| همسفر حج .................................... به هوش ....................!!!!!!! |
| ساعت ۱٠:٢٧ ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: همسفر حج ،امام صادق ( ع ) ،طاعت و عبادت ،کارهای مقدس |
|
شخصی از سفر حج برگشته ، سرگذشت مسافرت خودش و همراهانش را برای امام صادق ( ع ) تعریف می کرد ، مخصوصا یکی از همسفران خویش را بسیار می ستود که چه مرد بزرگواری بود ، ما به معیت همچو مرد شریفی مفتخر بودیم ، یکسره مشغول طاعت و عبادت بود همینکه در منزلی فرود می آمدیم او فورا به گوشه ای می رفت و سجاده ی خویش را پهن می کرد و به طاعت و عبادت خویش مشغول می شد . امام : « پس چه کسی کارهای او را انجام می داد ؟ و که حیوان او را تیمار می کرد ؟ » . البته افتخار این کارها با ما بود . او فقط به کارهای مقدس خویش مشغول بود و کاری به این کارها نداشت . « ««« بنابراین همه ی شما از او برتر بوده اید »»»» . داستان و راستان شهید مطهری ( ره ) |
|
| خواهش دعا ............................... |
| ساعت ۱۱:٠٥ ب.ظ روز سهشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: امام صادق ( ع ) ،خواهش دعا ،طلب روزی ،وسعت رزق |
|
شخصی با هیجان و اضطراب ، به حضور امام صادق ( ع ) آمد و گفت : درباره من دعایی بفرمایید تا به من وسعت رزقی بدهد که خیلی فقیر و تنگدستم . امام فرمود : « هرگز دعا نمی کنم » . چرا دعا نمی کنید ؟ !! امام فرمودند : « برای اینکه راهی برای این کار معین کرده است ، خداوند امر کرده که روزی را پی جویی کنید و طلب نمایید . اما تو می خواهی در خانه ی خود بنشینی و با دعا روزی را به خانه خود بکشانی !!! وسائل الشیعه ، ج 2 ، ص 529 . |
|
| بند کفش .......................................... |
| ساعت ۱٠:٤٥ ب.ظ روز سهشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: بند کفش ،ابن ابی یعفور ،امام صادق ( ع ) |
|
امام صادق ( ع ) با تعدادی از اصحاب برای تسلیت به خانه ی یکی از خویشاوندان می رفتند ف در بین راه بند کفش امام صادق ( ع ) ژاره شد ، به طوری که کفش به پا بند نمی شد . امام کفش را به دست گرفت و پای برهنه به راه افتاد . ابن یعفور که از بزرگان صحابه آن حضرت بود فورا کفش خویش را از پا در آورد بند کفش را باز و دست خود را دراز کرد به طرف امام تا آن بند را بدهد به امام که امام با کفش برود و خودش با پای برهنه راه را طی کند . امام با حالت خشمناک ، روی خویش را از عبدالله برگرداند و به هیچ وجه حاضر نشد آن را بپذیرد و فرمود : « اگر یک سختی برای کسی پیش آید ، خود آن شخص از همه به تحمل آن سختی اولی است . معنا ندارد که حادثه ای برای یک نفر پیش بیاید و دیگری متحمل رنج بشود » . داستان راستان شهید مطهری ( ره ) به نقل از بحار الانوار ، ج 11 ، ص 117 . |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

