ورود امام به کربلا
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: ورود امام به کربلا ،کربلا همین‏جاست؟ ،پاسخ نامه چیست؟

امام (ع) پس از مقابله و تلاش بسیار برخاست و بر مرکب خویش سوار شد اما به هر سو که اراده رفتن مى‏کرد به راه دیگرى او را سوق مى‏دادند. تا سرانجام به سرزمین کربلا رسید. و این به روز پنجشنبه دوّم‏ محرّم سال شصت و یکم هجرى بود. همین که بدین محل فرود آمد، حضرت پرسید: نام این سرزمین چیست؟ گفته شد. کربلا. پس گفت: «بار الها از بلا و رنج این سرزمین به تو پناه مى‏برم. آنگاه رو کرد به یاران خود و فرمود: مردم بنده دنیا هستند و دین بازیچه زبان آنهاست. مادام که دین را به سود خود دیدند، در پى بى‏آن مى‏روند. اما همین که دوره امتحان فرا رسد، دیندار کمیاب مى‏گردد. سپس پرسید: کربلا همین‏جاست؟ گفتند: آرى، اى پسر پیمبر خدا، فرمود: این دشت رنج و بلاست. پیاده شوید که این سرزمین بارانداز ما و قتلگاه مردان ما و محل ریختن خونهاى ما خواهد بود. کاروان امام که فرود آمد، حرّ و سربازانش نیز در گوشه‏اى دیگر فرود آمدند. آنگاه حسین (ع) فرزندان و برادران و خانواده خویش را فراهم آورد.

نگاهى به آنان بینداخت و با چشمانى گریان گفت: خدایا، ما عترت پیمبر تو محمد (ص) هستیم، ما را از سرزمین خود روانه ساخته و از حرم جدّمان به دور داشته‏اند. بنى امیّه بر ما ستم کرده‏اند. بار الها حق ما را از آنان بگیر و بر قوم ستمکار ما را پیروزى عنایت فرما.

در این هنگام حرّ نامه‏اى به عبید اللّه بن زیاد، مبنى بر فرود آمدن حسین (ع) به کربلا ارسال داشت. پسر زیاد براى حسین (ع) نامه‏اى بدین مضمون نوشت: به من خبر رسیده است که به کربلا آمده‏اى. فرمانرواى من یزید به من نوشته که در بستر نرم نخوابم و نان گرم نخورم تا تو را نکشم. مگر آن که تو را به خداى لطیف خبیر ملحق سازم، و یا زیر فرمان آیى. فرمان من و فرمان یزید بن معاویه. و السلام.

همین که امام نامه را بخواند، بینداخت و گفت: مردمى که خشم آفریدگار را بر خوشنودى مخلوق ترجیح مى‏دهند هرگز رستگار نشوند.

نامه‏رسان به امام گفت: اى ابا عبد اللّه، پاسخ نامه چیست؟ حسین (ع) گفت: این نامه پاسخى ندارد.

نامه‏رسان بازگشت و سخن حسین (ع) را در پاسخ نامه گزارش داد. ابن زیاد از این پاسخ سخت در غضب شد و به تدبیر و جمع سپاه پرداخت. آنگاه مردم را به مسجد کوفه فرا خواند، و براى آنان به سخن پرداخت، و از یزید و پدرش به نیکى یاد کرده، گفت: شما مى‏دانید که این دو، سیرتى نیکو و رفتارى شایسته دارند و به مردم کمکهاى مالى فراوان مى‏کنند. یزید در عطا و بخشش براى هر کس صددرصد افزایش خواهد داد، و در پایان سخن خود دستور داد که مردم آماده نبرد با حسین (ع) گردند.

سیره معصومان ،ج‏5،ص:141