امام صادق علیه السلام می فرمایند : ای مفضَل ، اگر آدمى را هرگز المى و دردى نمىرسید به چه چیز ترک مىکرد فواحش و گناهان را؟ و به چه چیز تواضع مىکرد براى خدا و تضرّع مىکرد نزد او؟ و به چه چیز مهربانى مىکرد به مردم و بذل و صدقات به مساکین مىنمود؟ نمىبینى کسى را که دردى عارض شد خضوع و شکستى مىکند و رغبت مىنماید به درگاه خدا و طلب عافیت مىکند از شافى مرض، و دست مىگشاید به دادن تصدّقها. و اگر آدمى از زدن متألم نمىشد به چه عقاب مىکردند پادشاهان دزدان را و راهزنان را و به چه چیز ذلیل و فرمان بردار مىکردند عاصیان و متمرّدان را؟ و به چه چیز کودکان علوم و صنعتها مىآموختند، و به چه چیز ممالیک براى آقایان خود ذلیل مىشدند و گردن به اطاعت ایشان مىنهادند.
آیا اینها حجّت نیست براى ابن ابى العوجاء و امثال او از ملاحده و مانى نقّاش و اتباع او از گبران که انکار مىکنند حکمت آلام و دردها را در عالم؟ اگر متولد نمىشد از انسان و سایر حیوانات، مگر نر یا ماده، هر آینه منقطع مىشد نسل انسان و بر مىافتادند حیوانات، لهذا علیم حکیم مقرر گردانیده که از هر نوعى از حیوانات نر و ماده هر دو به وجود آیند، چرا در هنگامى که مرد و زن به حد بلوغ رسیدند موى درشت بر زهار ایشان مىروید. و بر روى مرد ریش مىروید و بر روى زن نمىروید؟
براى آن که حق تعالى مرد را قیّم و کار فرماى زن گردانیده و زن را جفت او گردانیده و براى او آفریده، پس به این سبب مردم را ریش داده که موجب عزت و جلالت و مهابت او گردد و به زن نداده تا از نازکى رو و حسن و جمال که مناسب حال اوست و براى التذاذ همخوابگى مرد ادخل است براى او باقى ماند.
پس نمىبینى که حکیم علیم در هر امرى آنچه به عمل آورده همه موافق حکمت است و راه خطا در آن نیست.
مفضّل گفت: چون سخن بدینجا رسید وقت زوال شد و مولاى من به نماز برخاست و فرمود: برو فردا بامداد به نزد من بیا، پس من شاد و خوشحال برگشتم به آنچه از معرفت مرا حاصل شد و خدا را حمد کردم بر آنچه مولاى من به من تعلیم و تفضّل نمود و شب را به سر آوردم شاد و با نعمت به آنچه مولاى من به من تعلیم کرده بود.
ترجمه توحید المفضل، ص: 117 - 118