در مجلس یزید
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: در مجلس یزید ،جوابش را بگوى ،ما أَصابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی ،زندان امام زین العابدین امروزه تبدیل به مسجد شده ا

پس از سخنان زینب (س)، در شام  یزید رو کرد به على بن الحسین (ع) و گفت: (اى پسر حسین، پدرت پیوند خویشاوندى مرا قطع کرد و حق مرا نشناخت و با من بر سر قدرتم به نزاع برخاست و خدا با او چنان کرد که دیدى.) على بن حسین (ع) گفت: کلام خدا سزاوارتر است و آیه زیر را خواند:

«ما أَصابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ» «1» یعنى: هیچ مصیبتى به زمین یا نفوس شما نرسد مگر پیش از آنکه خلقش کنیم. در کتابى بوده است که: این براى خدا آسان است، تا براى آنچه از دستتان رفته غم مخورید و از آنچه به دستتان آمده غرّه مشوید که خدا خودپسندان فخرفروش را دوست ندارد.»

یزید به پسرش خالد گفت: (جوابش را بگوى) اما خالد ندانست چه جواب گوید و یزید این آیه را خواند:

«ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ» «2» یعنى هر مصیبتى به شما رسد براى کارهایى است که دستهایتان کرده و بسیارى را نیز ببخشد.

آنگاه على بن حسین (ع) به یزید گفت: «اى پسر معاویه و هند و صخر، بدان که پرچم رسول خدا (ص) در جنگ بدر و احد و احزاب در دست جدّم على بن أبی طالب بود. اما در همان موقع پدر و جدّ تو پرچم کفر را در دست داشتند. سپس سخن خود را ادامه داده گفت: اى یزید، واى بر تو، اگر مى‏دانستى چه خطا و اشتباه بزرگى مرتکب شده‏اى و پدر و خاندان من و برادر و عموهاى مرا چگونه مورد ظلم و جور و ستم قرار داده‏اى، سر به بیابان و کوهها مى‏گذاشتى و حیران و سرگردان به دشت و هامون متوارى مى‏گشتى.

بر خاک و خاکستر مى‏خفتى و با خود مى‏گفتى، اى کاش هلاک و نابود مى‏شدم، و به چنین جنایاتى دست نمى‏زدم. آرى سر مبارک پدرم حسین و فرزند فاطمه و على را بر دروازه شهرتان آویخته‏اى در حالى که مى‏دانى که این امانتى است که از جانب رسول اللّه در نزد شماست. پس بدان که سرانجام انگشت ندامت و پشیمانى بر دهان خواهى گذاشت و در گرداب ذلت و خوارى و هلاکت سرازیر خواهى شد.

ابن شهر آشوب گوید: (زندان امام زین العابدین امروزه تبدیل به مسجد شده است ...) اما ابن عساکر بر این عقیده است که وى در مسجدى زندانى بود، که امروزه در دمشق مشهور است و به نام مشهد علی، در جامع دمشق خوانده مى‏شود.

آنگاه یزید با حاضرین اهل شام به مشورت پرداخت و از آنان پرسید که چگونه با اسیران رفتار کند. یکى از آنها پاسخ ناروایى داد که قابل ذکر نیست و منظورش این بود که همه را به قتل رسانند. نعمان بن بشیر که در مجلس حاضر بود رو کرد به یزید و گفت: بنگر که پیمبر خدا (ص) با ایشان چگونه رفتار داشت به همان روش که رسول اللّه انجام مى‏داد تو هم اقدام کن.

______________________________
(1) سوره حدید آیه 23- 24.

(2) سوره شورى آیه 29.

سیره معصومان ،ج‏5،ص:199