| ماجراى غدیر |
| ساعت ۱٠:۱٩ ب.ظ روز سهشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: ماجرای غدیر ،اواخر عمر پیامبر و مأمورتش ،فوتبالیستها ،کفَار |
|
در سال دهم هجرى یعنى اواخر عمر پیامبر، در مدینه اعلام گردید که امسال پیامبر درمراسم حج شرکت مىکنند. هر کس مایل است، همراه پیامبر حرکت کند. کاروان باشکوهى از مسلمانان عازم زیارت خانه خدا و انجام مناسک حج گردید. پس از بجاى آوردن اعمال حج، در برگشت، کاروان به چهارراهى رسید که حجاج هر کدام به راه خود مىرفتند. نام آن محل، غدیر خم بود. این منطقه سه ویژگى داشت: 1- برکه آبى بود که براى آن جمعیّت انبوه واحشام آنها درآن هواى گرم بسیار ضرورى بود. 2- چهار راه و به عبارت دیگر گلوگاه بود. 3- زمین گود بود. تا مراسم براى همه قابل مشاهده باشد. مانند فوتبالیستها که توى گودىاند و تماشاچىها از آن بالا همه را به خوبى مىبینند. پیامبر و على علیهما السلام نیز در گودى قرار گرفتند تا همه به خوبى آنها را ببینند. در این هنگام، فرشته وحى الهى فرود آمده و آیه زیر را بیان کرد: «یا ایّها الرّسول بَلّغ ما انزل الیک من ربّک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته و اللّه یعصمک من النّاس انّ اللّه لا یَهدى القوم الکافرین» «1» اى رسول ما! آنچه را که از طرف پروردگارت به تو نازل شده است ابلاغ کن و اگر چنین نکنى، رسالتت را به سرانجام نرساندهاى و خداوند تو را از مردم محافظت مىکند. همانا خداوند کافران را (به هیچ راه موفّقى) هدایت نمىکند. براستى پیامبر چه چیز را باید ابلاغ کند؟! نکته قابل توجه کلمه «ما» در «ما انزل الیک» است. به طور قطع آنچه را که پیامبر باید ابلاغ کند، جزء دین است، اما آیا از اصول دین است؟ توحید است یا نبوّت یا معاد؟ قطعاً توحید نیست، زیرا اکنون آخرین سال عمر مبارک پیامبر است، آیا پیامبر تاکنون مردم را به توحید دعوت نکرده است؟ آیا از آنها نخواسته است که «لا اله الا اللّه» بگویند؟! یا باید تبلیغ کند که من پیامبرم؟ آیا تا کنون معاد را براى مردم نگفته است؟! در حالى که بسیارى از سورههایى که در اوائل بعثت و در مکه نازل شده، مربوط به معاد است. آیا منظور ابلاغ فروع دین است؟ آیا پیامبر باید از مردم بخواهد که نماز بخوانند، یعنى کسانى که به حج آمده بودند، تارک الصلوة بودند؟! ______________________________ دستور وجوب روزه، زکات، خمس و جهاد همه در سال دوم هجرى نازل گردید. پس این مأموریّت چیست؟ این پیام باید موضوعى باشد که اصول دین و فروع دین بند به آن است. علاوه بر آنکه خداوند مىفرماید: اگر این پیام را نرسانى، اصلًا رسالتت را ابلاغ نکردهاى. گویا پیامبر از ابلاغ این پیام مىترسد، زیرا ادامه آیه مىگوید: خداوند تو را از مردم محافظت مىکند، براستى این چه امرى است که پیامبر مىترسد و از چه چیز مىترسد؟ آیا پیامبرى که در جنگها نترسیده، بر جانِ خود مىترسد که خداوند مىگوید نترس؟ یا از کینهها و عقدههایى که منافقان و دشمنان اسلام از على علیه السلام در سینه دارند مىترسد! چنانکه در دعاى ندبه مىخوانیم: «أحقاداً بَدریّةً و خیبریّةً و حُنینیّة» کینههاى بجا مانده از جنگهاى بدر و خیبر و حنین. به هر حال پیامبر دستور داد تا کاروان توقف کند، آنهایى که پیشاپیش حرکت مىکردند، برگشتند و آنهایى که عقب مانده بودند رسیدند. جمعیّتى در حدود 124000 نفر گرداگرد پیامبر جمع شدند. نماز جماعت ظهر اقامه گردید. آنگاه پیامبر دستور داد منبرى از جهاز شتران درست کردند و بر بالاى آن قرار گرفت. پیامبر به هر یک از چهار طرف نگاهى کرد و فرمود: «الا تسمعون؟» آیا صداى مرا مىشنوید؟ مردم جواب دادند: بلى. پیامبر این اقرار و اعتراف را از آنها گرفت، تا فردا کسى ادّعا نکند که من نفهمیدم و متوجه صحبتهاى پیامبر نشدم! و هنگامى که فاطمه زهرا علیها السلام در تاریکىهاى شب به در خانه مهاجر و انصار مىآمد و سخنان پیامبر را در ارتباط با جریان غدیر و خلافت على علیه السلام به آنها یادآورى مىکرد، نگویند: ما نشنیدیم! پیامبر در آن روز و در آن هواى گرم، خطبه بسیار طولانى و جامعى خواند، سپس على علیه السلام را به نزد خود فراخواند و زیربازوى او را گرفت به نحوى که همه او را ببینند و فرمود: «مَن کُنتُ مولاه فهذا علىّ مولاه» هر که من مولاى اویم، این على مولاى اوست. سپس این آیه نازل شد: «ألیوم یئس الّذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم و اخشون ألیوم أکملتُ لکم دینکم و أتممتُ علیکم نعمتى و رضیتُ لکم الاسلام دیناً» «1» امروز کفّار نسبت به دین شما مأیوس شدند پس از آنان نترسید و از من بترسید. امروز دین شما را کامل کردم و نعمت را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین شما برگزیدم. اصول عقاید، قرائتی ، ص: 448
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

