عوامل رشد عقل و درک و فهم
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: عوامل رشد عقل و درک و فهم ،دوقلو‌های غیر همسان ،عوامل مهم محیطی مؤثر در هوش: ،عوامل منفی مؤثر در هوش:

عملیات‌هایی که روانشناسان به هوش نسبت می‌دهند قسمتی از کارکردهای عقل است که در ادبیات روائی ما مطرح شده است. لذا بی‌مناسبت نیست که در این نوشتار، عوامل مؤثر در عقل و درک و فهم را از دیدگاه روانشناسان هم بررسی نمائیم و به نقل آراء آنان بپردازیم.
عوامل مؤثر در رشد هوش: دربارة عوامل مؤثر در رشد هوش نظرات مختلفی مطرح شده است و نزاع دیرینِ محیط و وراثت در اینجا هم وجود دارد.
1. وراثت: تحقیقات روانشناسان به نتایجی دست یافته که نشان می‌دهد، ژنهایی که از والدین خود به ارث می‌بریم، نقش مهمّی در رشد هوش ما دارند، یکی از روشهای بررسی این مسأله، دوقلوهای همسان و ناهمسان هستند.
ویلسون وهاربرینگ از تجزیه و تحلیل نمرات 261 دوقلوی همسان و غیر همسان به این نتیجه رسیدند که نیمرخ جهش‌ها و عقب‌ افتادگی‌های آنها در رشد هوش به هم شباهت دارد. و این نکته دربارة دوقلوهای همسان به طور روشن مشهود است.(1)
خلاصة نتایج تحقیق مختلف در چهار قاره و هشت کشور نشان می‌دهد که وراثت بر رشد هوش تأثیر زیادی دارد. بر اساس این اطّلاعات، همبستگی هوشبهر(2) افراد غیر خویشاوند بسیار اندک است و پیش بینی قطعی هوشبهر یک فرد از روی هوشبهر فردی که خویشاوند او نیست، صحیح به نظر نمی‌آید. بنابراین هر چه پیوند ارثی بیشتر می‌شود، نمرات هوش به هم نزدیکتر می‌شود و عکس آن هم نیز صادق است، یعنی اگر رابطة خویشاوندی حذف شود، افت محسوسی در همبستگی بین نمرات آزمون هوش افراد پدید می‌آید. در این تحقیقات همچنین روشن شد که همبستگی نمرات هوش دوقلو‌های غیر همسان کمتر از همبستگی نمرات هوش دوقلوهای همسان است.(3)
2. محیط: همان طورکه تأثیر عوامل ژنتیک را نمی‌توان در رشد هوش منکر شد، تجارب و تأثیرات زندگی در خانواده و یا مؤسسات و سازمان‌های پژوهشی، نحوة تعلیم و تربیت و طبقة اجتماعی از جملة عوامل غیر ژنتیک‌اند که تأثیرات آنها را در رشد هوش نمی‌توان نادیده گرفت.
هارولد اسکینر با انجام تحقیقی در مورد زندگی پرورشگاهی، کودکان را از یک یتیم‌خانة ساده و بدون محرّک که از نظر توجّه و نظارت مادرانتخابی نیز محروم بودند به مؤسسة دیگری انتقال داد که مورد توجّه فرد مسئولی قرار می‌گرفتند ، در محیط جدید یک مادر انتخابی برای سرپرستی کودکان معیّن شده بود. یعنی دختری که عقب‌مانده ذهنی و مسن‌تر از دیگران بود، این گروه از کودکان، پس از دو سال و نیم، میانگینی از 32 نمرة هوش را به دست آوردند. در صورتی که کودکان باقی‌مانده در مؤسسة سابق که از شرایط پست‌تری برخوردار بودند تا میانگین 21 نمره هوش افت داشتند.(4)
بدین ترتیب بدیهی است که خانواده بر رشد هوش کودکان خود (غیر از جنبة ژنتیکی) از جنبة محیطی تأثیر می‌گذارد. رشدگرایان هر چند هرچند دقیق نمی‌دانند که رشد هوش تا چه اندازه مربوط به محیط پیشرفته‌ای است که توسط والدین، ساختار فامیلی و دیگر عوامل محیطی فراهم شده است، وجود این‌گونه عوامل را حائز اهمیّت می‌دانند.(5)  
عوامل دیگری مثل جنسیت، سن، فرهنگ، عوامل بیولوژیک، تغذیه، داروها، بیماری‌ها، از جمله عواملی هستند که در رشد مهارت‌های شناختی و هوش تأثیر می‌گذارند.(6)
3. طبقات اجتماعی و نژادی: وضعیت نژادی و اجتماعی و یا اقتصادی از جمله فاکتورهایی است که مورد پژوهش روانشناسان بوده و تأثیر آن در میزان رشد سنجیده شده است ولی نمی توان تاثیر قابل توجهی در این مورد در نظر گرفت.
