یکى مىگوید: اکنون دیگر به نماز باران نیاز نداریم، زیرا با حفر چاه نیم عمیق آب مورد نیاز خود را تأمین مىکنیم.
دیگرى مىگوید: الان دیگر زمانى نیست که خدا قهر کند و قحطى به مردم رو آورد، زیرا کشتىهاى گندم فورى از خارج وارد مىشود.
سوّمى مىگوید: اینکه قانون شرع حسابى دارد، قبول داریم، لکن ما نمىتوانیم از قوانین دولتى یا بینالمللى سرباز زنیم. گرچه حکم خدا چنین است، لکن رضایت مردم و یا همسر را هم باید به حساب آورد.
ما گاهى به فرمان خدا عمل مىکنیم و گاهى هم پیرو این و آنیم. این نوع دید و منطق با توحید و بندگى حقّ منافات دارد.
یکى از فقها نقل مىکرد: قبل از انقلاب، در سفرى همراه امام خمینى قدس سره به تهران مىآمدیم. به ایشان گفتم: چه خوب است که دولت عراق به ایرانىها اجازه مسافرت نمىدهد، وگرنه فضلا و طلّاب قم همه به سوى نجف مىرفتند و حوزه علمیّه قم خلوت مىشد. امام از این طرز بیان بسیار ناراحت شد و از قم تا تهران در ماشین براى من صحبت کرد که اگر کسى در فکر غیر خدا باشد و بخواهد یکى بالا و دیگرى پایین بیاید، حوزه قم شلوغ شود وحوزه نجف خلوت یا به عکس وخلاصه اگر کسى جز راه خدا و رضاى او به فکر تأمین مسأله دیگرى باشد، از مدار توحید دور مىشود، محور کار و هدف ما باید خدا باشد، نه علاقهها و روابط ومنطقهها ونژادها وشغلها و تعصّبهاى محلّى و قبیلهاى و ....
اصول عقاید، ص: 83