از چه زمانی مسلمین به شیعه و سنی تقسیم شدند ؟
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: از چه زمانی مسلمین به شیعه و سنی تقسیم شدند ،چرا تعداد سنی ها از شیعیان بیشتر است؟ ،عوامل کثرت اهل سنت در برابر شیعیان:

از چه زمانی مسلمین به شیعه و سنی تقسیم شدند و چرا تعداد سنی ها از شیعیان بیشتر است؟

پاسخ:

تاریخ بشر گواهی می دهد که همیشه، وقتی که یک دین اعم از دین آسمانی و غیر آسمانی ظهور کرده است، پیروان آن به علل و عوامل مختلف اجتماعی، روانی و اخلاقی باعث انشعاب و تفرقه در دین گردیده و موجب ایجاد فرقه ها و مذاهب مختلف شده اند.
دین اسلام به دلیل اینکه یک دین الهی(1) و مبتنی بر حقیقت و نیازهای مادی و معنوی بشر و همسو با فطرت ثابت انسان(2) می باشد، هیچگونه تغییر و تبدیلی در حقیقت آن از طرف هیچ کس امکان پذیر نمی باشد. بنابراین با انشعاب و ایجاد فرقه های متعدد خود دین منشعب نگردیده بلکه این مسلمانان هستند که راه های مختلفی را در پیش گرفته و هر کسی راه خود را دین اسلام تلقی نموده و آن را حق پنداشته است.
این مسلم است که خدای متعال دین کاملی را با رسالت خاتم الانبیاء ـ صلی الله علیه و آله ـ برای بشر نعمت بزرگی قرار داده است.(3) در این راستا یکی از برنامه های مهم رسمی و الهی پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ بیان و تثبیت نعمت امامت و خلافت بعد از خودش بود(4) و تلاش ممتدی را برای این امر مهم در زمان ها و مکان های متعددی نمودند. روایات و حوادث تاریخی متعددی از آن جمله حدیث ثقلین(5)، حدیث منزلت(6)، حدیث و واقعة تاریخی غدیر(7)، حدیث قلم و دوات(8) و... دلایل قطعی بر این مطلب می باشند.
عدة محدودی از اصحاب بر اساس آیات قرآن کریم، هم سخنان و سفارشات رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ را وحی الهی دانسته(9) و هم معتقد به وجوب پیروی از آن حضرت بودند(10)، لذا از سخنان و دستورات آن حضرت در مسئلة امامت پیروی نمودند و بر اصل اسلام باقی ماندند و این روایات را سرلوحة هدایت خودشان قرار داده و بعد از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ اعتقاد به امامت امام علی ـ علیه السلام ـ و سایر اهل بیت ـ علیهم السلام ـ را در حوزه دینی خودشان حفظ نمودند. این دسته از مسلمین توسط خود پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ شیعه نامیده شدند(11) و بعد از رحلت آن حضرت بر همین نام تا امروز باقی ماندند.
اما عده ای از صحابه حالا به هر علتی از این اصل انحراف نموده و به دستورات پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ اعتنا نکرده و در روز وفات حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در حالیکه علی ـ علیه السلام ـ با سایر بنی هاشم مشغول کفن و دفن بودند، خودسرانه با توجه به اینکه قبلاً هم با رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ در مسئلة امامت و خلافت به مشاجره پرداخته بود(12) شورایی را تشکیل داده و بعد از جدال و منازعات شدید بین مهاجرین و انصار، مهاجرین موفق می شوند که ابوبکر را به دستور عمر به عنوان خلیفه تعیین کنند.(13) و بدین گونه زمام حکومت و امور سیاسی و نظامی امت اسلامی را قبضه نمایند. و بعد از آن با شگردها و روش های مختلفی برای ابوبکر بیعت گرفتند.
این دسته از مسلمین در ابتداء عنوان خاصی نداشتند بلکه به عنوان طرفداران عمر و ابوبکر معروف بودند و بنابر قول ابوحاتم رازی بعد از کشته شدن عثمان در زمان معاویه و بعد از آن به «عثمانیه» نامیده می شدند و شیعیان علی ـ علیه السلام ـ در این زمان به نام علویه معروف بودند تا اینکه در زمان عباسیان نام علویه و عثمانیه نسخ گردیدند و علویه بنام پیشین خود یعنی شیعه برگشتند و بر دیگران اسم اهل سنت گذاشته شد و این اسم تا امروز ادامه دارد.(14)