در آمریکا و اروپا کودکان خانواده‌های فقیر و یا آنها که به گروههای اقلیّت ـ که بسیاری از آنها غیر سفید پوست هستند ـ تعلق دارند، نمرة هوشبهرشان از کودکان متوسط در همان کشور پایین‌تر است مثلاً متوسط هوشبهر کودکان سیاه پوست آمریکایی که غالباً از خانواده‌های کم درآمد هستند، در حدود 10 تا 16 نمره پایین‌تر از متوسط هوشبهر کودکان سفید پوست است.(7)
ناگفته نماند که در تفسیر هوشبهر بین طبقات نژادی و اجتماعی، بحث‌های زیادی مطرح شده و نقد‌های وارد شده و برخی آزمون‌های هوش را غیر استاندارد و سودار دانسته‌اند یعنی آن آزمون‌ها، برای کودکان طبقة پایین و گروههای اقلیّت مناسب نبوده‌اند.(8)
خلاصه آنکه، نزاع دیرین برتری نقش محیط یا وراثت چندی است که فروکش کرده و دیگر از نظریات افراطی روانشناسان خبری نیست و این تأثیرات، بیشتر در جنبة «تعامل محیط و وراثت» بررسی می‌شود. در هر صورت، وراثت و مخصوصاً شرایط محیطی در افزایش و بهبود درک و فهم و هوش، مؤثرند. رشته‌‌های آکادمیکی مثل: علوم تربیتی برای همین منظور تلاش می‌نماید که محیط آموزش را هر چه مؤثرتر فراهم نماید. که بررسی تفصیلی تکنیک‌های ان از عهده این نوشتار خارج است.

از منظر روایات با بررسی روایاتی که به مسائل رشد هوش و شناخت و درک و فهم انسان پرداخته می‌توان چنین بیان داشت که رشد عقل و هوشمندی انسان در واقع معلول دو دسته از عوامل است که البته تأثیر این دو عامل در همة موارد یکسان نمی‌باشد. در برخی موارد عوامل ژنتیکی در رشد هوش نقش تعیین کننده دارند. در شرایط محیطی و سایر عوامل زمینه سازاند و در پاره‌ای موارد، عوامل محیطی نقش برتر را بر عهده دارند. هرچند سهم وراثت را نمی‌توان نادیده گرفت.
در برخی روایات، به دو گونه عقل اشاره شده است: یکی عقل سرشتی(9)، که به درجات کاملاً متفاوتی در نهاد بشر به ودیعه نهاده شده است و دیگری عقل اکتسابی(10)، که از طریق تجربه و یادگیری و شرایط محیطی، تحصیل می‌شود و با پشتوانة عقل طبیعی و سرشتی،راهنمای عمل و راهگشای راه آدمی خواهد بود.(11) در فرمایشی دیگر امام علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: عقل غریزه‌ای است که باعلم و تجربه افزایش می‌یابد.(12) در این روایت نیز به هر دو گونه عقل اشاره شده است. ایشان ـ علیه السّلام ـ در عین اینکه اصل عقل را غریزی و سرشتی شناخته‌اند، یادگیری و استفاده از تجارب زندگی را که همان عقل تجربی و اکتسابی انسان محسوب می‌شود، تقویت کنندة آن دانسته‌اند.

برخی از عوامل مهم محیطی مؤثر در هوش:1. اندیشة زیاد در علم و حکمت، عقل را شکوفا می‌سازد و دامنة دانستن‌ها و درک حقایق علوم را افزایش می‌دهد.(13)
2. اشتغال به تحصیل و دانش:(14) در پرتو آموختن و یادگیری است که چه بسا، افرادی که هوش سرشاری هم ندارند، استعداد خود را شکوفا می‌کنند و به نتایج پرباری دست می‌یابند.
