رمز موفقیت چیست
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: رمز موفقیت چیست

درذهن خود فرض کنید کسی به شما رجوع کند و بگوید می خواهم ساختمانی ایده آل و مطلوب بنا کنم، یک چیزی به من بگویید که کلیدی ترین عنصر باشد تا بتوانم با آن ساختمان مورد نظر خود را بنام کنم، ـ و فقط به دنبال اساسی ترین عنصر باشد ـ شما در جواب چه خواهید گفت؟ آیا می توان به ذکر یک ماده و عنصر اساسی اکتفا کرد که با آن بتوان ساختمان مورد نظر را ساخت یا چنین چیزی عملاً امکان ندارد؟ اگر اساسی ترین عنصر را فنداسیون و پی بدانیم آیا می توان فقط با آن به هدف مطلوب رسید یا خیر؟ همانقدر که پی کلیدی و ضروری است سقف، آجر و سیمان و... نیز ضروری است و عملاً هر کدام از این ها بدون دیگری کارایی خود را از دست خواهند داد و نبود هر یک ما را در رسیدن به هدف معطل می کند. بهتر است با مثال دیگری مطلب را توضیح دهیم، شما بهترین ماشین سواری را دراختیار دارید، اگر بخواهید روی اجزاء ماشین به طور جداگانه قیمت گذاری کنید بدون شک ارزش بعضی قطعات صدها برابر قطعات دیگر است، اما آیا این به معنای غیر ضرور بودن قطعات کم ارزش است. فرض کنید با بالاترین سرعت در حال حرکت هستید و برف در حال باریدن، آیا ماشین شما بدون برف پاکن در چنین شرایطی می تواند شما را به مقصد برساند؟ برف پاکنی که در حالت عادی ارزش چندانی ندارد در چنین حالتی حیاتی ترین وسیله برای سالم و سریع تر به مقصد رسیدن شما می باشد و نبودن آن خطر آفرین و هلاک بار خواهد بود. با این دو مثال می توان گفت: از یک نگاه به دنبال شاه کلید موفقیت رفتن شاید چندان کار مطلوب نباشد. چرا که ممکن است ما را از توجه به دیگر ابعاد و موفقیت غافل کند و همین غفلت ها در لحظات حساس خطر آفرین باشد. البته منکر آن هم نیستیم که در کل برخی از مؤلفه ها از دیگر مؤلفه های موفقیت با اهمیت ترند.
توفیق در ابعاد زندگی مادی و معنوی در گرو توجه به همه مسائل مادی و معنوی می باشد و نادیده گرفتن بعضی امور می تواند خسارت بار باشد. اینکه بعضی از علماء راه رسیدن به مقصد را توکل، توسل، تقوا و یا... می دانند و هرکسی چیزی را بیان می کند از چند زاویه قابل بحث است.
اول اینکه نبود هر یک از این موارد درجایگاه خود می تواند انسان را از رسیدن به هدف باز دارد و چنانکه در شکست های معنوی افراد این قضیه به خوبی قابل درک است. خداوند از سقوط بلعم باعورا خبر می دهد،کسی که به درجه ای رسیده بود که قرآن می فرماید: «و اتل علیهم بنا الّذی إتیناه إیاتنا فانسلخ منها فأتبعهُ الشیطان فکان من الغاوین(1)». و خبر آن کس را که آیات خود را به او داده بودیم برای آنان بخوان که از آن عاری گشت، آن گاه شیطان او را دنبال کرد و از گمراهان شد.
با اینکه او به مقام بلندی رسیده بود که خداوند بعضی از آیات خود را به او داده بود ولی در موقعی حساس، هوی پرستی او باعث سقوط او گردید. او که در مقامی عا لی بوده است خیلی از شرایط موفقیت را داشته است ولی نداشتن برخی از عوامل برای سقوط او کافی بود.
مطلب دیگری که در این زمینه قابل بحث است این است که اگر کسی توکل را شاه کلید موفقیت می داند به معنای نادیده گرفتن دیگر امور نیست بلکه آنها را مفروض دانسته است والاصرف توکلِ بدون تقوا، توسل و... معنی نخواهد داشت و یا اگر کسی تقوا را شرط رسیدن به موفقیت می داند در کنار آن توسل، توکل، نظم، انگیزه، هدف و... را ضروری می داند و اینها را به تعبیر ذوقی نمک موفقیت می دانسته است. علاوه بر مطالب فوق گاهی شخصی موردی را به عنوان راه موفقیت ذکر می کند که یا آن عامل، باعث موفقیت خود او در زندگی اش شده است و از آن بیشترین بهره را برده و یا اینکه آن عامل را در جواب پرسشگر، مناسب ترین حالت با روحیه او تشخیص داده و برای او تجویز می کند و علم و آگاهی دارد که پرسشگر اگر دیگر ابعاد زندگیش را در سایه آن عنصر پرورش دهد توفیق روز افزون می یابد. یا ممکن است کسی که از آن عالم سؤال کرده ابعاد دیگر را رعایت می کرده و آن فرد موفق منظورش این بوده که در کنار آن ابعاد جای توسل و توکل و یا... خالی است.
به نظر می رسد نباید روی یک عامل خاص برای موفقیت تمرکز و زوم کنیم چرا که عوامل موفقیت متنوع هستند و نادیده گرفتن یکی از آنها می تواند ما را از رسیدن به هدف بازدارد ولی به هر حال می توان چند عامل مهم و اساسی را ذکر کرد که این عوامل می توانند به دیگر عوامل و موارد ساماندهی کنند تا ما را در رسیدن به هدف کمک کنند.البته اساسی ترین عامل برای موفقیت شناخت خود واگاهی ا زتواناییها وضعفها و دیگرعوامل انسانی است.