عوامل کثرت اهل سنت در برابر شیعیان:قبل از بیان عوامل کثرت اهل سنت در برابر شیعیان لازم به ذکر است که کثرت جمعیت مذهبی یا دینی به هیچ وجه نمی تواند معیار حقانیت باشد بلکه دلیل قرآنی و علمی بر خلاف آن وجود دارد. قرآن کریم می فرماید: «عدة کمی از بندگان من شکر گذارند(15)، ولی بیشتر مردم شکر به جا نمی آورند،(16) و اکثر مردم ایمان نمی آورند(17) و اکثر مردم نمی دانند.(18)»
از نظر علمی با توجه به اینکه طرفداری و پیروی از حق محتاج به مؤونه می باشد و در پیروی از باطل به کمترین مؤونه ای احساس نیاز نمی شود، باید طرفداران حق کم و طرفداران باطل زیاد باشند. پس خود خصوصیت و مقتضای ذاتی حق و باطل این تناسب را در جامعة بشری که حقیقت افراد آن مرکب از دو نیروی متضاد انسانی و شهوانی است، اقتضا می کند. اما عوامل خاصی که باعث کثرت و ازدیاد اهل سنت در برابر شیعیان شده امور متعددی است که به موارد ذیل اشاره می شود:
1. اصلی ترین عامل کودتایی است که در سقیفة بنی ساعده بر علیه علی ـ علیه السلام ـ و شیعیان صورت گرفت و حکومت بر مسلمین را از آنِ کودتاچیان نمود. این حکومت در طول 25 سال با اعمال روش های مختلف و ایجاد اختناق و فشار بر مسلمین و با استفاده نمودن از امور خوشایند ظاهری مثل فتح سرزمین های عربستان و منع نوشتن احادیث پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ و... توانست مسلکی را به عنوان اسلام محمدی ـ صلی الله علیه و آله ـ در میان مسلمانان نوپا معرفی و تثبیت نماید.
2. استمرار و اشاعة‌ این راه و روش تحت اسم اهل سنت توسط حکام بنی امیه و بنی عباس و سایر حکومت های به اصطلاح اسلامی تا عصر حاضر حتی با کشتار دسته جمعی شیعیان، یکی دیگر از عوامل ازدیاد اهل سنت و قلت شیعه به شمار می آید.
3. حاکمیت جهل بر عوام اهل سنت و تقلید کورکورانه از آباء و اجدادشان و عدم تحقیق حق جویانه در میان آنان نیز از عوامل مهمی است که در ازدیاد اهل سنت نقش داشته است.
4. عدم معرفی صحیح تشیع برای جهانیان به خاطر نداشتن حکومت با صلاحیت و امکانات از یک طرف و اتهام و دروغگویی مخالفان از قبیل نسبت دادن غلو، کفر، شرک و امثال این امور به مذهب شیعه از طرف دیگر می تواند عامل عدم توجه و گرایش مردم به سوی تشیع و تقلیل شیعیان باشد. و لذا امروز که حکومت اسلامی در ایران به پیروزی رسیده است دشمنان آن، از آمریکا گرفته تا وهابیت، همگی در برابر این انقلاب قد علم نموده اند تا در مقابل گسترش آن سد ایجاد نمایند و از نفوذ جمهوری اسلام ایران که یک کشور شیعی است ممانعت به عمل آید.
البته ممکن است امور دیگری هم در کثرت جمعیت اهل سنت نسبت به شیعه دخالت داشته باشد لکن در اینجا به همین چند امر بسنده می شود.

                                                                               نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. آل عمران:19.
2. روم:30.
3. مائده:3.
4. مائده:67.
5. نیشابوری، حاکم محمد بن محمد، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دارالمعرفه، بی تا، ج3، ص110.
6. نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر، بی تا، ج7، ص120.
7. ابن اثیر، اسدالغابه، تهران، اسماعیلیان، بی تا، ج5، ص205.
8. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، دارصعب، بی تا، ج3، ص91.
9. نجم:3 و 4.
10. نساء:‌95 و حشر:7.
11. طوسی، مصباح المتهجد، بیروت، موسسه فقه الشیعه، اول، 1411 ق، ص 16. و متقی هندی، علی، کنز العمال، بیروت، موسسه الرساله، ج13، ص156، حدیث 36483.
12. هیتمی، احمد بن حجر، الصوارق المحرقه، مصر، مکتبه القاهره، بی تا.
13. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، دارصعب، بی تا، ج2، ص291.
14. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ص168.
15. سبا:13.
16. بقره:243.
17. هود:17.
18. اعراف:187.