عاشق چند دله
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: عاشق چند دله ،سر نوشتى عبرت آموز ،گر تو بر من عاشقى اى بى وفا ،از جمال نارنینان دور به

تـاریـخ عـاشـقـان بـسیارى سراغ دارد که هر کدام سر نوشتى عبرت آموز داشته اند. البته عشق عاشقان به تناسب حال و هواى آنها متفاوت است .

بـرخـى سـرگـرم عـشـق حقیقى اند و در ژرفاى دل و اندیشه خویش جز با معشوق به سر نمى برند. گروهى دیگر عاشقانى هستند که یا معشوق آنها مجازى است یا عشقشان مجازى است و در پى آب و رنگند.

عـشـق ایـن گـونـه افـراد عـاقـبـتـى خـوشـى نـدارد و طـور مـعـمـول سـرنـوشـت ناپسندى در انتظار آنهاست . زیرا بازارى و هر جایى اند، گوشهاى بـاز و چـشـمـان هـوسـباز دارند و سراى دل را نشیمن هر بى سرو پایى مى کنند. اینها نه وفـا دارنـد نـه صـفا، به محض آنکه معشوقى تازه رو کند چشم از عزیز گذشته خود مى پوشند.

روزى یـکى از این قبیل عاشقان روى بامى با معشوق خود نشسته بود و هر دو گرم سخن و دلدادگى بودند، که ناگاه معشوق گفت : به به ! ببین چه نازنینى ! دست قدرت خدا چه زیـبا آفریده ! اگر او خوبروست پس من چه هستم ؟! شروع کرد چند جمله اى از این سخنان با آب و تاب گفتن .

دل عاشق نا خالص ، ندیده در هواى او شد. روى برگرداند تا نظرى به خوبروى تازه وارد کند که معشوق بر پشت او کوفت و او را از بام به زیر انداخت و گفت :

اگر تو عاشق منى و دل به من داده اى دیگر منظر چه هستى ، و طالب دیدار که ؟!

گر تو بر من عاشقى اى بى وفا 

    من برابر بودمت نى از قفا

 

 

گر نه بازارى و هر جا نیستى 

    از قفا در جستجوى کیستى

 

 

چـون هـوسـنـاکـى اسـت چـشـمـت کـور بـه 

    از جمال نارنینان دور به

 

 

یـار بـس نـازک مـزاج اسـت و غـیـور 

    غـیـر او محفل خود ساز دور

                                                                      نرم افزار بوستان حکایت