1. کسب یک طرح فکری منسجم و صحیح(2):انسان در زندگی ناچار از تصمیم گیری های متعدد در مورد مسایل کلی و جزئی، بزرگ و کوچک است همواره در سر راه او دو راهی هایی پدید می آید که باید یکی را برگزیند، تصمیمات و رفتارهای ناشی از آن، از فکر انسان و طرز نگرش او نشئت می گیرد، اگر انسان دارای یک چهار چوبة فکری منسجم و صحیح نباشد در تصیم گیری ها دچار تشتت و بلاتکلیفی و یا اشتباهات مکرر شده و همین ها کافی است تا اعتدال روانی و حرکت او به سمت موفقیت را دچار خطر و اختلال سازد. شخصیت کسی که دارای یک بینش و طرح جامع و درست فکری نباشد، مثل لشکری است که دارای فرماندهان متعدد با طرز فکر و سلیقه های مختلف بوده در نتیجه شکست می خورد.

2. افزایش قدرت تفکر و برنامه ریزی:وقتی انسان هدف کلی زندگی و اهداف معین و جزئی را تعیین کرد برای رسیدن به آنها به برنامه ریزی احتیاج دارد. این برنامه ریزی به دو چیز مهم نیاز دارد. الف) جمع آوری اطلاعات ب) تفکر و تعمق بر روی اطلاعات به دست آمده با توجه به اهداف.
برای افزایش قدرت تفکر و برنامه ریزی این موارد رعایت شود:
ـ افزایش اطلاعات و آگاهی های خود.
ـ بدون دلیل مطلبی را رد یا قبول نکنیم.
ـ در تفکر بر روی اطلاعات، با آرامش و بدون عجله عمل کنید.
ـ پرهیز از تخیّلات غیر واقعی و رؤیا پردازی.

3. توکل به خدا و توسل به ائمه ـ علیهم السّلام ـ .
4. الگو گیری (الگو باید ذوابعاد باشد).
5. تلاش.
6. مشاوره با متخصص آن امر و....

                                                                               نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. اعراف:175.
2. عرفانی فر، داریوش، اخلاق موفقیت در زندگی، نشر خرم، چاپ اول 1378، اقتباس از فصل دوم و سوم.