| راز ازدواجهاى رسول خدا (ص) |
| ساعت ۱۱:٢۱ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: راز ازدواجهاى رسول خدا (ص) ،ازدواج پیغمبر (ص) با جویریه، ،ازدواج با زینب دختر جحش ،ازدواج پیغمبر (ص) با عایشه |
|
پیش از این که به بررسى موضوع دیگرى منتقل شویم، لازم مىدانیم به فلسفه تعدد زوجات پیغمبر (ص) نظرى کوتاه بیندازیم. این مسأله دستاویزى براى خاورشناسان غربى براى حمله به رسول اکرم (ص) و تعالیم آسمانى دین اسلام شده است. از نظر ما این تعدد زوجات بر اساس انگیزههاى سیاسى، انسانى، بیان احکام شرعى و مطابق مصالح عالى اسلام بوده است. این مطلب ______________________________ را در چند نکته به اختصار توضیح مىدهیم؛ 1. در برخى موارد، هدف رسول خدا (ص) صرفا مسائل انسانى بوده است. چنان که زنى مسلمان شد و هجرت کرد. این زن مهاجر شوهرش را در جنگ یا به مرگ طبیعى از دست داد. وى راهى براى بازگشت به خانواده مشرک خود نداشت. چه نمىتوانست در مقابل فشارهاى مادى و روانى آنان مقاومت کند. البته این در صورتى بود که این زن مسلمان مهاجر را که مىخواست دین و عقیده خود را در میان آنها حفظ کند، زیر شکنجههاى بدنى توان فرسا و وحشیانه قرار ندهند. از سوى دیگر در جامعه نوپاى مدینه هم کسى را نداشت که از او سرپرستى و عیال دارى کند. نمونه این مسأله را در سوده دختر زمعه مىبینیم که بیش از پنجاه سال عمر داشت. دیگرى زینب دختر خزیمه بود که او هم چنین وضعیتى داشت. علاوه بر این بیوه ماندن وى موجب مىشد که زبانها و هواهاى نفسانى برخى او را هدف اتهامات نارواى خویش سازند و بدین ترتیب در فشار قرار گیرد یا حتى اغواء شود. این با شخصیت و موقعیت وى در این جامعه غریب سازگارى نداشت. این در صورتى است که بیوگى چنین زنى به بحرانهاى روانى و حتى قبیلهاى بىدلیل نینجامد. در این میان بهترین سرپرست، یاور، نگهبان و نانآور، پیغمبر اکرم (ص) بود. مگر این که برخى از نیکان صحابه حاضر مىشدند، با آنان ازدواج کنند. 2. ازدواج پیغمبر (ص) با جویریه، چنان که مىگویند، باعث شد که مسلمانان صد نفر از افراد خانواده او را به میمنت این ازدواج آزاد کنند. دحلان معتقد است که مسلمانان دویست نفر از افراد قبیله جویریه را آزاد کردند. در نتیجه شمار زیادى از خویشاوندان وى مسلمان شدند. «1» این هم نوعى جذب ______________________________ قلوب مردم به اسلام است و آنان را تشویق و ترغیب مىکرد تا به آیین مسلمانى درآیند. چنان که از راههاى دیگر نیز آنان را به اسلام ترغیب مىفرمود. از جمله دادن مال، همسر و واگذارى برخى کارها به آنان. عمرو بن عاص نوعى دیگر از جذب افراد را یادآور مىشود که هرگز به ذهن کسى خطور نمىکند. او مىگوید: رسول خدا (ص)، به سراغ بدترین افراد مىرفت و با آنان سخن مىگفت و دلشان را به مسلمانى جلب مىکرد. چنان که خودش به سراغ من مىآمد و با من سخن مىگفت. آن قدر با من حرف زد که گمان کردم بهترین مردم هستم .... 