حضرت على علیه السلام مىفرمایند: «سکوت زبان سلامتى است براى انسان».
و باز از ایشان نقل شده است که: «خوشا به حال آن که زیادى دارائى و ثروتش را انفاق کرده و ببخشد، اما زیادى گفتار و کلامش را فرو برده و نگه دارد».
حضرت على علیه السلام مىفرمایند: «زبان انسان عاقل پشت قلب او قرار دارد (اول فکر نموده بعد سخن مىگوید) و قلب فرد نادان پشت سر زبانش مىباشد (اول سخن گفته و بعد به عاقبت گفتارش فکر مىنماید).
پس در این صورت آیا انسان در همۀ مواقع باید سکوت کند و اصلًا حرفى نزند؟
خیر، سکوت فقط در جاهائى پسندیده است که سخن گفتن هیچ سودى براى خود انسان و دیگران ندارد بلکه باعث ضرر و زیان خود انسان و یا دیگران مىگردد، وگرنه سخن گفتن در پارهاى از موارد لازم و واجب است. صحبت در این است که انسان هم باید سنجیده حرف بزند و هم سخن سنجیده و پخته بگوید؛ چرا که ارزش و اعتبار آدمى از سخن و کلامش آشکار مىشود.
|
تا مرد سخن نگفته باشد
|
|
عیب و هنرش نهفته باشد
|
|
هر بیشه گمان مبر که خالى است
|
|
شاید که پلنگ خفته باشد
|
گاهى سخنى بجا اثراتى دارد که ضربات شمشیر و نبرد مسلحانه چنین نتایجى را دربرندارد.
حضرت على علیه السلام در این باره مىفرمایند: «خیرى نیست در سکوت و خوددارى از گفتن آنچه که حکمت است، همان گونه که خیرى نیست در کلام جاهلانه».
و سعدى رحمه الله شاعر بلندآوازۀ پارسى زبان با الهام از این سخن حضرت مىگوید:
|
اگر چه پیش خردمند خامشى ادب است
|
|
به وقت مصلحت آن بِه که در سخن کوشى
|
|
دو چیز طَیرۀ «1» عقل است: دم فرو بستن
|
|
به وقت گفتن، و گفتن به وقت خاموشى
|
|
معارف و احکام نوجوانان؛ ص: 108
|
|
|