خداى قصاب
ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: خداى قصاب ،جهانگردى در سفر نامه اش نوشته است : ،تاقچه بالاى ترازو ،وقتى به هند رسیدم

جهانگردى در سفر نامه اش نوشته است : وقتى به هند رسیدم ، پس از مدتى براى خرید گوشت به یک قصابى رفتم قصاب چند مشترى داشت هرگاه مى خواست گوشت را وزن کند از تاقچه بالاى ترازو، دستمالى را بر مى داشت و باز مى کرد و درون آن را مى نگریست و سپس گوشت را وزن مى کرد. وقتى نوبت به جهانگرد رسید، جهانگرد از او پرسید: آن چیست که هر بار قبل از وزن کردن به آن مى نگرى ؟

قصاب گفت : من بت پرستم و بت من درون دستمال قرار دارد هنگام کشیدن گوشت به آن مى نگرم تا متوجه شوم خدایم حاضر است و کم فروشى نکنم .

آیا ما مسلمان ها از آن بت پرست کمتر هستیم ؟ خداوند در قرآن مى فرماید: هر جا که باشید خدا با شماست و نیز مى فرماید: خداوند از رگ گردن به شما نزدیک تر است .

یک مسلمان باید اعتقاد داشته باشد 2که خداى او و خداوند همه عالمیان ، همیشه حاضر و ناظر است و اعمال و رفتار و پندار او را مى بیند، اگر مسلمان به این موضوع ایمان داشته باشد هرگز خیانت ، دزدى ، کم فروشى ، احتکار، ربا خوارى و جنایت نمى کند.

                                                                         نرم افزار بوستان حکایت