هوش خدادادى
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: هوش خدادادى ،خواجه نصیرالدین دانشمند بزرگ ،در آسیاب بخوابید

خواجه نصیرالدین دانشمند بزرگ شیعه که در تمام علوم و فنون استاد و عقل کل بود. در موقع مسافرت شب هنگام بر آسیابى رسید فصل تابستان بود.

آسیابان گفت : اگر امشب اینجا مى مانید در آسیاب بخوابید. خواجه گفت : هوا گرم است و هواى بیرون بهتر است من بیرون مى خوابم . آسیابان گفت : امشب باران مى بارد.

خواجه نگاهى به آسمان کرد. هوا کاملا صاف بود و یک قطعه ابر هم در آسمان نبود بنابر این گفت : نه من بیرون مى خوابم و خواجه در بیرون آسیاب رختخوابش را انداخت و به خواب رفت .

نیمه شب باد و ابر و رعد و برق زیادى آمد و رگبار تندى شروع به باریدن کرد. خواجه بیدار شد و از روى ناچارى داخل آسیاب رفت و از آسیابان پرسید: از کجا دانستى امشب باران مى بارد؟

آسیابان گفت : من سگى دارم هر وقت بخواهد باران ببارد او وارد آسیاب مى شود و بیرون نمى خوابد. دیشب هم او به زور وارد آسیاب شد و بیرون نخوابید. من هم دانستم که باران خواهد بارید.

غیر از خداوند دانا و مهربان چه کسى این فهم را در سگ ایجاد کرده است .

                                                                            نرم افزار بوستان حکایت