آرام بخش دلها و راه‏گشاى انسانها
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: آرام بخش دلها و راه‏گشاى انسانها

1- وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ یُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا یُفَرِّطُونَ ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ‏ (انعام- 61 و 62) اوست قاهرى فراتر از بندگانش و نگهبانانى بر شما مى‏گمارد تا چون یکى از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما، بى‏هیچ کوتاهى و گذشتى جان او بگیرند. سپس به نزد خدا، مولاى حقیقى خویش بازگردانیده شوند. بدان که حکم حکم اوست و او سریع‏ترین حسابگران است.

«حفظه» جمع حافظ و نگهبان است و از این کلمه که در این آیه بکار رفته است فهمیده مى‏شود که نگهبانان انسان براى مرگ او به یک یا چند چیز منحصر نمى‏شود بلکه مى‏توانند بیماریهاى منتهى به مرگ نظیر وبا، طاعون، سرطان، سکته و یا آفات طبیعى نظیر سیل، طوفان، زلزله و ... از زمره «حفظه» باشند. حال اگر در آیه 4 سوره طارق مى‏خوانیم که خداوند فرموده: إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَیْها حافِظٌ (هیچ کس نیست مگر بر او نگهبانى است) با توجه به این که «حافظ» نکره استعمال شده است و در قرآن مغایرت و تناقض وجود ندارد. کلمه «حافظ» در این آیه و «حفظه» در آیه 61 سوره انعام و «حافظین» در آیه 10 سوره انفطار إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظِینَ‏ یک مقصود و مفهوم را تداعى مى‏کند، و آن کثرت حافظان و نگهبانان و مأموران خدا در عالم خلقت است. «1»

2- وَ إِذَا الْجَحِیمُ سُعِّرَتْ وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ‏ (تکویر- 12 تا 14) چون جهنم افروخته گردد و چون بهشت را پیش آورند، هر کس بداند که چه حاضر آورده است.

وقتى که انسان باور کند که همه کارهاى نیک یا بد او، ثبت و ضبط مى‏شود و در روز قیامت همه آنها از ریز و درشت، کوچک و بزرگ، در برابر او به نمایش در مى‏آید، به یقین از کار بد مى‏پرهیزد و به کار نیک روى مى‏آورد و در نتیجه جامعه از نیکوکاران بوجود مى‏آید که همگى یار هم و غمگسار یک دیگر باشند. آیا چنان جامعه در رفاه و آسایش خواهد بود یا ملّتى که محاکم قضائى آن، توان رسیدگى به جرائم ارتکابى را نداشته باشند؟

3- وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ إِنْ کانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنا بِها وَ کَفى‏ بِنا حاسِبِینَ‏ (انبیاء- 47) روز قیامت ترازوهاى عدل را تعبیه مى‏کنیم و به هیچ کس ستم نمى‏شود. اگر عملى به سنگینى یک خردل هم باشد به حسابش مى‏آوریم، که ما حساب کردن را بسنده‏ایم.

وقتى وزن یک خردل، عمل نیک یا بد، از قلم نمى‏افتد، خردمند کدام کار را انتخاب مى‏کند؟ خوب یا بد را؟

گرچه آیات قرآنى در این باره فراوان است در اینجا به همین سه مورد بسنده مى‏کنیم و چند سخن دیگر از امیر المؤمنین على (ع) را از غرر و درآمدى شاهد مى‏آوریم.

1-

جعل اللَّه لکلّ عمل ثوابا و لکلّ شى‏ء حسابا و لکلّ اجل کتابا

خدا از براى هر عملى پاداشى و از براى هر چیزى حسابى و از براى هر اجلى مدّتى و کتابى قرار داده است.

2-

من حاسب نفسه وقف على عیوبه و احاط بذنوبه و استقال الذّنوب و اصلح العیوب‏

هر کس نفس خود را محاسبه کند بر عیبهاى خویش آگاه شود و بر گناهانش احاطه یابد و از خداوند درگذشت از گناهان را خواستار شود و عیبهایش را اصلاح کند.

پس بیائیم هر روز کارهاى روزانه را محاسبه کنیم، تا برطرف کردن عیبهایمان عادتمان و کار نیک کردن خصلتمان گردد و یقین کنیم که خداوند «سَرِیعُ الْحِسابِ» و «أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ» است.

محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص:155 -  157