آیا نمازى که ما مىخوانیم همان نماز پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان علیهم السلام است و تفاوتى نکرده است؟
نمازى که ما- براساس آنچه فقها و مراجع تقلید بهدست آوردهاند- مىخوانیم، تمام اجزا، شرایط، مسائل و احکام آن از آیات قرآن و روایات پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان علیهم السلام گرفته شده است.
براى نمونه، سه جلد از کتاب وسائل الشیعه در مورد نماز و احکام و مسائل آن است. بنابراین نمازى که ما مىخوانیم همان نماز پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان علیهم السلام است. براى نمونه یک روایت را درباره کیفیت نماز بیان مىکنیم: حماد بن عیسى گوید: امام صادق علیه السلام برخاست و رو به قبله ایستاد، دو دستش را روى پاهایش قرار داد و انگشتان دستش را بست، فاصله بین پاهایش را نزدیک کرد تا مقدار سه انگشت باز، با خشوع تکبیرة الاحرام گفت، سپس حمد را با ترتیل قرائت فرمود و سوره توحید را بعد از آن خواند، سپس به مقدار یک نفس کشیدن درنگ کرد، در حالى که ایستاده بود، سپس در همین حال «اللّهاکبر» گفت، بعد به رکوع رفت و کف دستهایش را در حالى که انگشتان دستش باز بود، بر روى زانوهایش قرار داد. زانوهایش را به پشت رد نمود و پشت خود را مستوى نمود؛ به گونهاى که اگر قطره آبى بر آن مىریخت، ثابت مىماند. گردنش کشیده و چشمانش را فرو خوابانیده بود. در این حال سه بار با ترتیل تسبیح (سبحان ربى العظیم و بحمده) گفت، سپس سر از رکوع برداشت وایستاد، پس از آرامش «سمع اللّه لمن حمده» و «اللّه اکبر» را گفت و دستهایش را تا مقابل صورتش بالا آورد. بعد از آن به سجده رفت. هنگام سجده رفتن، ابتدا دستهایش را به زمین نهاد، سپس زانوهایش را. در سجده تنها هشت عضو بدنش را بر زمین نهاد: پیشانى، دو کف دست، دو زانو، سر دو انگشت شست پا و بینى- قرار دادن بینى بر زمین مستحب است- و در سجده سه بار فرمود: «سبحان ربى الاعلى و بحمده». سپس سر از سجده برداشت و به طور کامل نشست؛ آنگاه «اللّه اکبر» گفت و نیز «استغفر اللّه ربى و اتوب الیه» گفت. دوباره «اللّه اکبر» گفت، سپس به سجده دوم رفت و سجده دوم را همانند سجده اول به جا آورد و رکعت دوم را همانند رکعت اول انجام داد. بعد از نماز به حمّاد فرمود: اى حمّاد! این گونه نماز بخوان، در حال نماز به جایى نگاه نکن، با انگشتان خود بازى نکن. «1»
__________________________________________________
(1). شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 4، ص 673
پرسمان قرآنى نماز، ص: 41