| در بزرگداشت برادران مؤمن |
| ساعت ۱٢:٢٩ ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: در بزرگداشت برادران مؤمن ،از حضرت عیسى( ع) پرسیدند که: چگونه صبح |
|
قال الصّادق علیه السّلام: مصاحفة اخوان الدّین أصلها من تحیّة الله لهم، قال رسول الله صلّى الله علیه و آله: ما تصافح اخوان فی الله الاّ تناثرت ذنوبهما، حتّى یعودان کیوم ولدتهما امّهما. حضرت امام صادق علیه السّلام مىفرماید که: مصافحه و تحیّت مؤمنان با یک دیگر مصافحه و تحیّت الهى است با ایشان. یعنى: هر دو مؤمن که با هم مصافحه مىکنند و تحیّت بجا مىآرند، خداوند عالم نیز با هر کدام از اینها تحیّت مىکند و رحمت خود را شامل حال هر کدام مىکند. و حضرت رسالت پناه، صلّى الله علیه و آله، مىفرماید که: هر گاه دو مؤمن با هم مصافحه کنند، گناهان هر کدام از ایشان از بدنهاى ایشان مىریزد و از همه گناهان صغیره پاک مىشوند، گویا که تازه از مادر زائیده شدهاند. و لا کثّر حبّهما و تبجیلهما کلّ واحد لصاحبه الاّ کان له مزید، و الواجب على أعلمهما بدین الله تعالى، ان یزید صاحبه من فنون الفوائد الّتی أکرمه الله بها، و یرشده إلى الاستقامة و الرّضا و القناعة، و یبشّره برحمة الله، و یخوّفه من عذابه، و على الاخر ان یتبارک باهدائه، و یتمسّک بما یدعوه إلیه و یعظه به، و یستدلّ بما یدلّه إلیه، معتصما باللَّه و مستعینا به لتوفیقه على ذلک. یعنى: هر کدام از دو برادر مؤمن که محبّت او به دیگرى بیشتر باشد و تعظیم و توقیر او را بیشتر از دیگرى بجا آرد، رحمت الهى به او بیشتر است، و هر کدام از ایشان که علم او بیشتر از دیگرى باشد، بر او لازم و واجب است که از فنون فواید و شجون عواید، که حضرت بارى به او کرامت فرموده، از دیگرى دریغ ندارد و چنانکه حضرت حق سبحانه و تعالى، او را ارشاد و راهنمائى کرده و به راه مستقیم رسانیده و به داده خود راضى و قانع کرده، او نیز دیگرى را به این انواع ملاطفات مرحمت فرماید و بشارت دهد او را به رحمت الهى، و بترساند از عذاب الهى. و بر آن دیگر لازم است که شکر الهى بجا آرد، که حضرت بارى تعالى چنین هدیّهاى نصیب او کرده، و چنین برادر و نعمتى او را کرامت فرموده، باید هر چه او را گوید گوش کند، و از وعظ او متّعظ شود و پند گیرد، و در همه حال مطیع و منقاد او باشد، و در همه حال متشبّث و متمسّک به لطف خدا باشد، و لمحهاى از شکر الهى فارغ نباشد، و قدر این نعمت عظیم بداند. قیل لعیسى بن مریم علیه السّلام: کیف أصبحت أنت؟ قال: لا املک ما أرجو، و لا أستطیع بما أحاذر، مأمورا بالطّاعة، منهیّا عن المعصیة، فلا أرى فقیرا أفقر منّى. از حضرت عیسى علیه السّلام پرسیدند که: چگونه صبح مىکنى یا روح الله؟ جواب فرمود: صبح مىکنم در حالتى که هر چه را که مىخواهم و آرزوى او دارم، مالک او نیستم و بى مدد و توفیق الهى دستم به او نمىرسد، و از هر چه حذر مىکنم و مىخواهم که شرّ او را از خود دفع کنم، قدرت بر دفع او ندارم و بى مدد و توفیق الهى شرّ او را از خود دفع نمىتوانم کرد. و در همه حال مأمورم به طاعت و بندگى و باز ایستادن از معصیت و نافرمانى، و نمىبینم کسى که فقیرتر از من باشد. حاصل آن که کسى که حالش این است که دانستى، معلوم است که به چه تشویش خاطر و توزّع بال، صبح و شام مىکند. و قیل لاویس القرنىّ: کیف أصبحت؟ قال: کیف یصبح رجل إذا أصبح لا یدرى ا یمسی؟ و إذا امسى لا یدرى أ یصبح؟ از اویس قرنى پرسیدند که: چون صبح مىکنى؟ گفت: چگونه صبح مىکند کسى که هر گاه به صبح رسید، نداند که به شام مىرسد یا نه؟ و هر گاه به شام رسید، نداند که به صبح مىرسد یا نه؟ قال ابو ذرّ رضى الله عنه: أصبحت اشکر ربّى و أشکو نفسی. ابو ذر رضى الله عنه در جواب از سؤال مذکور گفت که: صبح مىکنم و شکر الهى بجا مىآرم و شکایت ندارم مگر از نفس خود. و قال النّبیّ صلّى الله علیه و آله: من أصبح و همّه غیر الله، فقد أصبح من الخاسرین المبعدین. حضرت رسالت پناه صلّى الله علیه و آله مىفرماید که: هر که صبح کند و همّت و قصد او غیر خدا باشد، پس به تحقیق که او از زیانکاران است و از رحمت خدا دور است. ترجمه مصباح الشریعة،شهید ثانی ، ص:481 - 483
|
|
| در بزرگداشت برادران مؤمن |
