پیامبر خدا ( ص ) و مذهب اهل سنت
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: ایجاد مذهب اهل سنت بعد از پیامبر ( ص ) ،پیامبر خدا ( ص ) و مذهب اهل سنت

آیا پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در زمان حیات نسبت به ایجاد مذهب اهل سنت بعد از خود آگاهی داده اند؟ چگونه؟

پاسخ:

پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می دانست که روزگار، صفحه ای پر از حوادث و فتن و اختلافات و محن در برابر امتش خواهد گشود و امت ناچار باید دارای نظم و انضباط و حکومتی باشند. ما عقیده داریم رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ، پیغمبر مرسل بوده و برای آن آمده که تا روز قیامت، بشیر و نذیر (مبلغ بیم و امید) عالمیان باشد و بنابراین دین او مخصوص عصر خودش نبوده که امت خویش را پس از خود بی رویه و قانونیکه از آن پیروی کنند، به حال خود گذارد. یا آنکه امت بعد از او دچار فتن و اختلافات خواهند شد. کسیکه پیوند عقیدتی با اسلام دارد لااقل این مسئله برایش ثابت شده که صاحب اسلام در مواردی بسیار تصریح کرده است که امت بعد از او چه خواهند کرد. علم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به ماجراهای بعد از خودش لازم نیست بر اساس غیر عادی و اعجاز آمیز باشد بلکه هر پیشوای سیاسی و مذهبی ایکه واقف به عوامل تحولات اجتماعی و تمایلات طبیعی جامعه است می تواند دربارة اینگونه مسایل پیش بینی های قطعی کند. سیرة رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ و احادیث بسیار زیادیکه به ما رسیده شاهدهای قطعی ای هستند که نشان میدهد پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به اختلاف امت خود پی برده بود، و خلافت و امامت از زمرة اولین قضایایی بوده که نصب العین حضرت قرار داشته است.(1)
پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می دانست که امت او بر لب پرتگاه دریای متلاطم فتنه ها قرار گرفته است. لذا تجهیز جیش اسامه در لحظات آخر عمر خود برای پیش گیری از چنین حوادث بود که حتی عده ای را به اسم برای شرکت در این لشکر سفارش می کند. تا در غیاب برخی با نصب عملی امام علی بر مسند امامت اسلام را از انشعاب حفظ نماید. در خواست دوات و قلم نمونة بارزی از آگاهی دادن پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به امت خود در زمان حیات اش می باشد. اگر این جماعت امتثال امر پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می کردند سیر تاریخ و مجرای حوادث آنچنان تغییر می یافت که شاید به خیال ما هم نرسد.(2) قابل ذکر است که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به صورت آشکار یا به لفظ مصطلح امروزی اهل سنت که در جامعه معروف است در گفتارش اشاره نکرده است زیرا اصطلاح اهل سنت در سالهای بعد در زمان عباسی ها یا اموی ها پدید آمد بلکه در ضمن احادیثی که بیان کرده اگر دقت شود می بینیم که گروه معاند و گروه رستگار را در کنار هم بیان فرموده اند. حدیث ثقلین از احادیث متواتری است که در کتابهای حدیث و تفسیر و تاریخ وارد شده است. ترمذی و نسائی در صحیح خود، حدیث یاد شده را نقل کرده اند. حدیث سفینه یکی دیگر از احادیثی است که می تواند در این مورد روشنگری کند. زیرا پیامبر در این حدیث، عترت خود را به کشتی نوح تشبیه فرمود که ملازم با آن، از غرق شدن نجات خواهد یافت و بازمانده از آن، محکوم به هلاکت می گردد. با این احادیث پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به روشنی امت خود را به حوادث بعد از خودش آگاهی می دهد و اصلاً این احادیث به حوادث بعد از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ اشاره دارد چون هنوز پیغمبر زنده بود و هیچ اختلاف و دو دستگی در جامعه وجود نداشت و با بیان این احادیث به امت خود می فهماند که در آینده گروه و فرقه هایی مثل اهل سنت بوجود خواهد آمد.