| در حقیقت ابلیس |
| ساعت ٧:٤۸ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: در حقیقت ابلیس ،ابلیس فرشته بوده یا پرى؟ ،فرمان سجده ،و او- ره- گفته: |
|
اصحاب ما و هم مخالفان اختلاف دارند که ابلیس فرشته بوده یا پرى؟ بیشتر متکلمین از ما و دیگران گفتند فرشته نبوده و اخبار آن گذشت، شیخ مفید در کتاب مقالات خود گفته: ابلیس بالخصوص پرى بوده و فرشته نیست و نبوده و خدا تعالى فرموده «جز ابلیس که پرى بوده 51- الکهف» و اخبار بدین معنا از ائمه هدى علیه السّلام متواتر است و آن عقیده امامیه است و بسیارى از معتزله و اصحاب حدیث- پایان.و گروهى از متکلمین گفتند شیطان فرشته بوده و شیخ الطائفه ما طوسى هم در تبیان آن را بر گزیده و گفته از امام ششم علیه السّلام روایت شده و ظاهر تفاسیر ما است و سپس گفته معتقدین باینکه فرشته بوده اختلاف دارند که چکاره بوده؟ برخى او را دربان بهشت دانسته و برخى پادشاه آسمان دنیا و حکمران زمین و برخى گفتند میان آسمان و زمین وسوسه میکرده و تدبیر مینموده (تبیان 1: 150) و دلیل آنها که او را پرى دانند چند وجه است، یک: قول خدا تعالى «جز ابلیس که بود پرى و نافرمان خدا شد» گفتند: هر جا لفظ جن آید باید همان جنس معروف مقصود باشد که در قرآن برابر آدمى آمده و از آن دو جواب گفتند نخست اینکه معنى کانَ مِنَ الْجِنِ: صار من الجن است یعنى از پریان شد نه اینکه از آنها بود چنانچه کانَ مِنَ الْکافِرِینَ در وصف او یعنى از کافران گردید نه اینکه کافر بود، اخفش و جمعى از لغویان این را گفتهاند. دوم: اینکه ابلیس از یک رده فرشته بود که آنها را جن میخواندند از این رو که دربانان بهشت بودند یا براى اینکه بدید نمىآمدند و گواه از قول اعشى آوردند در وصف سلیمان علیه السّلام که:
و جواب یکم مردود است باینکه خلاف ظاهر است و نیاز بدلیل دارد: دوم: قول خدا تعالى «نافرمانى نکنند خدا را هر چه فرمانشان دهد و انجام دهند آنچه فرمان دارند، 9- التحریم» که نافرمانى را از فرشتهها بکلى نفى کرده و باید ابلیس فرشته نباشد. و جواب دادند که این آیه در وصف فرشتههاى خازن دوزخ است نه هر فرشته چه که خدا پیش از آن فرموده «بر آنند فرشتههاى سخت و تندى الخ» و معصوم بودن آنها معصومى همه را بایست نیست و این مردود است باینکه دلائل عصمت فرشتهها بسیارند و بسیارى از آنها گذشتند. سوم: اینکه ابلیس فرزند دارد و نژاد که خدا فرموده «آیا برگیرید او را و نژادش را دوستانى در برابر من با اینکه آنان دشمنان شمایند، 51- الکهف» و فرشته نژاد ندارد چون ماده ندارد که خدا کفار را طعن زده و فرموده «و میدارند فرشتهها که بندههاى خدایند مادهها 15- الزخرف» و فرزند همانا از نر و ماده است. و ممکن است جواب گفت: که اگر بپذیریم آیه بطور کلى نفى اناث کند نداشتن ماده دلیل نداشتن فرزند نشود، زیرا شیاطین هم ماده ندارند و فرزند دارند چنانچه گذشت که فرزندان ابلیس از خود او است که تخم نهد و جوجه آرد. و شیخ رحمه اللَّه در تبیان گفته: کسى که گوید ابلیس نژاد دارد و فرشتهها ندارند و نکاح و تناسل در آنها نیست اعتماد بخبر نامعلومى کرده (تبیان 7: 57) چهارم: فرشتهها رسولان خدایند که فرموده: «سازنده فرشتهها است رسولان 1- فاطر» و رسولان خدا معصومند که فرموده «خدا داناتر است رسالت خود را در کجا نهد، 124- الانعام» و رسولان خدا چه فرشته و چه آدمى نمیشود کافر و گنهکار باشند و جواب گفتند که آیه عموم ندارد چون خدا فرماید «خدا برگزید از فرشتهها رسولان و هم از مردم. 75- الحج» در تبیان گفته واژه «من» براى تبعیض است بىخلاف و اگر هم چنین نباشد و عموم باشد رواست که ما آن را با «إِلَّا إِبْلِیسَ» تخصیص دهیم زیرا استثناء منقطع مجاز است و تخصیص هم مجاز و با هم تعارض کنند و از دلالت بیفتند اگر تخصیص مقدم نباشد و استدلال کردند بجدائى جن از فرشته باینکه فرشته روحانیست و مایه آفرینش او نزد برخى هواء و نزد دیگران نور است و خوراک و نوشاک ندارند و جنّ از آتش آفریدهاند که خدا تعالى فرموده «و جان را از آن پیش از آتش زلال آفریدیم، 27- الحجر» و در اخبار هم از استنجاء با استخوان و سرگین غدقن شده براى اینکه خوراک جن و دواب آنهایند و جواب دادند بمنع همه مقدمات، در تبیان گفته: اگر دانسته شود که فرشتهها خوردن و نوشیدن ندارند دانستن این نتوانیم که ابلیس میخورد و مینوشد با اینکه گفتند آنان خوراک را ببویند و نخورند (تبیان شیخ طوسى 7: 57). و استدلال شده نیز بقول خدا «و روزى که همه را محشور کند وانگه بفرشتهها فرماید آیا اینان شما را میپرستیدند؟ گویند منزهى تو، سرپرست ما توئى نه آنها بلکه جن را میپرستیدند و بیشترشان بدانها مؤمن بودند 30 و 31» سبا»، و معارضه شده با قول خدا در آیه دیگر «و ساختند میان او جن پیوند نسب 159- الصافات» زیرا قریش میگفتند فرشتهها دختران خدایند و خدا گفته آنها را رد کرد و فرمود «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ»، 159 الصافات». و جواب داده شده که آیه بوجوه دیگر تفسیر شده یکى آنکه مقصود از آن گفته زنادقه است که خدا و ابلیس برادرند یا اینکه خدا نور و خیر و حیوان سودمند آفرید و ابلیس تاریکى و بدى و حیوان زیانبار، و برخى شیطان را با خدا پرستند و اینست پیوستى که میان خدا و جن ساختند و یکى اینکه گفتند خدا با جن ازدواج کرده و فرشتهها پدید شدند. و آنها که ابلیس را فرشته دانند دو دلیل آرند یکى اینکه خدا تعالى او را از ملائکه استثناء کرده و استثناء یعنى بیرون کردن فردى از جنس که اگر استثناء نبود داخل بود و بنا بر این باید فرشته باشد و جواب دادند که استثناء در اینجا منقطع است، و آن در کلام عرب مشهور و در قرآن هم مشهور است خدا سبحانه فرموده «نشنوند در آن بیهوده و گناهکارى جز گفتن سلام سلام، 26- الواقعه» و فرموده «نخورید مالتان را میان خودتان به بیهوده جز اینکه تجارت باشد برضاى شما 38- النساء» بعلاوه این یک پرى بود میان هزارها فرشته و در تعبیر مغلوب آنها شد و از آنها استثناء شد که همه سجده کردند جز او براى اینکه او هم فرمان سجده داشت و باین اعتبار استثناء او رواست و مردود شده که هر دو وجه خلاف اصل باشند و بىضرورت سخن بدانها تفسیر نشود، و دلائل فرشته نبودنش عموم است و اگر فرشته باشد تخصیص لازم آید و اگر نباشد باید استثناء حمل بر منقطع شود، و تخصیص عموم در قرآن بیش از استثناء منقطع است، و قول ما بهتر است. و اما اینکه گفتید یک پرى میان هزارها فرشته در تعبیر مغلوب است، در صورتى کثیر بر قلیل غالب شود که آن قلیل مورد توجه نباشد و اما اگر اصل و مایه سخن همان قلیل باشد نباید مغلوب کثیر گردد، و این مورد نظر است. دوم: اینکه اگر ابلیس فرشته نبود فرمان سجده که خطاب بفرشتهها است که فرمود: «قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا» شامل او نمیشد تا ترک سجود او سرپیچى و تکبر و گناه باشد، و سزاوار نکوهش و کیفر نبود پس دانستیم که خطاب شامل او است و این دلیل است که فرشته است. و جواب دادند که اگر چه فرشته نبود ولى میان آنها بزرگ شده و با آنها آمیخته بود و چسبیده و از این رو خطاب او را فرا گرفت بعلاوه بسا که فرمان بخصوصى براى سجده داشته که از قول خدا «ما مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ» فهمیده مىشود. و نخست مردود است باینکه آمیختن وى بدانها مایه توجه خطاب بدو نشود چنانچه در جاى خودش ثابت شده و دومى باینکه ظاهر قول خدا تعالى «و چون گفتیم بفرشتهها سجده کنید براى آدم و سجده کردند جز ابلیس» تا آخر آیه اینست که سرپیچى و نافرمانى همانا بمخالفت این امر بوده نه امر دیگر اینست آنچه گفتند و توان در اینجا گفت ولى ظاهر بیشتر اخبار و آثار فرشته نبودن ابلیس است ولى چون با فرشتهها آمیخته بود این خطاب او را فراگرفت و قول خدا که «چون بفرشتهها گفتیم» بر پایه تغلیب در تعبیر است که در گفتگو شایع است. و آنچه کلام شیخ- ره- بدان اشعار دارد که در تبیان گفته: اخبارى آمده که ابلیس از فرشتهها است ما بدان دست نیافتیم و اگر در بعضى اشعارى باشد نادر است و باید تاویل شود. - و او- ره- گفته: آنچه از ابن عباس روایت است که فرشتهها با جن جنگیدند و ابلیس اسیر شد در خردسالى و با فرشتهها بود و با آنها عبادت میکرد و چون فرمان سجده یافتند همه سجده کردند جز او و از این رو خدا فرموده «جز ابلیس که از جن بود» راستش خبر واحد است و درست نیست، و معروف از ابن عباس اینست که ابلیس فرشته بوده و سرباز زد و تکبر کرد و از کافران شد. آسمان و جهان-ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج7، ص:225 - 229
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

