آرامش مرد و زن کی و کجا ؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: آرامش مرد و زن کی و کجا ؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ،مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوٰاجاً لِتَسْکُنُوا ،مسیر عفاف و پاکدامنى ،آسایش و آرامش زن و شوهر کی ؟

زن و مرد هستۀ اصلى خانواده را تشکیل مى‌دهند، و خداوند چنان میلى را بین آن دو قرار داده که به سوى زندگى مشترک با یکدیگر گام بردارند؛ گرچه یکى از عوامل این گرایش غریزۀ جنسى است ولى با انجام پیوند زناشویى بتدریج نوعى همبستگى روحى و عاطفى و عشق و محبت میان آنها پدیدار مى‌شود و آنها را به سوى تأمین سعادت و خوشبختى یکدیگر سوق مى‌دهد.

خداوند متعال در قرآن کریم مى‌فرماید: «وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوٰاجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْهٰا وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً» « روم (30): آیۀ  21» یعنى: «از نشانه‌هاى (لطف) خداوند آن است که براى شما از جنس خودتان همسرانى بیافرید تا در کنار آنها آرام گیرید، و بین شما محبت و رحمت قرار داد».

پروین اعتصامى گوید :

در آن سراى که زن نیست، انس و شفقت نیست

 

در آن وجود که دل مرد، مرده است روان

ضامن بقاى این آرامش دو عنصر بسیار قوى یکى عشق و محبت و دیگرى رأفت و رحمت است؛ پس اگر یکى از این دو امر بین زن و مرد وجود نداشته باشد و دوستى و عشق جاى خود را به نفرت دهد و عطوفت و گذشت تبدیل به کینه گردد، زندگى زناشویى همانند جهنمى سوزان شده که شعله‌هاى آتش آن نه تنها زن و شوهر بلکه دیگران را نیز در کام خود فرو مى‌برد.

آسایش و آرامش زن و شوهر در کنار یکدیگر فوائد و نتایج روحى و جسمى و فردى و اجتماعى فراوانى را به دنبال داشته و در پرورش استعدادها و حفظ امنیت جامعه نقش بسزایى دارد؛ بنابراین کسانى که از ازدواج این سنت الهى روى گردانیده و به آن تن نمى‌دهند داراى وجودى ناقص هستند.

زن و مرد همانند جامه‌اى که عیوب و بدیهاى انسان را مى‌پوشاند و او را از سرما و گرما و دیگر خطرات حفظ مى‌نماید و وسیله‌اى براى زینت او مى‌باشد، پوشش یکدیگر بوده و در پیمودن مسیر عفاف و پاکدامنى یار و یاور و زینت یکدیگر شمرده مى‌شوند؛ قرآن کریم مى‌فرماید: «هُنَّ لِبٰاسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبٰاسٌ لَهُنَّ» « بقره (2): آیۀ 187» یعنى: «زنان جامۀ شما و شما نیز جامۀ آنها هستید».

معارف و احکام بانوان، ص: 228‌

 

______________________________
(1)- مستدرک الوسائل، همان، باب 1، ح 21، ص 153؛ سنن ابن ماجة، همان.