3. ازدواج با زینب دختر جحش بر پایه ضرورت شرعى صورت گرفت. بدین ترتیب که شوهر زینب، زید بن حارثه را به پسرخواندگى خود پذیرفت. مردم عرب عقیده داشتند که پسر خوانده همانند پسر حقیقى است و همه احکام او را در حرمت، ارث و ... دارد. از نظر شریعت اسلامى، این عقیده باطل بود و باید به آن خاتمه داده مىشد. راه چارهاى براى ریشهکن کردن این مفهوم جاهلى وجود نداشت، مگر اقدام عملى چنان که قابل تردید و تأویل نباشد. از این رو ازدواج رسول خدا (ص) با زن سابق پسرخواندهاش، بهترین وسیله براى زدودن این مفهوم غلط از اذهان مردم بود. چنین هم شد. 4. رسول خدا (ص) براى هدایت و ارشاد مردم آمده است. مردم باید به او ایمان آورند و در مقابل امر و نهى حضرت تسلیم باشند. ضرورى است که پیغمبر (ص) در دل مسلمانان جایگاهى عالىرتبه داشته، آن قدر محبوب قلوب آنان باشد که جاى همه چیز از جمله مال و ثروت، فرزند و حتى خودشان را بگیرد. این نصّ قرآن کریم است که مىفرماید: قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشِیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ. «1» بگو: اگر پدران و پسران، و برادران، و زنان، و خاندان شما و اموالى که گرد آوردهاند، و تجارتى که از کسادش بیمناکند و سراهایى را که خوش مىدارید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وى دوستداشتنىتر است، پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را (به اجرا در) آورد و خداوند فاسقان را راهنمایى نمىکند. امّا پس از آن که رسول خدا (ص) به ناچار به جنگ عرب رفت و آنان را شکست داد و بر همگان چیره شد و بین بسیارى از قبایل که شمارى از همسران حضرت به آنان نسبت مىبردند و مسلمانان و در رأس آنان، پیغمبر اکرم (ص) جنگهایى به وقوع پیوست و مردمانى کشته شدند. چنان که پیش از این دیدیم مسأله ثار و خون خواهى نزد مردم عرب از اهمیت خاصى برخوردار است. آرى، بر این اساس ضرورت ایجاب مىکرد که راههاى مختلفى را به منظور جلب قلوب آنان و ایجاد نوعى رابطه و علاقه در پیش گیرد تا همه یا لااقل شمارى از مردم عرب را به آن حضرت مرتبط سازد و بر پایه اعتماد متقابل، با وى رفتار و مواضع روشنى داشته باشند. از سوى دیگر فرصت هرگونه اقدام منفى در مقابل پیغمبر (ص) و دعوت اسلامى را از آنان سلب کند. و آنگاه که رسول خدا (ص) توانست از نظر روانى و عقیدتى بر آنان چیره شود، در حقیقت راه را براى نابودى حقد و کینههاى نهفته در قلوب عرب هموار نمود. بدین ترتیب همه با هم در راه یک هدف و یک عقیده همگام و همراه شدند. به همین دلیل مىبینیم که آزار و اذیّت توانفرساى شمارى از همسران خود ______________________________ را تحمل و با مشکلات و سختىهاى فراوان مواجه مىشود، امّا هرگز این رابطه را براى همیشه قطع نمىکند، زیرا با این همسران خود بر پایه موقعیت حاد سیاسى رفتار مىکند نه بر پایه جوّ خانوادگى و علقههاى همسرى. «1» 5. به عنوان نمونه، چنان که به نظر مىرسد، ازدواج پیغمبر (ص) با حفصه یک ازدواج سیاسى بود. مىتوان این نکته را از سخنان عمر به حفصه فهمید که وقتى با همدستى عایشه علیه رسول خدا (ص) متحد شد و حضرت از هر دو کنارهگیرى کرد؛ مىخواست حفصه را براى بار دوم طلاق دهد. عمر نزد دخترش آمد و گفت: به خدا قسم، مىدانم که رسول خدا (ص) تو را دوست ندارد و اگر من نبودم ترا طلاق مىداد. «2» چنان که برخى عقیده دارند، رسول خدا (ص) مىخواست بین أبو بکر و عمر مساوات