راه بقاى نسل انسان:
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: راه بقاى نسل انسان: ،دلایل اصلى ممنوعیت آمیزش دو جنس موافق ،انحراف جنسى و همجنس‌گرایى ،آمیزش زن و مرد تنها کامیابى و لذت جنسى

ازدواج راهى است براى استمرار نسل بشر؛ خداوند متعال در قرآن کریم یکى از اهداف آفریدن همسرانى از جنس خود انسان را زیاد شدن شمار افراد ذکر نموده است. « شورى (42): آیۀ 11»‌

یکى از دلایل اصلى ممنوعیت آمیزش دو جنس موافق در اسلام نابودى نسل بشر است؛ زیرا قانون آفرینش جاذبۀ جنسى میان دو جنس مخالف را به عنوان عامل بقاى انسان قرار داده است و تغییر مسیر آن به سوى همجنس‌بازى و اکتفاى زن به زن یا مرد به مرد یا استمناء و خوداکتفایى یا آمیزش با حیوانات، پشت کردن به فطرت اصیل انسانى و قوانین طبیعى حاکم بر آفرینش است.

داستان قوم لوط که به انحراف جنسى و همجنس‌گرایى و رفتار زشت و ننگین آلوده شده بودند و نیز پایان دردناک زندگى آنها مى‌تواند تابلوى گویایى باشد براى کسانى که در منجلاب فساد غوطه‌ور گشته و از راههاى غیر مشروع شهوت خود را ارضاء مى‌نمایند.

از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمودند: «ازدواج نمایید تا نسل شما افزون گردد، من به واسطۀ نفرات شما روز قیامت بر امت‌هاى دیگر مباهات و افتخار مى‌نمایم». «1»‌

روایات بى‌شمارى که از ازدواج با شخص عقیم منع نموده نیز در همین راستا مى‌باشد. «2»‌

ثمرۀ ازدواج انسان مى‌تواند فرزند شایسته‌اى باشد که باعث سربلندى و افتخار او گردد؛ قرآن کریم مى‌فرماید: «نِسٰاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنّٰى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ» « بقره (2): آیۀ 223.» یعنى: «زنان شما مرکز بذرافشانى شما هستند، هر زمان که بخواهید مى‌توانید با آنها آمیزش نمایید و (سعى کنید از این فرصت طبیعى استفاده صحیح نموده و با تربیت فرزندان نیک) از پیش براى خود ذخیره بفرستید».

جملۀ «قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ» در آیۀ ذکر شده این حقیقت را بیان مى‌نماید که زن فقط وسیلۀ ارضاء شهوت نبوده و هدف نهایى آمیزش زن و مرد تنها کامیابى و لذت جنسى نیست، بلکه از آن باید براى حفظ حیات بشر و ایجاد و پرورش فرزندان صالح که ذخایر معنوى فرداى انسان هستند استفاده نمود.

______________________________
(1)- مستدرک الوسائل، باب 1 از ابواب مقدمات النکاح، ح 17، ج 14، ص 153.

(2)- وسائل الشیعة، باب 15 از ابواب مقدمات النکاح، ح 3، ج 20، ص 54.