(3) علم غیبی پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ باعث می شده است که حضرت از آینده و از آن جمله از اختلافات و تفرقه امتش به فرقه های مختلف به صورت کلّی خبر داده اند که در کتاب فتن و ملاحم به برخی از آنها اشاره شده است. پیامبر ما کسی بود که متصل به وحی بود اگر به مسایل احیاناً به طریق علم عادی واقف نمی شد از طریق وحی به آن اطلاع پیدا می کرد. حتی می بینیم که در زمان حیات خود به سرنوشت اصحابش واقف بود که گاهی از آنها خبر می دادند.(4)
در کتاب ملاحم و فتن نوشتة اسماعیل بن کثیر شافعی دمشقی در باب افتراق امم در مورد اخباری که از رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده است در حدیث 42 که از ابورا و ازوهب بن بقیه که آخر سند حدیث به عوف بن مالک می رسد از رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می کند که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: «یهود به هفتاد و یک فرقه تقسیم شدند یکی از آنها در بهشت و هفتاد فرقه اهل جهنم هستند و نصاری هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند که یک فرقه اهل بهشت و هفتاد و یک فرقه اهل جهنم هستند و در ادامه فرمودند: به خدایی که جان محمد در دست اوست امت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند یک فرقه فقط اهل بهشت و هفتاد و دو فرقه اهل جهنم هستند. حدیث 43 و 44 نیز به همین مورد اشاره دارند که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ امت خود را در مورد آنها خبر داده اند.(5)
تیجانی سماوی در کتاب ره یافته چنین می گوید که من هر چه در تاریخ بررسی کردم دربارة اهل سنت و جماعت چیزی نیافتم جز اینکه نام گذاری مربوط به سالی است که معاویه در آن سال به قدرت رسید. بدین ترتیب که پس از کشته شدن عثمان امت اسلام به دو گروه تقسیم گشت یک دسته شیعیان که پیروان علی ـ علیه السّلام ـ بودند و دستة دیگر طرفدار معاویه. پس از آنکه علی ـ علیه السّلام ـ به شهادت رسید و معاویه با امام حسن صلح کرد، به سلطه و قدرت دست یافت و به عنوان امیر المؤمنین مطرح گردید آن سال، سال جماعت نامیده شد بنابراین نام گذاری به اهل جماعت و سنت بطور رسمی از زمان معاویه بوجود آمد.(6)
پس از مجموع مطالب بالا چنین نتیجه می گیریم که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به عنوان صاحب شریعت چه از طریق علم عادی چه از طریق علم غیبی به تمام حوادث و مسایل امت خودآگاهی کامل داشتند و به عنوان پیشوای مسلمین به هر طریقی که شده بود در زمان حیات خود امت را از حوادث و جریانات بعد از خودش مطلع می کردند و امت را در آن زمان از سردرگمی نجات می دادند که بر اساس احادیث نبوی ما معتقدیم که پیامبر به امت آگاهی کافی داده بودند ولی این امت بودند که بعد از رحلت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به آن احادیث عمل نکردند و موجب پدید آمدن فتنه ها و اختلافات شدند.

                                                                           نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. اسرار سقیفه، محمد حسین مظفر، ص 46 و 48 و 50 و 51 و 54، چاپ سوم، 1373، انتشارات انصاریان.
2. اسرار سقیفه، محمد حسین مظفر، ص 144 و 145و 153 و 157، همان.
3. فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، جعفر سبحانی، ص 44، چاپ اول، 1371، انتشارات توحید.
4. الفتن و الملاحم، اسماعیل بن کثیر شافعی، ص 9، چاپ اول، 1414 ه‍، دار ابن کثیر، بیروت لبنان .
5. الفتن و الملاحم، اسماعیل بن کثیر شافعی، ص 33 و 34، همان.
6. ره یافته، محمد تیجانی، ص 237، چاپ اول، 1368، انتشارات مرکز تحقیقات و پژوهشهای دفتر تبلیغات.