فرق بین رئیس جمهور و ولایت فقیه چیست؟ آیا ولی فقیه میتواند رئیس جمهور را عزل کند
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: فرق بین رئیس جمهور و ولایت فقیه چیست؟ ،آیا ولی فقیه میتواند رئیس جمهور را عزل کند و چگونه ،اصطلاح رئیس جمهور ،عالیترین مقام رسمی کشور

پرسش:

فرق بین رئیس جمهور و ولایت فقیه چیست؟ آیا ولی فقیه میتواند رئیس جمهور را عزل کند و چگونه؟

پاسخ:

در خصوص سؤال فوق نخست به یک تبیین کلی و مختصر در مورد واژه «رئیس جمهور» و «ولی فقیه» میپردازیم سپس در ادامه به ذکر تفاوت میان آن دو و تبیین جایگاه هر یک در نظام جمهوری اسلامی خواهیم پرداخت.
اصطلاح رئیس جمهور یک مفهوم رایج و متداولی است که در غالب حکومتهای کنونی جهان شناخته شده و از جایگاه خاصی برخوردار است در اغلب حکومتهای جهان معاصر رئیس جمهور به فردی اطلاق میشود که ریاست قوه مجریه را بر عهده داشته و مسئول اجرای قانون در کشور است نوعاً چنین فردی که با انتخاب مستقیم مردم به قدرت میرسد به عنوان شخص اول مملکت در جامعه شناخته میشود. اما ولایت فقیه اصطلاحی است که تنها در فلسفة سیاسی اسلام مطرح میشود مطابق نظریة ولایت فقیه، کسی باید در رأس حکومت اسلامی قرار گیرد که شرائط خاص و صفات ویژة رهبری در اسلام را دارا باشد. در این نظریه کلیه افراد جامعه از جمله قوای حاکم در یک جامعه،‌ تحت ولایت ولی فقیه و زیر نظر او به انجام وظیفه میپردازند.(1) امتیازی که نظریة ولایت فقیه بر سایر نظریات مطرح در فلسفة‌ سیاسی حکومتهای جهان دارد، به این است که این نظریه از توحید و اعتقادات اسلامی ریشه میگیرد بر طبق نظریه فوق. حکومت بر انسانها تنها مستند به اجازه الهی بوده و از او مشروعیت میگیرد.(2) در نظام سیاسی اسلام، ولی فقیه به عنوان جانشین رسول و امامان معصوم(ع) مسئولیت هدایت و رهبری جامعه و تأمین مصالح مادی و معنوی افراد را بر عهده دارد، چون ایشان بر تمام افراد جامعه و از جمله قوای حکومتی، ولایت خواهد داشت، بر این اساس در یک نظام مبتنی بر ولایت فقیه، جایگاه حقوقی ولی فقیه در مرتبهای بالاتر از تمام قوای حاکم حتی شخص رئیس جمهور قرار میگیرد. هر چند به لحاظ شخصیت حقیقی وی با سایر افراد در برابر قانون مساوی تلقی میشود،(3) اما از منظر حقوقی، اعمال قدرت تمام قوای حاکم بر جامعه با اجازه ولی فقیه ممکن خواهد بود.(4) در اصل 113 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «پس از مقام رهبری رئیس جمهور عالیترین مقام رسمی کشور و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیماً ‌به رهبری مربوط میشود برعهده دارد.» همچنین در اصل 122 چنین آمده است: «رئیس جمهور در حدود اختیارات و وظایفی که به موجب قانون اساسی و یا قوانین عادی به عهده دارد، در برابر ملّت، رهبر و مجلس شورای اسلامی مسئول است.» بدیهیترین نتیجه از دو اصل فوق، ولایت و حاکمیت ولی فقیه بر رئیس جمهور در قانون اساسی است. در نظام جمهوری اسلامی ایران که ساختار قانون اساسی آن بر اسقلال قوا بنا نهاده شده است. رئیس جمهور به عنوان رئیس قوة مجریه همانند بسیاری از ساختارهای حکومتی در کشورهای مختلف جهان در کنار دو قوه قضائیه و مقننه موجودیت مییابد تفاوت نظام جمهوری اسلامی با سایر نظامها در این است که در نظامهای لیبرال دموکراسی و یا شبه دموکراسی در جهان، حکومت بر مدار وکالت میباشد یعنی در این نظامها افراد بدون توجه به ملاکها و معیارهای دینی و تنها به میل خویش، فردی را به عنوان وکیل خویش در انجام امور مادی برمیگزینند در حالیکه در نظام جمهوری اسلامی که نظامی ولایتی است، ولی فقیه به عنوان فردی واجد شرایط رهبری در اسلام، هدایت و رهبری جامعه را بر عهده گرفته و حکومتی در تحقق احکام شرعی و مبتنی بر ولایت و رهبری الهی را پایهریزی مینماید.