چند طایفه در آتش
ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: چند طایفه در آتش ،اولین دسته که مورد حساب و مؤ اخذه واقع مى گردند ،شما عالمید، با سواد و با فضیلتید ،طایفه دیگر قُرّاء قرآنند،

 چند طایفه اند که ایشان را بِرُو در آتش جهنّم مى اندازند. اولین دسته که مورد حساب و مؤ اخذه واقع مى گردند، کسانى هستند که عمرشان را در تحصیل علم گذرانده اند. وقتى که از ایشان پرسیده مى شود در مقابل عقل و فهمى که خداى تعالى بشما داد چه کرده اید؟

مى گویند: پروردگارا مى دانى که شبها نخوابیدیم ، نشر علم دادیم ، درس ‍ خواندیم ، و درس دادیم ، کتاب نوشتیم .

پاسخشان مى دهند: این کارها را کردید براى این بود که بگویند: شما عالمید، با سواد و با فضیلتید یا مثلا در این دوره به شما بگویند: آیت اللّه یا مثلا دکتر و پرفسور و دانشمند، و به آن رسیدید.

غرض این است که یک عمر خیال مى کرد عالم دینى است و مُرکّبش از خون شهیدان برتر است . ولى نمى دانست که بندگى هواى نفسش را کرده است . امر مى شود که بِرُو او را در آتش بیفکنند، چون ریا کار است .

طایفه دیگر را مى آورند، اینها قُرّاء قرآنند، به آنها هم مى گویند: منظورتان از تلاوت قرآن این بود که بگویند: خوب قرآن مى خوانید قارى قرآن هستید و به آن رسیدید دیگر از خدا چیزى طلب ندارید. آنها را به رو در آتش ‍ مى افکنند.

طایفه سوم : شهیدانند، که بخیال خودشان در راه خدا جانشان را فدا کردند. پاسخشان مى دهند: که خدا از قصد شما آگاه است منظورتان از رفتن به معرکه جنگ این بود که بُروز شجاعت دهید و به شما بگویند پردل و زورمند و شجاعید و مردم هم گفتند و بمقصود خود رسیدید. مگر روى اخلاص و براى خدا کارى کرده باشید که بهشت مژده آنهاست . آنها را به رو در آتش مى اندازند.

طایفه چهارم : اغنیایند آنهائیکه در راه خیر پول خرج کرده اند، آنها را مى آورند، عرض مى کنند: خدایا تو مى دانى که فقراء را اطعام کردیم و پوشانیدیم مسجد ساختیم آب انبار بنا کردیم مدرسه ساختیم موقوفه و خیرات جارى تاءسیس نمودیم .

ندا مى رسد: اینها که مى گوئید درست است اما منظورتان این بود که بگویند: فلانى کریم است ، اهل خیر است ، دست و دل باز است ، یا مثلا در این دوره در روزنامه ها بنویسند فلان شخص فلان مبلغ به زلزله زدگان و آسیب دیدگان کمک کرد و به منظور خود رسیدید امر مى شود اینها را هم به آتش در افکنند.

واى از ریا که شرک بخداست و در قیامت به چهار ندا خوانده مى شوند:

1- کافر 2 - مشرک 3 - غادر 4 - مرائى .

آیا عمل خالصى از خود سراغ داریم که هیچ شائبه و ریائى در آن نباشد؟ پس چرا این عذاب ها را از خود دور مى دانیم ؟ ولى این را هم بدانید: روایت است که دست و صورت و زبان همین ریا کاران هم سوخته نمى شود.

مالک جهنم به ایشان مى گوید: واى بر شما چه کسانى هستید که خدا اینقدر ملاحظه شما را فرموده است . مى گویند: ما امت پیغمبر آخر الزمانیم اما بدبختانه ریا کاریم .

خداى تعالى که چنین مى فرماید، چون با این زبان یاد او کرده اند این صورت ها را در سجده روى خاکها مى گذاشتند هر چند ریاء مى کردند اما باز لطف حق شامل حالشان شده و همین صورت مجاز را به همین حد ترتیب اثر داده است

                                                                         نرم افزار بوستان حکایت