خطبه زینب (ع) در کوفه‏
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: خطبه زینب (ع) در کوفه‏ ،نفسها به سینه‏ها بازگشت ،فاجعه‏اى که عظمت آن نزدیک است ،دو روزه مهلت خوشدل و مغرور

خزیم بن بشر اسدى گوید: آن روز که زینب دختر على (ع) خطاب به مردم کوفه سخن مى‏گفت بر وى نگریستم. به خدا سوگند هرگز در خطابه و سخن زنى را بالاتر از او ندیده بودم. گویى همان سخنان امیر المؤمنین على (ع) است، که از زبان او شنیده مى‏شود. پس به سوى مردم اشاره کرد که خاموش باشید.

نفسها به سینه‏ها بازگشت و زنگهاى شتران از صدا بیفتاد. آنگاه سخن را آغاز کرد و گفت: سپاس و ستایش بر خداوند و درود بر محمد و خاندان پاکش باد. اما بعد، اى مردم کوفه و اى فریبکاران مکار، و اى بى‏وفایان پیمان‏شکن آیا بر ما اشک مى‏ریزید؟ و به خاطر ما ناله مى‏کنید؟ اشک بریزید که اى کاش هرگز چشمتان از اشک بازنایستد و ناله شما آرام نگیرد. شما به آن زنى مى‏مانید که رشته خود را محکم مى‏تابد و سپس مى‏گشاید. شما نیز رشته ایمان را بستید و عهد و پیمان بستید اما سرانجام عهد و پیمان خود را شکستید و رشته ایمان را از هم گسستید. در میان شما هیچ خصلتى جز لاف‏زنى و خودستایى و دشمنى و دروغگویى وجود ندارد. به سان کنیزان تملق مى‏گویید و همانند دشمنان غمازى مى‏کنید و فریب مى‏دهید. شما همانند آن گیاهى هستید که در مزبله روییده باشد و یا به سان آن نقره‏اى هستید که آرایش قبرى شده باشد. چه بد توشه‏اى براى خود ذخیره کردید. خشم خدا را به جان خریدید و آتش جاودان را براى خویشتن مهیا ساختید. اکنون بر ما اشک مى‏ریزید و ناله مى‏کنید؟! سوگند به خدا که سزاوار گریستن باشید. پس بسیار بگریید و کم بخندید، که ننگى ابدى بر دامن خود فرو انداختید. ننگ و عارى که به هیچ آبى شسته نگردد. آیا مى‏دانید چه کسى را کشتید و با چه چیزى جبران خواهید کرد؟ او جگرگوشه خاتم پیمبران و معدن رسالت و سرور جوانان اهل بهشت و کسى بود که در جنگ و گرفتاریها ملجأ و پناه شما به حساب مى‏آمد. دین را از او مى‏آموختید و احکام شریعت را از او تعلیم مى‏گرفتید. آگاه باشید که گناه عظیمى مرتکب شدید. وزر و وبال بزرگى براى خود ذخیره کردید. از رحمت خدا به دور باشید و هلاکت بر شما باد. حسرت زده و نومید بمانید که دستهاى شما زیانکار شد و معامله شما موجب خسران و زیان شما گردید. در خشم و غضب خدا غوطه‏ور شدید و پرده ذلت و فلاکت شما را در برگرفت. واى بر شما اى اهل کوفه، آیا مى‏دانید که چه جگرى از پیمبر خدا را شکافتید؟ و چه پرده‏نشینانى را از پرده بیرون افکندید؟ و چه خونى از او ریختید و چه حرمتى را از او شکستید؟ شما با این عمل ناپسند خود حادثه‏اى‏ عظیم و فاجعه‏اى بزرگ و درآور و پست و ظلم و ستمى جانفرسا و کارى زشت و ناشایسته انجام دادید.

فاجعه‏اى که عظمت آن نزدیک است. زمین و آسمانها را به هم ریزد. آیا تعجب مى‏کنید که اگر در اثر این گناه خون از آسمان ببارد؟ بدون شک عذاب آخرت سخت‏تر و خوارکننده‏تر است، و در آن روز شما را یاورى نخواهد بود. از این دو روزه مهلت خوشدل و مغرور نشوید زیرا که خداوند در مکافات بندگان عجله نمى‏کند. بیم آن ندارد که هنگام انتقام بگذرد و گناهکارى بدون کیفر بماند. آرى پروردگار شما در کمین گناهکاران است.

خزیم بن بشر گوید: به خدا سوگند مردم را دیدم با شنیدن این خطبه در بهت و حیرت فرو رفته مى‏گریستند و دستها به دهان مى‏گزیدند. پیرمردى را دیدم که در کنار من ایستاده و از اشک محاسنش تر شده بود. مى‏گفت: پدر و مادرم فداى شما باد. پیران شما از بهترین افراد و جوانان شما بهترین جوانها و زنان شما بهترین زنها و خاندان شما بهترین خاندانها هستند که هرگز خوار و مغلوب نخواهند شد.

سیره معصومان ،ج‏5،ص:188