بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
یکى از علماء که در نجف اشرف ، همواره در بیت حضرت امام خمینى (مدظله العالى ) بود، نقل مى کند:
یک شب من در خواب دیدم که در بیرونى منزل امام ، آمده ام ، دیدم امام زمان (ارواحنافداه ) ایستاده اند، مصافحه کردم ، دیدم آنحضرت منتظر شخصى هستند، یکدفعه دیدم امام خمینى از بیتشان بیرون آمدند و همراه امام زمان (ع ) به طرف خیابان موسوم به ((شارع الرسول )) که در ناحیه قبله حرم حضرت على (ع ) واقع شده ، حرکت کردند و دنبالشان جمعیت بسیارى بود، ولى در بین جمعیت ، عرب وجود نداشت .
صبح آن شب که من این خواب را دیدم حاج آقا احمد (فرزند ایشان ) از طرف امام نزد ما آمدند و گفتند: ((امام فرمودند چون ما در نجف اشرف ، رفقائى داشتیم و با آنها در غم و شادى هم رفیق بودیم لازم دیدم ، یک کارى مى خواهم بکنم ، رفقا نیز در جریان باشند)).
موضوع این بود که امام تصمیم داشتند از نجف بروند و نمى خواستند کسى بفهمد و منظور این بود که رفقا در جریان کار باشند، رفقاى مخصوص با شنیدن این پیام به خدمت امام رسیدند و بعد جریان مسافرت ایشان به طرف کویت و از آنجا به پاریس پیش آمد که این رفقا همراه ایشان بودند براستى عجیب خواب و عجیب تعبیرى ؟!.
نرم افزار بوستان حکایت