منکرات نظامى‏
ساعت ۸:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: منکرات نظامى‏ ،فرار از جبهه‏ ،نداشتن فرمانده و رهبر؛ ،نافرمانى از فرماندهى‏

1- فرار از جبهه‏

بعضى از منکرات مربوط به جبهه و جنگ است که یکى از آنها فرار از جبهه و جنگ است. قرآن مى‏فرماید:" جز آنها که براى سازوبرگ نبرد باز مى‏گردند، یا آنها که به یارى گروهى دیگر مى‏روند، هرکسى که پشت به دشمن کند، مورد خشم خدا قرار مى‏گیرد و جایگاه او جهنم است. جهنم بدجایگاهى است." «1»

آرى! فرار از جنگ، از گناهان بزرگى است که خداوند براى آن وعده دوزخ داده است. در سوره احزاب مى‏خوانیم:" بعضى با خود پیامبر اسلام عهد بسته بودند که در جنگ با دشمنان اسلام فرار نکنند". سپس قرآن مى‏فرماید:" هرگز فرار براى شما سودى ندارد." «2»

توجیهات فرار

در قرآن در مورد فرار منافقان و افراد ترسو از جبهه و توجیهاتى که مى‏کنند، نکاتى آمده است که فهرست‏وار به آنها اشاره مى‏کنیم:

1- نداشتن فرمانده و رهبر؛

______________________________
(1)- وَ مَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ الّا مُتَحَرّفَاً لِقِتَالٍ اوْ مُتِحَیِّزَاً الى‏ فِئَةٍ فَقَدْ بآءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیر/ انفال/ 16

(2)- احزاب/ 16

در جنگ احد، گروهى از مسلمانان به خیال آنکه پیامبر اکرم شهید شده است، پا به فرار گذاشتند. قرآن مى‏فرماید:" برفرض که پیامبر اسلام شهید شد و یا از دنیا رفت.

آیا باید شما فرار کنید و به عقب برگردید؟!" «1»

2- گرمى هوا؛

همین‏که فرمان بسیج صادر شد، گروهى مى‏گفتند:" الان هوا گرم است. قرآن مى‏فرماید:" آتش دوزخ گرمتر است." «2»

3- دشمنان زیاد؛

گروهى همین‏که لشکر کفر و سازوبرگ نظامى آنان را دیدند، گفتند:" لا طاقَةَ لَنَا الْیَوْم"؛ ما امروز توان مبارزه با این طاغوت را نداریم." «3»

در جنگ بدر، خداوند با قدرت غیبى کارى کرد که مسلمانان کفار را کم دیدند؛ و گرنه سست مى‏شدند و جرأت حمله پیدا نمى‏کردند." «4»

4- گناهان احتمالى؛

مسلمانان تن‏پرور هنگام دعوت به جنگ تبوک گفتند:" ما نگرانیم که در مسیر راه چشممان به دختران رومى بیفتد و گرفتار گناه شویم. غافل از آنکه شکستن فرمان رهبرى و فرار از جنگ، از گناهِ نگاه به زنان و دختران بدتر است." «5»

5- بعضى نیز بى‏حفاظ بودن خانه‏هاى خود را بهانه قرار مى‏دهند. «6»

______________________________
(1)- افَانْ ماتَ اوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ اعْقَابِکُم .../ آل عمران/ 144

(2)- لا تَنْفِرُوا فِى الْحَرْبِ ..../ توبه 81

(3)- لا طاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَ جُنَودِه ../ بقره/ 249

(4)- اذْ یُرِیکَهُمُ اللَّهُ فى‏ مَنَامِکَ قَلِیَلًا/ انفال/ 43

(5)- وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ائْذَنْ لى وَ لا تَفْتِنّى‏ الا فِى الْفِتْنَةِ سَقَطُوا/ توبه/ 49

(6)- یَقُولُونَ انَّ بُیُوتَنَا عَوْرَةٌ وَ ما هِىَ بِعَوْرَةٍ انْ یُرِیدُونَ الَّا فِرَارَا/ احزاب/ 13

برخورد با فراریان‏

قرآن مى‏فرماید:" بر جنازه کسانى که از شرکت در جبهه سرباز زدند، نماز مگذار و حتى بر سر قبر آنها مرو!" «1»

تنبیه فراریان‏

در یکى از جنگها که پیامبر اسلام (ص) فرمان بسیج عمومى داد، سه نفر از شرکت در جبهه سرباز زدند. حضرت به همه مسلمانان فرمود:" احدى با این سه نفر سخن نگوید!"