3. اشتغال به تعلیم و تدریس:(15) به واسطة آموزش و تدریسِ آموخته‌ها و اندوخته‌های ذهنی است که زمنیة پرورش و شکوفایی بیشتر هوش و فهم انسان افزایش می‌یابد، زیرا چه بسا در هر نوبت تدریس به نکاتِ جدیدی دست می‌یابد که قبلاً بدان توجّه نداشته است.
4. پرهیز از مسائل بی‌اهمیّت و کم اهمیّت: از جملة فوائدش آن است که ذهن و فعّالیت‌های ذهنی را متمرکز می‌سازد و در نتیجه زودتر به نتایج ذهنی خواهد رسید.(16)
5. مهرورزی نسبت به جاهل و تلاش برای آموزش او:(17) زیرا تعلیم جاهل با فکر و تعقل و بررسی راههای آموزش و انتخاب بهترین شیوه همراه است. آموزش نادان غیر از فوائد عاطفی و اخلاقی که برای شخص به همراه دارد، موجب تکاپو و فعالیّت‌های فکری و خردورزی خود اوست که سهم به سزائی در رشد و شکوفایی هوش و استعدادهای او و بروز خلاّقیت‌های فکری دارد.
فاکتورها و عوامل دیگری در رشد خرد و عقل و افزایش هوشمندی در متون اسلامی مطرح شده که به اختصار به آنها اشاره می‌شود: وحی، دانش، ادب، تجربه، رایزنی، تقوا، جهاد با نفس، یاد خدا، زهد در دنیا، پیروی از حق، هم نشینی حکیمان، ترحم بر نادان، کمک خواستن از خداوند متعال.(18)
هم چنین روایات، توصیه‌هایی در صدد برخی غذاها نموده که مغز را قوی می‌سازد مثلِ کدو، گلابی، کرفس، گوشت، سرکه، عسل، انار با لایة نازک، باقلا، ترنج، حجامت کردن و روغن مالیدن بر بدن هم از جملة کارهایی بر شمرده شده که موجب تقویت مغز و ذهن می‌شوند.(19)
عوامل منفی مؤثر در هوش:
با سیری در روایات به گروهی از عوامل منفی مؤثر در هوش برخورد می‌کنیم که می‌توان آنها را به عنوان موانع و یا آفات هوش برشمرد:
1. هوسرانی و توجّه به خواهش‌های نفسانی:(20) هر چه انسان بیشتر در کام شهوات گرفتار شود، لذّات مادّی بیشتری را تجربه می‌کند و در نتیجه عقل و هوش بیشتر در معرض تباهی و نابودی قرار می‌گیرد و به تدریج فرد به جایی می‌رسد که به هیچ وجه به هشدارهای عقل توجّه نمی‌کند، بلکه تلاش و همّت خود را در برآوردن خواهش‌های نفسانی قرار به کار می‌بندد. بر این اساس است که امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: هوای نفس خود را با شمشیر عقل بکش.(21)
2. خودپسندی: انسان خودپسندی که عقل و هوش و علم و اندیشة خود ببالد و تصوّر کند که آنچه او می‌داند درست و خطاناپذیر و حقیقت است، به دنبالِ سؤال و پژوهش و مشورت و یادگیری نیست و هرگز در صدد تکمیل و تعالی بخشیدن به دامنة استعداد و هوشمندی خود نیست. و موجب رکود و خمودی عقل و هوش خود می‌شود. امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمودند: خودپسندی یکی از حسودان عقل است.(22) و نیز فرمودند هر کس به خود مغرور شود، حقیقت عقل خود را ضایع کرده است.(23)
3. تکبّر:(24) تفاوت تکبّر با خودپسندی آن است که تکبّر در مقابله با دیگران، مفهوم پیدا می‌کندو شخص خود را در بین دیگران برتر می‌بیند. امّا خودپسندی چه بسا در میان دیگران نباشد.
