حسابگران طبیعت‏
ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: حسابگران طبیعت‏ ،سریع الحساب

از جمله صفاتى که خداوند براى خود مى‏شمارد «سریع الحساب» بودن و «أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ» است که براى اختصار فقط دو آیه از قرآن کریم را در این باره شاهد مى‏آوریم.

وَ اللَّهُ یَحْکُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ وَ هُوَ سَرِیعُ الْحِسابِ‏. (رعد- 41) أَلا لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ‏ (انعام- 62) آگاه باشید که حکم و فرمان از آن خداست (فرمانرواى کل هستى اوست) و فقط او سریعترین حساب‏کنندگان است.

چون ممکنات را ممکن نیست که بتوانند از زیر بار فرمان خدا شانه خالى کنند و سنت تغییر ناپذیر هستى را بشکنند، لذا سر بر خط فرمان حساب نهاده و همه چیز همدیگر را به شماره و احصاء درآورده و ضمن همکارى شاهد و ناظر یک دیگر مى‏شوند.

چند دقیقه اندیشه در مخلوقات روى زمین به سادگى بر انسان معلوم مى‏سازد که جهان چون خط و خال و چشم و ابرو گرچه جدا از همند ولى به یک دیگر پیوسته و به هم نیازمندند و چون نیازهایى که باید برآورده شود معدود و محدود است لا جرم هر موجودى که چیزى مى‏دهد و یا بهره‏اى مى‏گیرد کاستى و فزونى او مشخص و معین مى‏گردد. مثلا شاخه بریده گل گلایل سفید رنگ را در لیوان پرآبى که حبه‏اى قند و چند قطره رنگ آبى به آن افزوده‏ایم قرار مى‏دهیم تا ضمن اینکه آب از آوندهاى ساقه به بالا مى‏رود رنگ آبى را هم به گلبرگها برساند و گلایل سفید، آبى رنگ شود. در این آزمایش مقدار آبى که گل و ساقه از آن استفاده مى‏کند و رنگى که از داخل آب به ساقه و گل منتقل مى‏گردد و میزان آبى که تبخیر مى‏شود قابل اندازه‏گیرى و محاسبه است و در این آزمایش آب و قند و رنگ مقدارى از وجود خود را براى بقاى دیگرى از دست داده‏اند ولى از حساب خارج نشده‏اند زیرا در جاى دیگر از گلبرگها و ساقه و برگ حضور خود را به اثبات رسانیده‏اند و همه اجزاء جابجا شده هم، گواه و شاهد یک دیگرند.

آثارى که اشیاء بر همدیگر دارند و شهادتهایى که علیه هم یا به سود هم مى‏دهند در علوم امروز به اثبات رسیده و از این آثار براى کشف جرائم نیز استفاده‏هاى فراوانى مى‏کنند که بعدا توضیح خواهیم داد. و شاید هم بتوان گفت که تأثیرات موجودات بر همدیگر بدیهى و ثابت است و نیاز به اثبات ندارند مثلا کیست که تأثیر چشم و گوش، معده، ریه و قلب و ... را در همدیگر منکر شود و بهره‏هایى که اعضاء بدن به یک دیگر مى‏دهند و یا رنج‏هایى را که از رنج عضوى متحمل مى‏گردند انکار نماید.

چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار چون خداوند همه چیز را به اندازه آفریده و هر چه را به آن نیاز داشته داده بنا بر این ممکن نیست آن چیزها که در مجموع عالم هستى را تشکیل مى‏دهند بى‏حساب باقى بمانند. ابتدا به اطراف خود نگاه کنید و در موضوع مورد بحث بیندیشید و آنگاه آیه 3 سوره طلاق را بنگرید که مى‏فرماید:

وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً هر کس بر خداوند توکل کند خدا او را کافى است، همانا امر و فرمان خدا در همه جا در حال اجرا است و خداوند براى هر چیزى اندازه قرار داده است.

پس همه چیز به اندازه و مقدار و روى قاعده و حساب آفریده شده بنا بر این امکان ندارد چیزى بى‏اندازه و بى‏حساب باقى بماند.

غفلت آدمى از حساب و به فراموشى سپردن احصاء دلیل بر نبودن این دو نیست. ضربه انتباه و چکش آگاهى لازم است که مغز خفته را بیدار کند و او را با حسابى که در خود او جمع است و در موجودات اطرافش نیز وجود دارد آشنا سازد و در آن موقع است که‏ انسان خواهد دانست «همه چیز از همدیگر حساب مى‏برند».

محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 114

 

 

 

حسابگران طبیعت‏

از جمله صفاتى که خداوند براى خود مى‏شمارد «سریع الحساب» بودن و «أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ» است که براى اختصار فقط دو آیه از قرآن کریم را در این باره شاهد مى‏آوریم.

وَ اللَّهُ یَحْکُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ وَ هُوَ سَرِیعُ الْحِسابِ‏. (رعد- 41) أَلا لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ‏ (انعام- 62) آگاه باشید که حکم و فرمان از آن خداست (فرمانرواى کل هستى اوست) و فقط او سریعترین حساب‏کنندگان است.

چون ممکنات را ممکن نیست که بتوانند از زیر بار فرمان خدا شانه خالى کنند و سنت تغییر ناپذیر هستى را بشکنند، لذا سر بر خط فرمان حساب نهاده و همه چیز همدیگر را به شماره و احصاء درآورده و ضمن همکارى شاهد و ناظر یک دیگر مى‏شوند.

چند دقیقه اندیشه در مخلوقات روى زمین به سادگى بر انسان معلوم مى‏سازد که جهان چون خط و خال و چشم و ابرو گرچه جدا از همند ولى به یک دیگر پیوسته و به هم نیازمندند و چون نیازهایى که باید برآورده شود معدود و محدود است لا جرم هر موجودى که چیزى مى‏دهد و یا بهره‏اى مى‏گیرد کاستى و فزونى او مشخص و معین مى‏گردد. مثلا شاخه بریده گل گلایل سفید رنگ را در لیوان پرآبى که حبه‏اى قند و چند قطره رنگ آبى به آن افزوده‏ایم قرار مى‏دهیم تا ضمن اینکه آب از آوندهاى ساقه به بالا مى‏رود رنگ آبى را هم به گلبرگها برساند و گلایل سفید، آبى رنگ شود. در این آزمایش مقدار آبى که گل و ساقه از آن استفاده مى‏کند و رنگى که از داخل آب به ساقه و گل منتقل مى‏گردد و میزان آبى که تبخیر مى‏شود قابل اندازه‏گیرى و محاسبه است و در این آزمایش آب و قند و رنگ مقدارى از وجود خود را براى بقاى دیگرى از دست داده‏اند ولى از حساب خارج نشده‏اند زیرا در جاى دیگر از گلبرگها و ساقه و برگ حضور خود را به اثبات رسانیده‏اند و همه اجزاء جابجا شده هم، گواه و شاهد یک دیگرند.

آثارى که اشیاء بر همدیگر دارند و شهادتهایى که علیه هم یا به سود هم مى‏دهند در علوم امروز به اثبات رسیده و از این آثار براى کشف جرائم نیز استفاده‏هاى فراوانى مى‏کنند که بعدا توضیح خواهیم داد. و شاید هم بتوان گفت که تأثیرات موجودات بر همدیگر بدیهى و ثابت است و نیاز به اثبات ندارند مثلا کیست که تأثیر چشم و گوش، معده، ریه و قلب و ... را در همدیگر منکر شود و بهره‏هایى که اعضاء بدن به یک دیگر مى‏دهند و یا رنج‏هایى را که از رنج عضوى متحمل مى‏گردند انکار نماید.

چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار چون خداوند همه چیز را به اندازه آفریده و هر چه را به آن نیاز داشته داده بنا بر این ممکن نیست آن چیزها که در مجموع عالم هستى را تشکیل مى‏دهند بى‏حساب باقى بمانند. ابتدا به اطراف خود نگاه کنید و در موضوع مورد بحث بیندیشید و آنگاه آیه 3 سوره طلاق را بنگرید که مى‏فرماید:

وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً هر کس بر خداوند توکل کند خدا او را کافى است، همانا امر و فرمان خدا در همه جا در حال اجرا است و خداوند براى هر چیزى اندازه قرار داده است.

پس همه چیز به اندازه و مقدار و روى قاعده و حساب آفریده شده بنا بر این امکان ندارد چیزى بى‏اندازه و بى‏حساب باقى بماند.

غفلت آدمى از حساب و به فراموشى سپردن احصاء دلیل بر نبودن این دو نیست. ضربه انتباه و چکش آگاهى لازم است که مغز خفته را بیدار کند و او را با حسابى که در خود او جمع است و در موجودات اطرافش نیز وجود دارد آشنا سازد و در آن موقع است که‏ انسان خواهد دانست «همه چیز از همدیگر حساب مى‏برند».

محاسبه نفس یا روش پیشگیرى از وقوع جرم، ص: 114