سخنرانى امام حسین علیه السلام در میدان جنگ
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سخنرانى امام حسین علیه السلام در میدان جنگ ،روز عاشورا براى اتمام حجت ،این عمامه را که بر سرم بسته ام ،فبم تستحلون دمى

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

امام حسین علیه السلام روز عاشورا براى اتمام حجت در برابر لشکر دشمن قرار گرفت و بر شمشیر خود تکیه داد و با صداى بلند فرمود:

شما را به خدا سوگند آیا مرا مى شناسید؟

سپاه پاسخ دادند:

بلى ، تو فرزند دختر پیامبر خدا و نوه آن حضرت هستى .

امام حسین علیه السلام : شما را به خدا آیا مى دانید رسول الله پدر بزرگ من است ؟

سپاه : بلى ، مى دانیم .

امام حسین علیه السلام شما را به خدا مى دانید فاطمه دختر پیغمبر مادر من است ؟

سپاه : بلى ، مى دانیم .

امام حسین علیه السلام : شما را به خدا آیا مى دانید على بن ابى طالب پدر من است ؟

سپاه : بلى ، مى دانیم .

امام حسین علیه السلام : شما را به خدا آیا مى دانید خدیجه دختر خویلد نخستین زنى که به اسلام گروید مادر بزرگ من است ؟

سپاه : بلى ، مى دانیم .

امام علیه السلام : شما را به خدا آیا مى دانید حمزه سید الشهدا عموى پدر من است ؟

سپاه : بلى ، مى دانیم .

امام علیه السلام : شما را به خدا آیا مى دانید این شمشیر که بر کمر بسته ام شمشیر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله است ؟

سپاه : آرى ، مى دانیم .

امام علیه السلام : شما را به خدا آیا مى دانید این عمامه را که بر سرم بسته ام ، عمامه پیامبر خدا صلى الله علیه و آله است ؟

سپاه : بلى ، مى دانیم .

امام علیه السلام : شما را به خدا آیا مى دانید پدرم على اولین مردى بود که اسلام آورد و در علم از همه آگاه تر و در حلم و صبر از همه شکیباتر و او پیشواى همه مردها و زنها است ؟

سپاه : بلى ، مى دانیم ؛

فبم تستحلون دمى ...

پس چرا ریختن خون مرا روا مى دانید؟ در صورتى که فرداى قیامت حوض ‍ کوثر در اختیار پدر من خواهد بود و او عده اى را از آب کوثر باز مى دارد، چنانچه که شتر تشنه را از آب باز دارند و در همان روز پرچم حمد نیز در دست او خواهد بود.

سپاه : ما همه اینها را مى دانیم ولى هرگز از تو دست برنمى داریم تا بر اثر تشنگى جان بدهى