىشود و همچون خورشید در آسمان دین مىدرخشد و به همه انرژى معنوى مىدهد. کسانى که از برنامههاى دینى استفاده نمىکنند و از دین استوار بهره نمىگیرند دو راه بیشتر ندارند: 1. یا به سلیقه وفکر خود عمل مىکنند که دیر یا زود پشیمان میشوند. 2. یا به قوانین بشرى تکیه مىکنند که برخاسته از فکر انسانهایى محدود یا کسانى است که تحت نفوذ هوسها یا ستمگران هستند. امروزه مهمترین محلّ رسیدگى به حقوق بشر، سازمان ملل است؛ ولى برخى کشورها مثل آمریکا براى خود حق وتو گذاشتهاند، یعنى اگر تمام نمایندگان کشورهاى دنیا تصمیمى بگیرند، آنها میتوانند یک طرفه آن را لغو کنند. این سیماى حقوق بشر در زمان ماست. اما در قرآن مىخوانیم: «قانون، حق خداست و حتى پیامبر حق ندارد کلمهاى از سوى خود به آن نسبت دهد، و اگر چنین کند، خداوند رگ حیات او را قطع مىکند.» «1» آرى، همانگونه که بیمار براى کسب سلامتى، خود را تسلیم دستورات پزشک مىکند، و همانگونه که ما اتومبیل را براى تعمیر در اختیار مکانیک قرار مىدهیم، براى رسیدن به خوشبختى، باید خود را در اختیار دستورات خدا قرار دهیم. خداوندى که هزاران هزار برابر از پزشک و مکانیک آگاهتر و هم به انسان مهربانتر است، تنها او مىداند انسان چه موجودى است و چه دستورى به ______________________________ نفع اوست، که آن را واجب یا مستحب کرده است؛ و چه امرى به ضرر اوست، که آن را حرام یا مکروه کرده است. خداوند علاوه بر ارسال کتاب راهنما، دست بشر را در دست پیامبران و امامان معصوم و عالمان عادل گذاشته است. قرآن کریم دینى را کامل مىداند که علاوه بر دستورات خوب، رهبرى جامعه را به فردى بسپارد که تمام کمالات را داشته باشد. در سوره مائده آیه سوم میخوانیم: [الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُم]، امروز دین شما را کامل کردم. و آن روز، همان روزى بود که پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) در بازگشت از آخرین سفر حج، در سرزمین غدیر خم، به فرمان پروردگارش دست امام على (علیه السلام) را بلند کرده و به مردم اعلام فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِىٌّ مَوْلَاهُ» «1»، هر کس که من مولا و سرپرست او هستم، على مولا و سرپرست اوست. ______________________________
آشنایى با اسلام براى نوجوانان، ص:9 - 14
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