4. طمع: بیشتر زمین‌ خوردن های عقل آنجاست که برق طمع جستن کند.(25)
5. خشم.(26)
هم‌چنین عواملی که در روایات مانع شناخت، و دانش بشر هستند را نیز می‌توان به این فهرست اضافه نمود. مثل حبّ به دنیا، گناه، امراض قلب، ظلم، کفر، فسق، اسراف، غفلت، آرزوی دراز، استبداد، تعصب، شراب، پرخوری و ...(27)
                                                                          نرم افزار پاسخ

________________________________________
پاورقی:
1. هنری ماسن، پاول، رشد شخصیت کودک. ترجمه مهشید یاسائی. نشر مرکز. چاپ اول، 1368، ص 53.
2. IQ
3. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، روانشناسی رشد با نگرش بر منابع اسلامی ، تهران، سمت، 1375، ج2، ص 750، نقل ازChild Psycholojy P.82 .
4. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، روانشناسی رشد ...، ج2، ص 751.
5. همان، به نقل از Child Development P.263
6. ر.ک: همان، فصل‌های 6 و 7«پایه‌های محیطی رشد» و «تعامل وراثت و محیط»
7. هانری ماسن، پاول و ...، رشد و شخصیت کودک، ص 326.
8. ر،ک: دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، روانشناسی رشد با نگرش بر منابع اسلامی، ص 756 (سوداری آزمون و هوشبهر)
9. عقل الطبع.
10. عقل التجربه.
11. امام علی ـ علیه السّلام ـ : «العقل عقلان، عقل الطبع و العقل التجربه و کلا هما یؤدی الی المنفعة» محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، دارالحدیث، چاپ اول، ج3، ص 2043.
12. «العقل غریزةٌ تزید بالعلم و التّجارب»، تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و دررالکلم، شرح محمد خوانساری، تصحیح میر جلال الدین حسینی ارموی، ج2، ص32، ح 1717.
13. «کثرة النظر فی العلم یفتح العقل» مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفا، چاپ سوم، 1403 ق ، ج1، ص 159، ح 33، «کثرة النظر فی الحکمة یفتح العقل»، ری شهری، محمد ، میزان الحکمه، ج3، ص2050.
14. امام علی ـ علیه السّلام ـ :«انک موزون بعقلک فزکّه بالعلم» ری شهری، محمد، میزان الحکمه، ج3، ص 2050.
15. امام علی ـ علیه السّلام ـ :«اعون الاشیاء علی تزکیة العقل، التعلیم.» همان.
16. امام علی ـ علیه السّلام ـ :«بترک ما لا یعینک یتمّ لک العقل.» همان.
17. امام علی ـ علیه السّلام ـ :«مِن درکه اسباب العقل، رحمة الجاهل». همان.
18. برای آگاهی بیشتر از آیات و روایات مورد استنادِ این عوامل، ر.ک: ری شهری، محمد، خردگرائی در قرآن و سنّت، ترجمة مهدی مهریزی، دار الحدیث، چاپ اول، صص 101 ـ 115.
19. ر.ک: همان، ، صص 115 ـ 121.
20. امام علی ـ علیه السّلام ـ :«من لم یعذب نفسه لم ینقضح بالعقل.» تمیمی آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، ج5، ص 411، حدیث 8972.
21. «قاتل هواک بعفلک ...» نهج البلاغه، ترجمة محمد دشتی، انتشارات عصر ظهور، چاپ اول، حکمت424 .
22. «عجب المرء بنفسه احد حُسّاد بعقله.» نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت 212.
23. «من اعجب بفعله اصیب بعقله» حکیمی، محمد رضا، الحیاة، بیروت: الدار الاسلامیه، چاپ ششم، 1409 ق، ج1، ص 180.
24. «شرّ آفات العقل الکبر» تمیمی آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و دررالکلم، ج4، ص 178، حدیث 5752.
25. «اکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع» نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ح219.
26. «غیر تنفع بالحکمة عقل مغلول بالغضب و الشهوة»، تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و درر الکلم، ج4، ص 380، حدیث 6327.
27. برای آگاهی بیشتر، ر.ک: ری شهری، محمد، العلم و الحکمة فی الکتاب و السنة، دار الحدیث، چاپ اول، القسم الرابع، ص 111 ـ 77.