| ساعت ۱٢:٢٩ ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: در بزرگداشت برادران مؤمن ،از حضرت عیسى( ع) پرسیدند که: چگونه صبح |
|
قال الصّادق علیه السّلام: مصاحفة اخوان الدّین أصلها من تحیّة الله لهم، قال رسول الله صلّى الله علیه و آله: ما تصافح اخوان فی الله الاّ تناثرت ذنوبهما، حتّى یعودان کیوم ولدتهما امّهما. حضرت امام صادق علیه السّلام مىفرماید که: مصافحه و تحیّت مؤمنان با یک دیگر مصافحه و تحیّت الهى است با ایشان. یعنى: هر دو مؤمن که با هم مصافحه مىکنند و تحیّت بجا مىآرند، خداوند عالم نیز با هر کدام از اینها تحیّت مىکند و رحمت خود را شامل حال هر کدام مىکند. و حضرت رسالت پناه، صلّى الله علیه و آله، مىفرماید که: هر گاه دو مؤمن با هم مصافحه کنند، گناهان هر کدام از ایشان از بدنهاى ایشان مىریزد و از همه گناهان صغیره پاک مىشوند، گویا که تازه از مادر زائیده شدهاند. و لا کثّر حبّهما و تبجیلهما کلّ واحد لصاحبه الاّ کان له مزید، و الواجب على أعلمهما بدین الله تعالى، ان یزید صاحبه من فنون الفوائد الّتی أکرمه الله بها، و یرشده إلى الاستقامة و الرّضا و القناعة، و یبشّره برحمة الله، و یخوّفه من عذابه، و على الاخر ان یتبارک باهدائه، و یتمسّک بما یدعوه إلیه و یعظه به، و یستدلّ بما یدلّه إلیه، معتصما باللَّه و مستعینا به لتوفیقه على ذلک. یعنى: هر کدام از دو برادر مؤمن که محبّت او به دیگرى بیشتر باشد و تعظیم و توقیر او را بیشتر از دیگرى بجا آرد، رحمت الهى به او بیشتر است، و هر کدام از ایشان که علم او بیشتر از دیگرى باشد، بر او لازم و واجب است که از فنون فواید و شجون عواید، که حضرت بارى به او کرامت فرموده، از دیگرى دریغ ندارد و چنانکه حضرت حق سبحانه و تعالى، او را ارشاد و راهنمائى کرده و به راه مستقیم رسانیده و به داده خود راضى و قانع کرده، او نیز دیگرى را به این انواع ملاطفات مرحمت فرماید و بشارت دهد او را به رحمت الهى، و بترساند از عذاب الهى. و بر آن دیگر لازم است که شکر الهى بجا آرد، که حضرت بارى تعالى چنین هدیّهاى نصیب او کرده، و چنین برادر و نعمتى او را کرامت فرموده، باید هر چه او را گوید گوش کند، و از وعظ او متّعظ شود و پند گیرد، و در همه حال مطیع و منقاد او باشد، و در همه حال متشبّث و متمسّک به لطف خدا باشد، و لمحهاى از شکر الهى فارغ نباشد، و قدر این نعمت عظیم بداند. قیل لعیسى بن مریم علیه السّلام: کیف أصبحت أنت؟ قال: لا املک ما أرجو، و لا أستطیع بما أحاذر، مأمورا بالطّاعة، منهیّا عن المعصیة، فلا أرى فقیرا أفقر منّى. از حضرت عیسى علیه السّلام پرسیدند که: چگونه صبح مىکنى یا روح الله؟ جواب فرمود: صبح مىکنم در حالتى که هر چه را که مىخواهم و آرزوى او دارم، مالک او نیستم و بى مدد و توفیق الهى دستم به او نمىرسد، و از هر چه حذر مىکنم و مىخواهم که شرّ او را از خود دفع کنم، قدرت بر دفع او ندارم و بى مدد و توفیق الهى شرّ او را از خود دفع نمىتوانم کرد. و در همه حال مأمورم به طاعت و بندگى و باز ایستادن از معصیت و نافرمانى، و نمىبینم کسى که فقیرتر از من باشد. حاصل آن که کسى که حالش این است که دانستى، معلوم است که به چه تشویش خاطر و توزّع بال، صبح و شام مىکند. و قیل لاویس القرنىّ: کیف أصبحت؟ قال: کیف یصبح رجل إذا أصبح لا یدرى ا یمسی؟ و إذا امسى لا یدرى أ یصبح؟ از اویس قرنى پرسیدند که: چون صبح مىکنى؟ گفت: چگونه صبح مىکند کسى که هر گاه به صبح رسید، نداند که به شام مىرسد یا نه؟ و هر گاه به شام رسید، نداند که به صبح مىرسد یا نه؟ قال ابو ذرّ رضى الله عنه: أصبحت اشکر ربّى و أشکو نفسی. ابو ذر رضى الله عنه در جواب از سؤال مذکور گفت که: صبح مىکنم و شکر الهى بجا مىآرم و شکایت ندارم مگر از نفس خود. و قال النّبیّ صلّى الله علیه و آله: من أصبح و همّه غیر الله، فقد أصبح من الخاسرین المبعدین. حضرت رسالت پناه صلّى الله علیه و آله مىفرماید که: هر که صبح کند و همّت و قصد او غیر خدا باشد، پس به تحقیق که او از زیانکاران است و از رحمت خدا دور است. ترجمه مصباح الشریعة،شهید ثانی ، ص:481 - 483
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

