سخن چینى و نمامى و مفاسد آن .....
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سخن چینى و نمامى و مفاسد آن ،مردى بنده‏اى فروخت، ،قدرى از موى زیر زنخ او را به من ده ،زن تو با مرد بیگانه

بدى سخن چین، از همه کس بیشتر است.

آورده‏اند که: «مردى بنده‏اى فروخت، به خریدار گفت: این بنده هیچ عیبى ندارد جز سخن چینى. خریدار گفت: راضى شدم. پس آن را خرید و برد. چند روزى که از این گذشت. روزى آن غلام به زن آقاى خود گفت: من یافته‏ام که آقاى من تو را دوست ندارد! و مى‏خواهد زنى دیگر بگیرد. زن گفت: چاره چیست؟ گفت: قدرى از موى زیر زنخ او را به من ده تا به آن افسونى خوانم و او را مسخّر تو گردانم. زن گفت: چگونه موى زیر زنخ او را به دست آورم؟ گفت: چون بخوابد، تیغى بردار و چند موى از آنجا بتراش و به من رسان. بعد از آن به نزد آقا رفت. و گفت: زن تو با مرد بیگانه طرح دوستى افکنده، و اراده کشتن تو کرده است. چنانچه خواهى صدق من بر تو روشن شود، خود را به خواب وانماى، و ملاحظه کن. مرد به خانه رفته چنین کرد. زن را دید با تیغ بر بالین او آمد. یقین به صدق غلام کرده، بى‏محابا از جا برخاست و زن را به قتل رسانید. در ساعت، غلام خود را به خویشان زن رسانیده، ایشان را از قتل زن اخبار نمود. ایشان آمده شوهر را کشتند. و شمشیرها در میان قبیله زن و شوهر کشیده شد و جمعى کثیر به قتل رسیدند».

و علاوه بر همه این مفاسد، سخن چین بیچاره اکثر اوقات در بیم و اضطراب این است که مبادا رسوا شود. بیشتر وقتها خجل و شرمسار، و با وجود این‏ها در نزد آنها که سخن چینى کرده خفیف و بى وقع و دو به هم زن و خبیث شناخته شده است، گو به روى او اظهار نکنند.

         میان دو کس جنگ چون آتش است             سخن چین بدبخت هیزم کش است‏

             کنند این و آن خوش دگر باره دل             وى اندر میان، کوربخت و خجل‏

             میان دو تن آتش افروختن             نه عقل است خود را در آن سوختن‏

                                                                معراج السعادة    متن    547