(5) در اصل پنچم از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «در زمان غیبت حضرت ولی عصر در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امّت بر عهده فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدّبر نهاده شده است.» بدیهی است در این نظام نیز افراد جامعه حق دارند در اموری که اختیار آن در دست ایشان قرار دارد تعیین وکیل نمایند اما این امر در اموری که تصرف در آن اختصاص به امامت و ولایت داشته باشد جاری نمیشود. به عنوان نمونه فقهاء اقامه حدود را از جمله وظایفی میدانند که بر عهده امامت و ولایت نهاده شده است نه فرد و یا افراد جامعه لذا افراد یک اجتماع نمیتوانند برای اقامه حدود فردی را به عنوان وکیل خویش تعیین نمایند.(6)
برای تبیین بیشتر جایگاه ولی فقیه و رئیس جمهور در حکومت اسلامی توجه به این نکته حائز اهمیت است که سه قوای حاکم در هر نظامی شامل قوای مجریه، مقننه و قضائیه که در جمهوری اسلامی بصورت نسبی از هم تفکیک شدهاند ممکن است بطور طبیعی در جائی با هم تزاحم و اختلاف کنند. در بسیاری از نظامها تسهیلاتی برای رفع معضل فوق اندیشیده شده است. در نظریه حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه حل این مشکل با اعمال نظارت ولی فقیه بر قوای سه گانه مرتفع میگردد. ولی فقیه به عنوان نقطة مرکزی و اصلی نظام با اعمال نظارت بر سه قوه ضمن رفع اختلاف، محور یکپارچگی و وحدت جامعه اسلامی نیز خواهد بود.(7) حال نتیجهای که از مطالب فوق حاصل میشود این است که در نظام اسلامی ولی فقیه میتواند به عنوان عالیترین مرجع اقتدار نظام در صورت تشخیص عدم صلاحیت رئیس جمهور، او را از مقام خود برکنار سازد. در بند 10 از اصل 110 قانون اساسی آمده است: «عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی» یا رأی، مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل 89، از جمله وظایف و اختیارات رهبری میباشد».
در خاتمه برای جمعبندی مطالب فوق در تبیین و جایگاه رئیس جمهور و ولی فقیه، بطور خلاصه میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
1- رئیس جمهور مفهومی عام در تمام نظامهای سیاسی و ولی فقیه مفهومی خاص نظام سیاسی اسلام میباشد.
2- در حکومت اسلامی رئیس جمهور در مرتبهای پائینتر از ولی فقیه قرار گرفته و با اذن او اعمال قدرت مینماید.
3- رئیس جمهور با رأی مستقیم مردم انتخاب و بر خلاف ولی فقیه که تا زمانی که واجد شرایط رهبری هست در سمت خود باقی است و بصورت دورهای و برای مدتی معین مسئولیت اجرائی کشور را در دست میگیرد.(8)
4- وظیفة رهبری نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام و رفع اختلاف بین قوای حکومت میباشد. همچنین وی میتواند در صورت تشخیص عدم کفایت و صلاحیت رئیس جمهور، به تأیید مراجع ذیصلاح و با در نظر گرفتن مصالح جامعة اسلامی به عزل او اقدام نماید.

                                                                     نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. مصباح یزدی، محمدتقی، حکومت اسلامی و ولایت فقیه، سازمان تبلیغات اسلامی، 1369، ص149.
2. مصباح یزدی، نظریة سیاسی اسلام، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1379، ج2، ص41.
3. قانون اساسی، اصل 107.
4. نظریة سیاسی اسلام، همان، ص82.
5. برای توضیح بیشتر در خصوص مفاهیم حکومت ولایتی و حکومت وکالتی مراجعه شود به: جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، نشر اسراء، 1378، ص210 ـ 217.
6. همان، ص 219.
7. قانون اساسی، اصل 110، بند7.
8. همان، اصل 114.