ایشان به‏این شکل متخلفان را در محاصره اجتماعى شدیدى قرار داد و کار به جایى رسید که همسر و فرزندان ایشان نیز با آنها سخن نمى‏گفتند. این سه نفر با خود گفتند:" پس خود ما نیز با یکدیگر حرف نزنیم."

این اعتصاب، زمین بزرگ را بر آنان تنگ کرد؛ ولى آنها شرمنده شدند و توبه کردند و توبه‏شان پذیرفته شد. «2»

2- خیانت‏

گاهى سرباز اسلام در جبهه اطلاعاتى به دشمن مى‏دهد و رمزى را فاش مى‏کند.

این عمل گرچه با اشاره باشد، خیانت و از گناهان بزرگ است.

داستان‏

در تفاسیر شیعه و سنى، در شأن نزول آیه 27 سوره انفال‏ مى‏خوانیم:" همین‏که به‏

______________________________
(1)- وَ لا تُصَلِّ عَلى‏ احَدٍ مِنْهُمْ ماتَ ابَدَاً وَ لا تَقُمْ عَلى‏ قَبْرِه ...../ توبه/ 84

(2)- وَ عَلىَ الثَّلاثَةِ اْلَّذِینَ خُلِّفُوا حَتَّى اذَا ضَاقَتْ عَلَیْهِمُ اْلَارْضُ بِمَا رَحُبَتْ/ توبه/ 118

فرمان پیامبر، مسلمانان‏ یهود بنى‏قریظه‏ را محاصره کردند، آنان پیشنهاد صلح و کوچ کردن به شام را مطرح کردند. پیامبر اسلام نپذیرفت و سعدبن معاذ را به داورى مأمور فرمود. یکى از مسلمانان به نام‏ ابولبایه‏ که سابقه دوستى با یهودیان را داشت، هنگام مشاوره یهودیان با او، با اشاره به گلوى خود به آنان فهماند که داورى‏ سعدبن معاذ براى شما خطرناک است. جبرئیل این اشاره را به پیامبر خبر داد. ابولبایه از این خیانت خود شرمنده شد و به عنوان توبه خود را با طناب به ستون مسجد بست. چند روز چیزى نخورد. سرانجام خداوند توبه‏اش را پذیرفت. آرى! گاهى یک اشاره به سود دشمن، خیانت است.

3- نافرمانى از فرماندهى‏

پیامبر اکرم (ص) در آستانه رحلت، لشگر را به فرماندهى جوان 18 ساله‏اى بنام‏ اسامه‏ به منطقه‏اى فرستاد و فرمود:" خداوند لعنت کند هر کس که از لشگر او تخلف کند." «1»

در آیه 61 سوره نور مى‏خوانیم:" مؤمنان واقعى کسانى هستند که به خداو پیامبرش ایمان آورده‏اند و هرگاه با رسول اکرم (ص) در کارى به طور دسته‏جمعى باشند، تا از او اجازه نگیرند، مرخصى نمى‏روند." «2»

آرى! اجازه گرفتن از فرمانده، نشانه ایمان است. یکى از دلایل شکست مسلمانان در احد، نافرمانى از فرمانده بود. «3» اسلام براى فرمانده و رهبر، عنصر عدالت، تقوا، توان و تفکر و براى مردم، عنصر عشق و اطاعت را شرط لازم براى رسیدن به اهداف والاى خود مى‏داند.

______________________________
(1)- بحار/ ج 27/ ص 324

(2)- وَ اذَا کانُوا مَعَهُ عَلى‏ امْرٍ جامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتّى‏ یَسْتَأْذنُوه/ نور/ 62

(3)- حَتَّى اذَا فَشِلْتُمْ وَ تَنَازَعْتُمْ فِى اْلَامْرِ وَ عَصَیْتُم/ آل‏عمران/ 152

4- غنیمت گرایى‏

یکى از منکرات جبهه و جنگ، غنیمت‏گرایى است.

                                     امر به معروف و نهى از منکر، ص: 315 - 319