میرفندرسکى در ایام سیاحت‏ چه کرد با کنیسه ................................
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: میرفندرسکى در ایام سیاحت‏ چه کرد با کنیسه ،حقیّت مذهب ما و بطلان مذهب شما

نقل است که میرابوالقاسم فندرسکى در ایام سیاحت به یکى از ولایات کفّار رسید و با اهل آنجا از هر نوع گفتگو و مخالطه نمود.

روزى جمعى از اهل آن ولایت گفتند: از جمله امورى که دلالت بر حقیّت مذهب ما و بطلان مذهب شما مى‏کند آن است که معابد و کلیساى ما که حال قریب به دوهزار سال یا سه هزار سال است که بنا شده و مطلقاً اثر خرابى و سستى در آن راه نیافته و اکثر مساجد شما به صدسال باقى نمى‏ماند و خراب مى‏شود و نظر بر اینکه حقیقت هر چیزى حافظ آنست پس مذهب ما برحقّ است.

سید در جواب گفته: که بقاى معابد شما و خراب شدن معابد ما نه باین سبب است بلکه به جهت آن است که نظر به اینکه در مسجد ما عبادات صحیحه بجا آورده مى‏شود و طاعت پروردگار در آنجا مى‏شود، و نام آفریدگار عظیم در آنجا مذکور مى‏شود بناء طاقت احتمال آن را ندارد و باین جهة خراب مى‏شود و امّا معابد شما نظر بر اینکه از اینها خالیست و بعضى از اعمال فاسده و باطله در آن بعمل مى‏آید باین جهت فتورى در آن بهم نمى‏رسد و اگر نه بجهت این عبادات مى‏بود مساجد ما بیش از معابد شما و کنایس شما باقى مى‏ماند و اگر عبادات ما و نام پروردگار ما در معابد شما برده شود لحظه‏اى طاقت احتمال آنرا ندارد و خراب مى‏شود.

گفتند: امتحان این امریست سهل تو بیا و داخل در معابد ما شو، و در آنجا طریق خود عبادتى کن تا صدق و کذب قول تو معلوم شود.

سیّد قبول نمود، توکّل بر پروردگار نموده استمداد از ارواح طیّبه اجداد طاهرین خود جسته وضو ساخته و رفت در کنیسه اعظم ایشان که در نهایت استحکام و متانت ساخته بودند و قریب به دو سه هزار سال بود که مطلقاً اثر فتور و سستى در آن بهم نرسیده بود، و جمعى کثیر از اهل آن ولایت بنظاره حاضر شدند و سیّد بعداز داخل شدن اذان و اقامه گفته مشغول نماز شد. و بعد از نیّت یکمرتبه دست را به جهت تکبیرةالاحرام بلند کرد و به آواز بلند گفت اللّه ‏اکبر و از کنیسه بیرون دوید فى‏الفور سقف کنیسه فرود آمده دیوارهاى آن برهم ریختند.

                                                                              خزائن، ص: 49