احوال قیامت
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: احوال قیامت ،یَوْمَ یَدُعَّ الداعِ اِلى شَیْئٍ نَکر ،وَ نَفَخَ فِى الصُّور فَفَزَعَ مَنْ فِى السَّموات ،سه مرتبه در صور مى دمد

 خداوند متعال پیغمبرش را مخاطب فرمود: و احوال قیامت را براى او نقل مى فرماید: تا مشرکین متنبه گردند یَوْمَ یَدُعَّ الداعِ اِلى شَیْئٍ نَکر روزى که مى خواند خواننده الهى به چیزى زشت که اسباب زحمت است . مراد از داع یعنى خواننده ، که حضرت اسرافیل است که مَلک مُقرّب و ماءموریتش ‍ دمیدن در صور است و داراى سه ندا است . یعنى سه مرتبه در صور مى دمد نفخه فزع و نفخه اَماته و نفخه اِحیاء و هنگامیکه براى دمیدن صور از آسمان به زمین مى آید، تمام ملائکه مُتوحّش مى شوند و اسرافیل در بیت المقدس ‍ مى ایستند و متوجه کعبه معظمه شده و در صور مى دمد چنان صدایى مى کند که هر کس در زمین و آسمان است متوحّش مى شود و به فزع مى افتد، وَ نَفَخَ فِى الصُّور فَفَزَعَ مَنْ فِى السَّموات وَ مَنْ فِى الْاَرْض .

بعد دودى پیدا مى شود که سراسر عالم را فرا مى گیرد چهل شبانه روز کره زمین را دودى آشکار فرا مى گیرد یَوْمَ تَاءْتى السَّماءَ بِدُخانٍ مُبین . نَفَس که مى کشد از سوراخهاى دهان و بینى دود بیرون مى آید. البتّه اهل ایمان و عمل صالح از این ناراحتى ها در امانند وَ هُمْ مَنْ فَزْعَ یُومَئِذٍ آمنُون . در روایت هم هست که ابتلاء اهل ایمان به این درد مانند زکامى بیش نیست .

بعضى هم فرموده اند، که در این نفخه فزع است که زن آبستن بچه مى اندازد و مردم مانند مستها مى شوند و زن بچه شیرده از بچه اش بى خبر مى گردد که خداوند در آیه سوره حج بیان مى فرماید: اهل ایمان که با سابقه اند و مى دانند که این مقدمه قیامت است ناراحتى ندارند چون کارشانرا کرده اند.

نفخه دوم : نفخه اَماته است که پس از دمیدن ، یکنفر هم در زمین و آسمانها باقى نمى ماند وَ نُفِخَ فِى الصُّور فَصَعَقَ مَنْ فِى السَّمواتِ وَ مَنْ فى الْاَرْض در اینجا است که ندا از مصدر جلال صادر مى شود کجایند آنهائیکه دعویها داشتند؟ مُلک امروز براى کیست ؟

کسى نیست که پاسخ بگوید. خود ذات مقدسش پاسخ مى دهد که مُلک امروز براى خداوند قهّار است . لِمَنِ الْمُلْکُ اَلْیُوم لِلّه الواحِدِ القَهّار. از نفخه اَماته تا قیامت بنا به روایتى که از حضرت سجّاد (ع) است چهار صد سال طول مى کشد که در این مدت هیچ جنبنده اى نیست ، البتّه همانطور که مجلسى قدس سره مى فرماید: اَماته اى که ذکر شده راجع باجساد است وگرنه ارواح بحال خود باقى هستند. پس معنى روایت این است که چهار صد سال بین بدن هر جسدى با روحش فاصله افتد.

پس از آنکه اراده الهى به قیام قیامت تعلّق گرفت ، در روایتى از حضرت صادق (ع) چهل شبانه روز باران مى بارد و در روایت دیگر مى فرماید: مثل این باران نیست . یعنى به صورت قطره قطره معلوم نیست باشد، حال به چه نحو است نمى دانم . شاید مانند ناودان از آسمان باران سرازیر شود. بلى در روایت اینطور است که روى هر قطعه زمین دوازده زراع آب مى ایستد و در جوف زمین نمى ماند ذرّه اى از ذرات بدنى مگر اینکه آب به او مى رسد.

نفخه سوم نفخه اِحیاء: نخستین کسى که به امر پروردگار عالم دوباره زنده مى شود، اسرافیل است و به او امر مى شود که در صور بدمد.

آنگاه ندا مى کند: اى استخوانهاى پوسیده شده ، اى گوشتهاى ریزه ریزه شده ، اى موهاى پراکنده شده خداى تعالى امر مى فرماید: که براى رستاخیز قیامت جمع شوید.

ذرّات بدنهائیکه داخل یکدیگر شده از هم جدا مى گردند و به بدن خود ملحق مى شوند حضرت مى فرماید: ذرّات بدن مؤ من در اَجزاء بدن کافر، مانند ذرّات طلا در بین خاک است ، وقتى که باران مى بارد چطور ذرّات خاک را از روى طلا مى شوید، بدن مؤ من هم همین طور از کافر جدا مى شود.

ذرّات پراکنده به هم جمع شده و روح در آنها دمیده مى گردد، همه مى ایستند چه ایستادنى ؟ در آیات است . در حالیکه خشعا ابصارهم چشمانشان خاشع است . خشوع امر قلبى است که باید از دل سرچشمه بگیرد و اثرش در جوارح آشکار مى گردد و از همه بیشتر در چشم خشوع نمایان مى گردد.

ربط چشم به قلب ، از سایر اعضاء بیشتر است ؛ شادى و حزن و حیاء و شرم هر کس را مى شود در چشمانش خواند. براى همین است که خدایتعالى نسبت خشوع را بچشم مى دهد. در حالیکه خشوع مربوط به قلب است ، چون آثار ذلّت و بدبختى از چشمهایشان مى بارد این است که مى فرماید: چشمهایشان خاشع است .

از قبرها بیرون مى آیند یَخْرِجُون مِنَ الْاءجْداث کَاءَنَّهُمْ جراد منشره . اجداث جمع قبر است . در حالى که مانند ملخها پراکنده شده اند. از خصوصیّات ملخ آن است که در حرکت نامنظم و سرگردان است . دیده اید که مرتّب با هم برخورد مى کنند به در و دیوار و اشیاء مى خورند و بسیارى از آنها هم بدین سبب سقوط مى کنند.

خداى تعالى حال بشر را در وقتى که سر از قبر در مى آورد به ملخ تشبیه مى فرماید. چون حیرت زده مى شود چیزهایى که هرگز ندیده مى بیند وجاى هرگز نرفته مى خواهد برود اولین و آخرین همه جمعند.

                                                                  نرم افزار بوستان حکایت