| آداب رکوع در نماز |
| ساعت ٧:٠٥ ق.ظ روز جمعه ٩ دی ۱۳٩٠ کلمات کلیدی: آداب رکوع در نماز |
|
قال الصّادق علیه السّلام: لا یرکع عبد للَّه رکوعا على الحقیقة، الاّ زیّنها الله بنور بهائه. حضرت امام صادق علیه السّلام مىفرماید که: رکوع نمىکند بندهاى خداى را عزّ و جلّ حقّ رکوع، مگر آن که خداوند عالم به نور و بهاى خود، نورى و زیب و زینتى به آن بنده، کرامت مىفرماید، که ملایکه آسمان با وجود نورانیّت و لطافتى که دارند، از نور او متعجّب مىشوند. و حقّ رکوع آن است که راکع در حین رکوع، به خاطر گذراند عظمت و بزرگوارى خداوند عالم را، و حقارت و پستى غیر او را. و در وقت تکلّم به ذکر رکوع، که: «سبحان ربّى العظیم و بحمده»، است. از معنى آن که: منزّه مىدارم پروردگار خود را از هر چه لایق به او نیست، و بس عظیم و بزرگ است، و به مدد و یارى او حمد مىکنم، غافل نباشد. و اظلّه فی ظلال کبریائه، و کساه کسوة أصفیائه. و هر که رکوع کند و در آن حال، به صفت خشوع و خضوع باشد و از عظمت و بزرگوارى پروردگار غافل نباشد. هر آینه خداوند عالم، جا مىدهد او را در زیر سایه بزرگوارى خود، و مىپوشاند او را لباس اولیا و اصفیا. باید دانست که: رکوع و سجود از جمله ارکان عظیمه نماز هستند و سجود چون دلالت بر خشوع بیشتر دارد، مرتبهاش عظیمتر از رکوع است یعنى: رکوع اوّل است و سجود دوّم، و هر که اوّل را بجا آورد، صلاحیت از براى ثانى بهم مىرساند. پس نماز گزار را سزاوار آن است که در رکوع، بلکه از اوّل نماز بلکه از اوّل وضو، در نهایت خوف و بیم باشد و دقیقهاى از خضوع و استکانت از او فوت نشود، تا استعداد و قابلیّت سجود بهم رساند. و چنان قیاس کند که معبود، در پیش رو است و به او متوجّه و به او متکلّم است. و از نکته بلیغه معاینه التفات: إِیَّاکَ نَعْبُدُ (حمد- 5) غافل نشود، مضمون کلام بلاغت انجام: «صلّ کانّک تراه، و ان لم تکن تراه فانّه یراک»، را حالى خود کند. و نیز از براى تقریر و تأکید مىفرماید که: فارکع رکوع خاشع للَّه بقلبه، متذلّل و جل تحت سلطانه، حافظ له بجوارحه حفظ خائف حزین على ما فاته من فائدة الرّاکعین. یعنى: رکوع کن، رکوع کردنى از روى خشوع و بیم بسیار، مانند: بیم و ترس کسى که در زیر شمشیر سلطان قاهرى باشد. و «آنا فآنا» در شرف قهر و قتل او باشد. و حفظ کن اعضا و جوارح خود را از حرکتهاى لغو. و مگذار که در اثناى نماز به غیر آن چه باید مشغول بود، مشغول شوند، مثل آن که شغل چشم در وقت قیام، آن است که نظرش به سجده گاه باشد و شغل دستها آن که برابر زانو باشد، پاها آن که به قدر یک وجب از هم دور باشند، انگشتها برابر قبله باشند. و در وقت رکوع شغل چشم آن است که نظرش به میان پاها باشد، دستها بالاى زانو باشد، انگشتها از هم دور باشند و به مثابه لقمه گرفتن، زانو را لقمه کند. و در وقت سجود، باید نظرش به اطراف بینى باشد و دستهایش برابر گوشها و برابر قبله باشد و از هم جدا نباشند، و انگشتان بزرگ پا و پنج عضو دیگر، که پیشانى و کف دستها و زانوها است، به زمین باشند. غرض: این اعضا را به این شغلها که دانستى وادارد، تا از فواید عظیمه که راکعین را مىباشد، محروم نشود. یحکى انّ الرّبیع بن خثیم، کان یسهر باللّیل الفجر فی رکوع واحد، فإذا أصبح یزفر و قال: اه، سبق المخلصون و قطع بنا. نقل کردهاند که: ربیع بن خثیم که یکى از عبّاد ثمانیة است، به یک رکوع شب را به روز مىآورد و با وجود این، به خود مىلرزید و مىنالید و مىگفت: آه و دریغ! که پیش بردند کار را مخلصان، و من در مرتبه پست ماندهام. . و فرّ بالقلب من وساوس الشّیطان و خدائعه و مکایده، فانّ الله تعالى یرفع عباده بقدر تواضعهم له. یعنى: دور کن از دل خود وسوسة و فریب شیطان را، که مبادا آن دیو لعین، وسوسة به خاطر تو رساند و به فریب او فخرى بهم رسانى. چرا که مراتب بندگان نزد معبود، به قدر تواضع و فروتنى است. هر که را عجز و انکسار بیشتر است، قدرش نزد او «عزّ اسمه»، بیشتر است. و یدیهم إلى اصول التّواضع و الخضوع و الخشوع، بقدر اطّلاع عظمته على سرائرهم. یعنى: راه بردن به خضوع و خشوع، به قدر راه بردن به عظمت و بزرگوارى خداوند عالم است. یعنى: هر چه راه به عظمت او بیشتر است، اعتراف به عجز و قصور زیادة است. و این نمىشود مگر به راه بردن به عجایب مخلوقات و غرایب مصنوعات حضرت عزّت «عزّ شأنه». مصباح الشریعة، ص:119 - 123
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

