| فایده نوشتن |
| ساعت ۱٢:۱٩ ب.ظ روز جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: فایده نوشتن ،باز تأمّل کن ،اگر نوشتن نبود ،استاد علامه طباطبائى |
|
امام صادق علیه السلام می فرمایند باز تأمّل کن اى مفضّل! در فوائد کتابت و نوشتن که به آن ضبط کردهاند خبرهاى گذشتگان را براى حاضران، و ضبط مىنمایند اخبار حاضران را براى آیندگان. و به آن باقیمانده است کتابها که در علوم و آداب و غیر آنها نوشتهاند. و به نوشتن حفظ مىکند آدمى آنچه جارى مىشود میان او و دیگران از معاملات و حساب. اگر نوشتن نبود منقطع مىشد اخبار بعضى از زمانها از بعضى و کسى که به سفر مىرفت، خبرش به اهلش نمىرسید. و علوم مندرس مىشد و آداب ضایع مىشد، و خلل عظیم در امور و معاملات مردم راه مىیافت، و فوت مىشد از ایشان آنچه محتاج بودند به نظر در آن از دین ایشان و روایاتى که ایشان را ضرور است دانستن آنها. اگر کسى گوید که: گفتن و نوشتن از چیزهائى نیست که خداوند در خلقت آدمى آفریده باشد، بلکه مردم به حیله و زیرکى خود به هم رسانیدهاند و اصلاحى است که در میان خود کردهاند و جارى شده است در میان ایشان، لهذا مختلف مىشود و در امم مختلفه که به لغتهاى مختلف سخن مىگویند و هم چنین کتابت مختلف مىباشد مانند خط عربى و سریانى و عبرانى و رومى و غیر اینها. و هر امّتى و گروهى به زبانى سخن مىگویند، و به خطى مىنویسند. جواب مىگوئیم که: هر چند آدمى را فی الجمله در گفتن و نوشتن فعلى چاره و تدبیرى هست. اما آنچه به آن به عمل مىآید این چارهها و تدبیرها از صنعت کامله حق تعالى است و عطیّهاى است از خزاین رحمت او، زیرا که اگر خدا به آدمى زبان گویا، و ذهن ادراککننده امور نداده بود مانند سایر حیوانات قدرت بر سخن نداشت، و اگر کف و انگشتان که آلت کتابت است به او نمىداد چگونه کتابت مىکرد چنانچه سایر حیوانات قدرت بر نطق و کتابت ندارند، پس اصل اینها همه از فطرت حکیم قدیر است و تفضّلى است که بر خلق خود کرده است، پس هر که این نعمتها را شکر کند، ثواب مىیابد و هر که کفران کند خدا بىنیاز است از شکر عالمیان و طاعت ایشان. «1» «2» ______________________________ (2) علامه عالى مقام مجلسى (ره) در بحار الانوار در ذیل این فراز از کلام امام (ع) مىنویسد: سخن امام صادق (ع) در اینجا، مشعر بر آن است که بشر، واضح لغتها و زبانها مىباشد. استاد علامه طباطبائى- رضوان الله علیه- در تعلیقه خویش اضافه کردهاند: و مهمتر آن که این کلام امام (ع) دلالت بر آن دارد که وضعها تعینى است نه تعیینى. و هم چنین آن بخش از حدیث، مشعر بر آن است که این لغتها و امثال آن، امورى اعتبارى و قراردادى هستند که بشر در زندگى خود به آنها نیازمند است. بحار الانوار، ج 3، ص 82. ترجمه توحید المفضل، ص:105 - 106
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