برقرار نماید و داماد هر دو باشد. «3» این سخن بدان معنى است که ازدواج با حفصه، سیاسى بود نه آن چنان که برخى مدّعىاند، بر پایه تمایلات جنسى سرکش. ازدواج پیغمبر (ص) با عایشه هم چنین وضعیتى داشت. رسول خدا (ص) مىخواست از طریق ازدواج با وى، حمایت أبو بکر و فرزندانش را داشته باشد. هنگامى که رسول خدا (ص) حفصه را براى بار نخست طلاق داد، عمر مشتى خاک بر سرش ریخت و گفت: پس از این خداوند به عمر و دخترش عنایت نخواهد داشت. پس رسول خدا (ص) به عمر رحم کرد و به حفصه رجوع نمود. «4» ______________________________ (3). مع المفسرین و المستشرقین فى زواج النبى (ص)، 104. (4). اسد الغابه، 5/ 426؛ الاصابه، 4/ 273. این موضوع شدید عمر در قبال طلاق دخترش، پیغمبر (ص) را ناچار ساخت تا دوباره به حفصه رجوع کند! عمر دخترش را به این نکته توجّه داد، آنگاه که حضرت مىخواست حفصه را براى بار دوم طلاق دهد؛ او ترا یک بار طلاق داد، سپس به خاطر من به تو رجوع کرد. یا گفت: پیغمبر (ص) ترا طلاق داد و به خاطر من به تو رجوع کرد. «1» بدین ترتیب نادرستى این سخن روشن مىشود که مىگویند: پیامبر (ص) به دستور جبرئیل که گفت: حفصه زن نمازگزار و روزهدارى است، «2» به او رجوع کرد! خصوصا که زن نمازگزار روزهدار، پیغمبر خدا (ص) را ناچار نمىسازد که دو بار او را طلاق دهد و سپس به خاطر پدرش به او رجوع کند! دروغ آشکارى است که مىگویند: وقتى پیغمبر (ص) حفصه را طلاق داد، مردم اندوهگین شدند. عثمان بن مظعون و برادرش قدامه، دایى حفصه بر او وارد شدند. در این هنگام پیغمبر (ص) بر حفصه وارد شد و گفت: حفصه؛ جبرئیل پیشتر نزد من آمد و گفت: خداوند ترا سلام مىرساند و مىگوید: به حفصه رجوع کن. او زن روزهدار نمازگزارى است. او در بهشت همسر تو است. یک روایت دیگر هم هست که نزدیک به همین مضمون است و چنان که ادعا مىکنند، رجال سند آن، رجال صحیح است. «3» آرى، این سخن، دروغ آشکار است، زیرا عثمان بن مظعون مدّتى پیش از ازدواج پیغمبر (ص) با حفصه فوت کرد. در حالى که قضیه طلاق وى مربوط به زمانى است که مسألهاى بین او و ماریه قبطیه پیش آمد. مىدانیم ماریه در سال هفتم یا هشتم هجرت به مدینه آمد. علاوه بر این گفتیم که از یک زن روزهدار نمازگزار انتظار نمىرود، ______________________________ (2). بنگرید: اسد الغابه، 5/ 426؛ مجمع الزوائد، 9/ 244؛ الاصابه، 4/ 273. (3). بنگرید: مجمع الزوائد، 9/ 244؛ تاریخ الخمیس، 1/ 416- 417؛ الطبقات الکبرى، 8/ 58. به گونهاى با پیغمبر (ص) رفتار کند که حضرت ناچار شود دو بار او را طلاق دهد! از سوى دیگر خردمندانه نیست که زنى که پیغمبر (ص) را اذیّت کرده، در بهشت همراه او باشد. خداوند متعال فرمود: وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ. و کسانى که پیامبر خدا را آزار مىرسانند، عذابى پردرد (در پیش) خواهند داشت. إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً. بىگمان، کسانى که خدا و پیامبر او را آزار مىرسانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرد و برایشان عذابى خفّتآور آماده ساخته است. سیرت جاودانه ،ج2،ص :33 – 38
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

