1- امام صادق علیه السلام فرمود: در بعضى از کتابها خواندهام که خداوند مىفرماید: سوگند به عزت و جلالت و شکوه و والائى من بر عرشم، که آرزوى هر آرزوکننده بر غیر خود را با ناامیدى قطع خواهم کرد، و در نزد مردم جامه خوارى بر تنش خواهم پوشاند، و از نزدیکم کنارش کرده و از فضلم دورش خواهم کرد، آیا آرزویش در شداید بغیر من است در حالى که شداید به دست من است، بر غیر من امید مىبندد و به خیال خود در غیر از مرا مىکوبد در حالى که کلید درها بدست من است، و آنها بسته هستند، و در من باز است به روى کسى که مرا مىخواند کیست که در گرفتارى به من امید بسته باشد که امیدش را قطع کنم و در کار عظیمى به من امیدوار بوده که ناامیدش کرده باشم، آرزوهاى بندگان را در نزد خود محفوظ داشته که آنان به حفظ من رضایت نمىدهند: آسمانهایم را از کسانى (فرشتگان که) از تسبیح من خسته و ملول نمىشوند پر کردهام، و امر کردمشان که درها را میان من و بندگانم نبندند، ولى (مردم) بقول من اعتماد نمىکنند. آیا نمىداند کسى که دچار گرفتارى است گرفتاریش را غیر از من برطرف نمىکند مگر اینکه من اذن داده باشم، چگونه است که بندهام را به من بىتوجه مىبینم، آنچه را سؤال نکرده بخشیدهام سپس از او باز پس گرفتم و رد آن را از من سؤال نمىکند و از غیر من سؤال مىکند، آیا نمىبیند که قبل از مسألت به او عطا کنم، سپس اگر سؤال شوم سؤالم را پاسخ نگویم، مگر من بخیل هستم که بندهام بخالت در حق من روا مىدارد؟ آیا جود و کرم از آن من نیست؟ آیا عفو و رحمت بدست من نیست؟ آیا مگر من محل آرزوها نیستم پس چه کسى غیر از من قطع امید کند، آیا آرزومندان نمىترسند که بغیر من آرزو مىکنند، اگر اهل آسمانها و زمین همگى آرزو کنند و به هر یک از آنان تمام آنچه همگى آرزو مىکنند عطاء کنم ذرهاى از ملکم کم نمىشود چگونه ملکى کم شود که من سرپرست آن هستم، بدا بحال ناامیدان از رحمت من، بدا بحال کسى که نافرمانیم کند و مرا در نظر نگیرد.
جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت، ص: 73